×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

خبر فوری

true
true
true
مجازات آتش‌افروزان زاگرس باید سبز باشد، نه خاکستری

زهرا وصالی- شهر مردم

زاگرس دوباره سوخت؛ دود از دامنه‌ها بالا رفت، کوه‌ها بوی خاکستر گرفتند و بلوط‌های چند ده ساله زیر هجوم شعله‌ها آرام سیاه شدند؛ انگار ریه‌ای که نفس آخرش را در سکوت می‌کشد و کوه، لحظه‌ای بی‌صدا پیرتر می‌شود. این تصویر، فقط یک صحنه طبیعی نیست؛ سندی از بحرانی است که چندین سال است در زاگرس جریان دارد و هر بار گسترده‌تر می‌شود. آتش‌سوزی‌های اخیر فارس—از کوهمره سرخی تا ممسنی و ارتفاعات چمران شیراز—بار دیگر نشان داد که زاگرس قربانی ترکیبی از بی‌احتیاطی و عمد است؛ ترکیبی که اگر با مجازات‌های سنتی پاسخ داده شود، نه بازدارنده خواهد بود و نه جبران‌کننده.

در ممسنی، دادستان چند عامل آتش‌سوزی را بازداشت کرد. در شیراز، انتشار یک کلیپ از آتش‌افروزی عمدی در ارتفاعات شیراز ، به صدور دستور فوری و دستگیری متهم انجامید. این برخوردها نشان می‌دهد دستگاه قضایی بحران را جدی گرفته است؛ اما پرسش اصلی پابرجاست: مجازات این افراد چه باید باشد؟ آیا جریمه نقدی یا چند ماه حبس، واقعاً می‌تواند جلوی تکرار این فاجعه را بگیرد؟ آیا این مجازات‌ها می‌توانند بخشی از خسارت واردشده به طبیعت را جبران کنند؟

پاسخ روشن است: خیر.

جریمه نقدی، فقط یک عدد است؛ نه خاک سوخته را بازمی‌گرداند، نه بلوط‌های نابودشده را زنده می‌کند، نه رفتار را اصلاح می‌کند. حبس نیز نه آگاهی ایجاد می‌کند و نه خسارت را جبران. زاگرس یک اکوسیستم شکننده است؛ هر هکتار سوخته، ده‌ها سال زمان برای احیا می‌خواهد و هزینه بازسازی آن چند صد میلیون تومان است. این یعنی هر آتش‌سوزی کوچک، یک بدهی بزرگ برای آینده ایران است. بنابراین، عدالت در این پرونده‌ها باید از دل طبیعت برخیزد؛ مجازات باید سبز باشد، نه خاکستری.

مجازات سبز یعنی فرد خاطی نه‌تنها هزینه بدهد، بلکه در بازسازی طبیعت مشارکت کند. نخستین گام، درختکاری علمی در محدوده سوخته‌شده است؛ نه چند نهال نمادین، بلکه کاشت گونه‌های بومی زاگرس با نقشه کارشناسی، تراکم مشخص، فاصله استاندارد و در فصل مناسب. گونه‌هایی مانند بلوط، بنه، کیکم، ارژن و بادام کوهی که با اقلیم زاگرس سازگارند و احیای آن‌ها ارزش اکولوژیک دارد. اما درختکاری بدون مراقبت، احیا نیست. فرد باید حداقل پنج سال کامل، هفته‌به‌هفته نهال‌ها را آبیاری کند، نهال‌های خشک‌شده را جایگزین کند، از نهال‌ها در برابر دام و آفت محافظت کند و گزارش ماهانه به منابع طبیعی ارائه دهد. این بخش، مهم‌ترین بخش تربیتی مجازات است؛ زیرا فرد پنج سال با طبیعتی روبه‌رو می‌شود که خودش آسیب زده است.

مجازات سبز باید شامل مشارکت در عملیات واقعی اطفای حریق نیز باشد. حضور در حداقل بیست عملیات، کار با دمنده، کولش، آتش‌کوب و ابزارهای استاندارد، تجربه سختی کار نیروهای مردمی و یگان حفاظت، نگاه فرد را نسبت به آتش برای همیشه تغییر می‌دهد. کسی که یک‌بار در گرمای ۴۵ درجه، با دمنده روی شیب تند کوه کار کرده باشد، دیگر آتش را ساده نمی‌گیرد. تأمین تجهیزات برای پایگاه‌های مردمی—دمنده، کولش، لباس ایمنی، کوله‌پشتی آب و ابزارهای دستی—بخشی از جبران خسارت غیرمستقیم و تقویت خط مقدم اطفاست. این تجهیزات، در بسیاری از آتش‌سوزی‌ها، تفاوت میان مهار آتش و گسترش آن را رقم می‌زنند.

بسیاری از آتش‌سوزی‌ها از سوزاندن بقایای کشت آغاز می‌شوند؛ بنابراین آموزش اجباری کشاورزی بدون آتش، ضروری است. فرد باید دوره‌های رسمی مدیریت بقایا را بگذراند، اصول ایمنی کار با آتش را یاد بگیرد، روش‌های علمی آماده‌سازی زمین را بیاموزد و در آزمون پایان دوره قبول شود. این آموزش‌ها، رفتار سنتی و خطرناک را اصلاح می‌کنند و احتمال تکرار حادثه را کاهش می‌دهند.

آتش‌سوزی فقط درخت را نمی‌سوزاند؛ خاک را نیز نابود می‌کند. خاک زاگرس پس از آتش‌سوزی، دچار آب‌گریزی، فرسایش شدید و کاهش توان نگه‌داری آب می‌شود. بنابراین مشارکت در پروژه‌های احیای خاک—بذرپاشی بومی، کنترل فرسایش، ترمیم شیب‌ها، ایجاد سدهای رسوب‌گیر و مالچ‌پاشی طبیعی—بخش دیگری از مجازات سبز است. همچنین، حضور در پایش حیات‌وحش آسیب‌دیده، ثبت خسارت جانوری، بررسی مسیرهای مهاجرت و همکاری با تیم‌های محیط‌زیست، بعد اخلاقی مجازات را تقویت می‌کند. کسی که مرگ یک بز کوهی  یا سوختن لانه یک کبک یا خرس قهوه‌ای را از نزدیک ببیند، نگاهش به طبیعت برای همیشه تغییر می‌کند.

این رویکرد فقط یک پیشنهاد داخلی نیست؛ تجربه جهانی نیز همین مسیر را تأیید می‌کند. در آمریکا، فرد خاطی موظف است هزینه کامل عملیات اطفا را بپردازد، در پاکسازی و احیای منطقه سوخته شرکت کند و تحت نظارت، دوره‌های آموزشی مدیریت آتش را بگذراند. در اسپانیا و پرتغال، آتش‌افروزان باید چند سال نهال‌های کاشته‌شده را آبیاری کنند، در پروژه‌های احیای خاک حضور داشته باشند و جریمه‌هایی متناسب با هزینه واقعی احیا بپردازند.

استرالیا مجازات‌ها را بر پایه آموزش و مشارکت عملی بنا کرده و کانادا علاوه بر جریمه‌های سنگین، فرد را ملزم به احیای پوشش گیاهی، پاکسازی مناطق سوخته و ممنوعیت فعالیت کشاورزی در زمین‌های آسیب‌دیده می‌کند. در همه این کشورها، اصل مشترک این است: *ترمیم، بخش اصلی مجازات است.*

قانون مجازات اسلامی نیز این مسیر را باز گذاشته است. در بخش «مجازات‌های جایگزین حبس»، قاضی می‌تواند تکالیف اجتماعی، احکام ترمیمی و خدمات عمومی الزام‌آور صادر کند. قوانین منابع طبیعی نیز بر جبران خسارت تأکید دارند. بنابراین، مجازات سبز نه‌تنها منطقی و علمی است، بلکه کاملاً قانونی و قابل اجراست.

زاگرس فقط یک جنگل نیست؛ منبع آب، سپر فرسایش، خانه حیات‌وحش و ریه ایران است. آتش‌سوزی فقط یک حادثه نیست؛ تهدید امنیت آب، تهدید اقتصاد محلی، تهدید سلامت و تهدید آینده است. مجازات سنتی فقط تنبیه می‌کند؛ اما *مجازات سبز، آینده می‌سازد.*

قاضی‌ای که چنین حکمی صادر کند، نه‌تنها عدالت را اجرا کرده، بلکه آینده زاگرس را نجات داده است؛ و این، معنای واقعی عدالت در سرزمین سوخته است.

و بقول عطار :

«چو آتش در درون افتد، دل از خاکسترش خیزد

که این خاکستر خاموش، به صد خورشید برخیزد»

true
true
مجازات آتش‌افروزان زاگرس باید سبز باشد، نه خاکستری
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

false