ملاک انتخاب شدن در فوتبال ایران چیست؟
فرقی نداره قرمزی یا آبی، حتی زرد یا سبز؛ مهم اینه که قلابت به اونجایی که باید، گیر کنه
مسعود محجوبی – شهر مردم
به راستی شرط تیم گرفتن یا به پُست و منصب رسیدن در فوتبال ایران چیست؟ تجربه و دانش و تخصص یا مجیزگویی و ورود به دستهای که حلقه قدرت فوتبال ایران، از میان آن جمع، نفرات مورد نظر خود را انتخاب میکنند؟
رضا عنایتی و امید روانخواه بدون کوچکترین سابقه روشنی در مربیگری فوتبال، فقط به دلیل اینکه در تعریف و تمجید از سرمربی تیم ملی از هیچگونه تملقی فروگذار نبودند، به سرمربیگری تیم فوتبال المپیک ایران رسیدند و نتیجه چنین تقسیم پستی شد آنچه همه میدانیم.
آقای مسلمان؛ شما هم بله
حالا باشگاه پرسپولیس از ورود محسن مسلمان، بازیکن اسبق این تیم، به جرگه مربیان تیم امید این باشگاه خبر داد و حکم مربیگری مسلمان در حالی صادر شد که او هیچ سابقهای در امر مربیگری فوتبال ندارد؛ جالب آنکه باشگاه پرسپولیس ابتدا پیشنهاد سرپرستی تیم امید را به مسلمان داد، اما او این پیشنهاد را نپذیرفت.
یعنی برای این جماعت سپردن یک پست سازمانی به فردی که به هر دلیل مورد وثوق افراد ذینفوذ این فوتبال قرار گرفته است، کفایت میکند؛ دیگر چه سمتی با چه میزان توانایی، ظاهراً چندان مهم نیست؛ مسلمان البته فوتبالیست خوبی بود و چهره محبوبی هم بین هواداران پرسپولیس به شمار میآید، اما پستی که برای او در نظر گرفته شده، تا حد زیادی عجیب است و انطباقی با ویژگیهای اخلاقی و انضباطی این بازیکن بازنشسته ندارد. مسلمان یک هافبک میانی خلاق و بسیار باهوش در فوتبال ایران محسوب میشد، اما بسیاری عقیده دارند سبک زندگی او مانع از آن شد که به حق واقعیاش در مستطیل سبز برسد.
او حواشی زیادی داشت که در مقاطع مختلف خود را درگیر کرد، تنها در یک مقطع اوضاع برایش خوب پیش رفت و آن هم زمانی بود که در بهترین سالهای پرسپولیس، زیر نظر برانکو ایوانکوویچ احیا شد و طعنهآمیز آنکه در نهایت به واسطه اختلاف با خود برانکو مجبور شد از جمع سرخپوشان جدا شود؛ پس از آن هم به توفیقی در تیمهای دیگر خود نرسید تا خیلی زود اعلام بازنشستگی کند.
امروز سالهاست فوتبال مسلمان تمام شده است و خیلیها اصلاً او را فراموش کردهاند، اما این چهره پرهیاهو فقط ۳۵ سال سن دارد؛ نکتهای که به خوبی نشان میدهد قطار مسلمان چقدر زود از ریل خارج شد.
دستیاریِ سرمربی در رده حساس امیدها که بازیکنان مستعد لغزش هستند، پستی است بسیار حساس که باید به کسی سپرده شود که بتواند حواشی را جمع کند و مراقب بازیکنان باشد که از مسیر درست منحرف نشوند؛ آیا واقعاً مسلمان بهترین گزینه برای چنین پستی است؟ آیا او اتوریته لازم برای پذیرفتن چنین مسئولیتی را دارد؟ به این ترتیب، پرسش بزرگی که به وجود میآید این است که چنین انتخابی با کدام فلسفه صورت پذیرفته است؟ آیا صرفاً مسائل مدیریتی و منطقی در بین بوده یا موضوع چیز دیگری است؟ آیا به سفر چند روز قبل او به استان جنوبی کشور و گرفتن عکسهای یادگاری مربوط میشود؟ هر چه هست، چنین گزینشهایی، منتقدان را نسبت به آینده باشگاه پرسپولیس مردد و بدگمان میکند؛ تیمی که امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز به جوانگرایی دارد و باید از محصولات نهایی تیمهای پایه سود ببرد، اما به نظر میرسد در این مورد سیاستگذاری درستی صورت نمیگیرد.
شوک دوم
هنوز این خبر را به درستی هضم نکرده بودیم که شوک بعدی از راه رسید: «توافق انصاری با فدراسیون فوتبال.»
محمد انصاری که پس از دوران مصدومیت از فوتبال خداحافظی کرد، بلافاصله وارد عرصه مدیریت ورزشی شد و طی سالیان اخیر بهعنوان معاون ورزشی و مشاور مدیرعامل باشگاه پرسپولیس هم فعالیت داشته است، با این حال به نظر میرسد تصمیم مدیران فدراسیون برای سپردن سکان سرمربیگری تیم ملی جوانان به محمد انصاری جدی است و به زودی حکم او برای این سمت زده میشود.
تنها سابقه انصاری در مربیگری به دستیاریِ حسین عبدی در همین رده سنی محدود میشود و اینک یکی از مهمترین ردههای سنی فوتبال سپرده شده است به یک جوان خوشنام و خوشاخلاق، اما بدون حتی یک روز سابقه سرمربیگری.

