فاطمه مقدم – شهر مردم
«شما به عروسی دهه ۶۰ دعوتید! کمد لباست رو بگرد؛ یه جوری تیپ دههشصتی بزن که جایزه برای تو باشه! پذیرایی ما ساده است و شام اختیاریه، اما بدون اینجا فقط غذا سرو نمیشه، اینجا تجربه، حال خوب و خاطره ساخته میشه، انرژیت رو به اوج برسون با موسیقی و دورهمی. برای تهیه بلیت ورودی با ما تماس بگیر.»
این نمونهای از آگهیهایی است از مهمانیهایی که شبیه به جشن عروسی است، اما بدون عروس و داماد!
ماجرا از این قرار است که در شبی که نه از ماشین عروس گلزده خبری است و نه از استرسهای معمول خانوادهها برای پذیرایی از مهمانان و در بیشتر موارد نه از خود عروس و داماد، تالار پذیرایی یا بوتیکهتلها و خانههای سنتی بازسازیشده در شیراز شکل متفاوتی از «عروسی» را برای مشتریان خود به اجرا میگذارند.
آگهیهای جدیدی که در فضای مجازی دستبهدست میشوند، این بار مشتریان را نه به یک پیوند زناشویی، که به مهمانی یا به اصطلاح رایج «پلنی» دعوت میکنند که جشن است، اما بدون عروس و داماد؛ در واقع نوعی جشن عمومی که در نبود عروسیها و جشنهای واقعی در تالارها و باغتالارها یا هتلبوتیکها و خانههای تاریخی بازسازیشده در بافت تاریخی شیراز در حال برگزاری است. البته در برخی مهمانیهای نمادینتر که میزبان علتی برای دور هم جمع کردن غریبهها نمیتوانند دستوپا کنند، گاه عروس و دامادی نیز نقش بازیگر را ایفا میکنند، خصوصاً برای مهمانیهایی که تم عروسی از دهههای گذشته چون دهه ۶۰ یا حتی ۵۰ را دارد؛ مهمانها نیز باید این تم عروسی را رعایت کنند و این بهانهای برای ساختن اشتراکی با شرکتکنندگان غریبهای است که با خرید بلیت وارد این مراسم شدهاند و به جای آنکه مهمان یک جشن خانوادگی باشند، در واقع مشتری یک شب تفریحیاند. در این برنامهها معمولاً موسیقی زنده یا دیجی، نورپردازی، پذیرایی و فضایی برای پایکوبی و دورهمی فراهم میشود.
برگزارکنندگان در آگهیهای خود در فضای مجازی میگویند ما حتی زیر سایه جنگ نیز دنبال لحظهای برای فرار از تمام روزمرگیها، از چککردن مدام اخبار و نگرانیهای بیپایان هستیم، گاهی فقط یک ساعت فاصله گرفتن از این همه هیاهو کافی است تا خودمان را از دست ندهیم و همین دور هم جمع شدن تنها چیزی است که این روزها برایمان باقی مانده است؛ کنار هم ماندن و زنده نگه داشتن امید با رقص و موسیقی برای روزهای بهتر.
قیمت شرکت در این مهمانیها بسته به سطح خدمات و البته مکان متفاوت است؛ در مدلهای سادهتر، پذیرایی محدودتر است و شام ممکن است جداگانه محاسبه شود. نمونهای از این مراسم در شهر شیراز ورودیهای ۷۵۰ هزار تومانی (بدون شام) و یک میلیون و ۱۵۰ هزار تومانی (با شام) را تعیین کرده است. اما در نمونههای گرانتر، خدماتی مانند شام مفصل، موسیقی حرفهای و دکور مجلل هم ارائه میشود؛ رقمی که نشان میدهد تجربه یک شب شاد در فضای شبیه به عروسی، حتی بدون حضور عروس و داماد، حالا به یک بازار جدید و پررونق در دل اقتصاد بحرانزده کسبوکارهای خدماتی در شهر شیراز تبدیل شده است، صنعتی که بخش بزرگی از مشتریان سنتیاش را زیر چرخدندههای تورم و کاهش ازدواج از دست داده است. در واقع، این مراسم یک اجرای جمعی است که در آن برگزارکنندگان کارگردان هستند و تالارداران و بوتیکهتلداران هم راهی مییابند تا صندلیهای خالی را پر کنند و شرکتکنندگان هم افرادی هستند که دنبال دورهمی، معاشرت و سرگرمیاند و میخواهند یک شب متفاوت و شاد را تجربه کنند، آنهم در زمانی که مهمانیهای مرسومی چون جشنهای عروسی که خاطره جمعی میساختند به شدت کم شدهاند؛ اینطور مهمانیها گاه حتی فاز مدرن و پارتیطور هم دارند که عمده مهمانان آن از یک یا دو دهه سنی جوان دعوت میشوند و پلن خوراکیها و نوشیدنیهای جور دیگری چیده میشود، اما سبک کلی برگزاری همان است: موسیقی، نورپردازی، دکور، لباس مهمانی، رقص و پذیرایی.
البته برگزاری این سبک مهمانیها چند سالی است که در کلانشهرهایی چون شیراز وجود دارد، اما کشیدهشدن آنها به تالارها و فضاهای عمومیتر، پدیدهای تازه است؛ تغییری که از نگاه فعالان این صنف، بیش از هر چیز به بحران اقتصادی تالارداری و خالیماندن سالنها در روزهای غیرتعطیل مربوط میشود.
از ابتدای هفته تا چهارشنبه، بیشتر تالارهای شیراز بدون مجلس سپری میکنند
یکی از تالارداران شیرازی که در شمال شهر شیراز باغتالار دارد، در گفتوگو با «شهر مردم» با اشاره به کاهش چشمگیر مجالس عروسی در شهر شیراز گفت: حالا دیگر برگزاری عروسی اکثراً تنها به پنجشنبه و جمعه محدود شده است و عمده تالارداران و باغتالارداران از ابتدای هفته تا چهارشنبه را بدون مجلس سپری میکنند.
سعید فانی افزود: این وضعیت با توجه به هزینههای بالای نگهداری تالار، باغ و پرسنل، دیگر فقط به معنای عدمالنفع نیست، بلکه به زیان مستقیم تبدیل شده است؛ زیرا تالارداران ناچارند چه با وجود مشتری و چه بدون آن، بخش قابل توجهی از منابع خود را صرف هزینههای جاری، حقوق کارکنان و حفظ مجموعه کنند، بیآنکه درآمدی متناسب داشته باشند.
دبیر پیشین تالارداران شیراز در ادامه گفت: رکود فعلی در برگزاری مجالس عروسی یکباره ایجاد نشده، بلکه در دو تا سه سال اخیر بهتدریج تعداد مراسمهای عروسی کاهش یافته است؛ در سالهای گذشته، در فصلهای پررونق عروسی مثل نوروز، تابستان و ایام پیش از محرم و صفر، آنقدر شلوغ بودیم که مشتریها دنبال روز خالی میگشتند تا تالار رزرو کنند، اما حالا باید تمام هفته منتظر بمانیم تا شاید آخر هفته یکی دو مجلس داشته باشیم.
شرایط نهجنگ و نهصلح، برنامهریزی برای ازدواج را دشوار کرده است
فانی با اشاره به اینکه علاوه بر تورمی که هر ساعت در تهیه مواد اولیه با آن روبهرو هستیم، مسئله مهمتر کاهش تمایل جوانها به ازدواج است که مستقیماً بر کم شدن تعداد عروسیها تأثیر گذاشته است، جوانها با این شرایط اقتصادی تحمل نمیکنند فکر تشکیل خانواده بیفتند. افزود: از سوی دیگر، گذشته از شرایط دشوار اقتصادی تشکیل خانواده، نااطمینانیهای ناشی از جنگ قریبالوقوع نیز عملاً رگ تشکیل خانواده را زده است؛ بهویژه بعد از آن دوره چهلروزه، شرایط عجیب نهجنگ و نهصلح حاکم بر کشور، برنامهریزی را حتی برای یک هفته بعد دشوار کرده است و خانوادهها نمیدانند اگر با وجود هزینههای سنگین تاریخی برای مراسم خود تعیین کنند، آیا ناگهان اتفاقی غیرمنتظره همه برنامههایشان را بههم نمیریزد و مراسم را لغو نمیکند.
وی ادامه داد: این سردرگمی، وقتی با گرانی و تورم دستبهدست هم میدهد، باعث میشود همان جوانهایی هم که قصد ازدواج دارند، مراسم عروسی خود را به جشنهایی بسیار کوچک و خانوادگی تقلیل دهند؛ بهگونهای که تعداد مهمانان اکنون در حد یک ضیافت ۲۰ تا ۳۰ نفره است که معمولاً تنها با صرف شام در یک رستوران برگزار میشود.
تالارهای رسمی شیراز به دلیل تبعات و دردسرهای احتمالی زیر بار برگزاری پارتیهای شبهعروسی نمیروند
در چنین شرایطی، ورود نوعی مهمانی عمومی به تالارها بهعنوان راهی برای جبران بخشی از صندلیهای خالی عمل میکند و بازار را به دست گرفته است؛ مهمانیهایی که شباهتهایی به جشن عروسی دارند، و شرکتکنندگان با پرداخت ورودی در یک دورهمی شاد شرکت میکنند.
فانی درباره میزان رواج این مدل در شیراز گفت: آنطور که ما میدانیم، در تالارهای رسمی و شناسنامهدار، شبهعروسی برگزار نمیشود، اما بهتازگی یکسری برنامههای مهمانی که اصطلاحاً به آنها «پلن» میگویند در تالارهای بدون پروانه برگزار میشود.
وی توضیح داد: در این مدل، فردی بهعنوان تهیهکننده یا برگزارکننده برای مهمانی برنامهریزی میکند، از شرکتکنندگان مبلغی بهعنوان ورودی دریافت میکند و با تالار قرارداد میبندد یا درصدی با تالار حساب میکنند که به تعداد شرکتکنندگان به تالاردار درصد میدهند.
فانی تأکید کرد که اگرچه درآمد این نوع برنامهها در برخی موارد قابل توجه است و میتواند یکی از راههای جبران صندلیهای خالی باشد، اما تالارداران رسمی معمولاً به دلیل تبعات و دردسرهای احتمالی، زیر بار برگزاری چنین برنامههایی نمیروند.
با این حال، آنچه این روزها بیش از همه جلب توجه میکند، نه صرفاً رواج یک مدل تازه از مهمانی، بلکه ورود آن به فضای تالارها یا هتلبوتیکها و مکانهای عمومیتر است؛ فضایی که تا همین چند سال پیش، تقریباً بهطور کامل در انحصار مراسمهای خانوادگی، بهویژه عروسی، بود؛ امروز همین جابهجایی نشان میدهد بحران صنعت تالارداری، شکل و کارکرد این فضاها را نیز بهتدریج تغییر میدهد.
ایران در مسیر تغییری است که در کشورهای همسایه سالها پیش رخ داده است
استادیار جامعهشناسی دانشگاه شیراز در گفتوگو با «شهر مردم»، با اشاره به اینکه این سبک از مهمانیها شباهت زیادی به تیکتپارتیهایی دارد که سالهاست در غرب برگزار میشود و طیف وسیعی از مهمانیهای خاص ممنوعه تا مهمانیهای نرمال را شامل میشود، گفت: ما نمیتوانیم تکثر مردم و تنوع سبک زندگی آنها را انکار کنیم، این مردمی که تلاش میشود زیر یک روایت مشخص، یکدست و یکپارچه شوند، بالاخره از خودشان مقاومت نشان میدهند؛ و این مقاومت، در ادامه میتواند به یک مقاومت نهادی و سازمانی تبدیل شود و در نهایت ساختار حکومت را نیز مجبور میکند که در برابر آن کوتاه بیاید.
احسان حمیدیزاده در ادامه، با اشاره به اینکه تا آنجا که من میدانم دستگاههای انتظامی از مراسمهایی که در باغها و تالارها، حتی بهصورت غیررسمی، برگزار میشود مطلعاند، اما چشمشان را میبندند، افزود: در واقع، آن طیف وسیع از مردم که سبک زندگی متفاوتی نسبت به روایتی دارند که قدرت حاکم از سبک زندگی ارائه میدهد، بالاخره خواست خود را از راههای مختلف به اجرا میگذارند و یک بخش از ساختار حکومت نیز خصوصاً زمانی که کشور با بحرانی دستبهگریبان است ناچار میشود کنار آمدن با خواسته مردم را پیش بگیرد؛ شاید هم یک عقلانیت ناخودآگاه وجود دارد که میداند با اینهمه بحرانی که در جامعه ایران هست، این تنشها باید جایی و به نحوی تخلیه شود و چشم بر بروز این تفاوتها میبندد.
حمیدیزاده در ادامه با اشاره به اینکه نمیتوان این سبک مهمانیها را که از تهران آغاز شده و چندی است رواج یافته یک انتخاب موقت یا صرفاً واکنشی به شرایط موجود دانست، اظهار کرد: پدیدههای اجتماعی بهطور مداوم در حال برساخت و شدن هستند؛ بنابراین نمیتوان گفت پدیدهای که در بطن جامعه شکل میگیرد، موقتی است؛ پدیدههایی نظیر این جشنها، در شرایط خاصی ظهور میکنند، اما ممکن است به برنامهای همیشگی تبدیل شوند، چهبسا پس از این به بخشی از خدمات تالارها و سالنهای پذیرایی هتلها به این دست مهمانیها اختصاص یابد و بعد از مدتی، خود این موضوع به یک تقاضای پایدار تبدیل شده است و حتی به شکلگیری عرضههای متنوعتری منجر شود؛ این تجربهای است که در زیست ایرانی بارها و بارها دیده شده است.
وی با تأکید بر اینکه به نظر من نمیتوان انکار کرد که نیاز به بروز شادی به این سبک در جامعه ایران وجود داشته و دارد، بیان کرد: ما همهچیزمان غربی است، از ابزارها گرفته تا سبک زندگی، اما تلاش میشود این موضوع انکار شود، در حالی که این انکار امکانپذیر نیست و این سبک بالاخره از جایی امکان بروز مییابد.
این مدل مهمانیها امری جدید نیست و پیشتر هم در باغرستورانها وجود داشته است
این استادیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه شیراز در ادامه افزود: این مهمانیها در واقع بخشی از شیوههای زیست غربی امروز است که ما هم از این فرهنگ تأثیر گرفتهایم، مهمانیهای عمومیای که برخلاف مهمانیهای سنتی، «میزبان شخصی» ندارد و ورود به آن نه از طریق پرداخت هزینه ورودی امکانپذیر است و در مهمانی امکان گوشدادن به موسیقی و رقصیدن وجود دارد؛ شاید بتوان گفت باغرستورانهایی که در شهر نمونههای بسیار دارد و سالهاست دیجی و موسیقی زنده دارند و قلیان ارائه میکنند و عدهای هم کنار میز خودشان میرقصند، همین مدل مهمانیهاست که حالا بهشکلی اقتصادیتر و با امکان تحرک و جنبوجوش بیشتر به خود گرفته است.
حمیدیزاده در پایان تأکید کرد: من تمام این اتفاقات را نشانههای تغییر در ایران میدانم؛ اینکه ایران در مسیری قرار گرفته که در برخی کشورهای همسایه سالها پیش رخ داده، اما در ایران نوعی مقاومت ساختاری در برابر آن وجود داشته است؛ در دورههایی، ساختار در برابر این نیازها ایستادگی میکند، اما در نهایت ناچار میشود به مسیرهایی تن بدهد که افراد برای برآوردهکردن نیازهایشان به آن متوسل میشوند، مانند بسیاری از پدیدههای دیگر که از امری ممنوع به امری عادی تبدیل شدند، این سبک از دورهمیها نیز بهتدریج جای خود را باز میکنند؛ حتی اگر شکل برگزاری آنها قانونی نباشد، اما عرفی و رایج است. ممکن است تالارها یا باغها بسته شوند، اما دوباره باز میشوند؛ همانطور که درباره کافهها در چند دهه گذشته شاهد بودهایم. آنچه خواسته و سبک زندگی و ذائقه مردم است، با تلاش برای تغییر یا بهرسمیتنشناختن آن مواجه میشود، اما معمولاً موفقیتی در این تغییر حاصل نمیشود و در نهایت، در دورههای بحرانی، ساختار حکومت ناچار به عقبنشینی شده و این ذائقه به یک امر عادی تبدیل میشود.
در پایان میتوان گفت این مدل جشنها، چه موقت باشند و چه ماندگار، اکنون به بخشی از بازار تفریح شهری و تجربهجویی نسل امروز تبدیل شدهاند و تالارها و فضاهای پذیرایی نیز در حال سازگاری با واقعیت تازهای هستند که نیاز امروز مردم است؛ نیازی که از دل بحران اقتصادی و تغییر الگوهای اجتماعی بیرون آمده است و جای شادیهای جشنهای عروسی را در زندگی اجتماعی امروز پر میکند.

