عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز در گفتوگو با «شهر مردم» :
در شیراز فرونشست زمین ، بخشهای شرق، جنوب و جنوبشرق شهر را دربر گرفته و تا حوالی منطقه چهار شهرداری شیراز پیشروی کرده است
شکاف فرونشست از زیر کعبه زرتشت گذشته است ، در فاصله حدود ۳۰۰ متری تخت جمشید نیز یک شکاف طولی بزرگ ایجاد شده است؛ همچنین در محوطه نقش رستم نیز شکافهای عمیق ناشی از فرونشست تا فاصله چهار تا پنج متری آثار تاریخی مشاهده میشود
تقریباً تمام شهر مرودشت، بهجز محدوده کوچکی در مرکز شهر و همچنین شهرستانها و مناطق اطراف آن از جمله پیروزی، کناره، محدوده بیضا و شهرک صنعتی در وضعیت فوقبحرانی فرونشست قرار دارند
مسکن مهر مرودشت سالانه ۱۸ سانتیمتر فرونشست را تجربه میکند
این پدیده برای سازههای طولی مانند خطوط انتقال گاز، ریل راهآهن، جادهها و شبکههای انتقال آب بسیار خطرناک است
بحران فرونشست قربانی روزمرگی مدیریتی پیش میرود
فاطمه مقدم – شهر مردم
بار دیگر، هشدارهای نگرانکننده یکی از اعضای هیئت علمی دانشگاه شیراز درباره بحران فرونشست در استان فارس، زنگ خطر را برای مناطقی از استان به صدا درآورد. بحران فرونشست زمین در استان فارس دیگر یک هشدار تازه نیست؛ سالهاست پژوهشگران و استادان دانشگاه درباره پیامدهای برداشت بیرویه از منابع آب زیرزمینی، مرگ آبخوانها و گسترش فرونشست در دشتهای استان هشدار میدهند، اما این هشدارها کمتر به اقداماتی مؤثر و پایدار منجر شده است و هر بار با انتشار نتایج یک پژوهش یا برگزاری یک نشست تخصصی، این بحران برای مدتی در کانون توجه قرار میگیرد، البته با فروکش کردن موج رسانهای، پیگیریها نیز به حاشیه میرود اما این «زلزله خاموش» بیوقفه به پیشروی خود ادامه میدهد.
در حالیکه در بسیاری از کشورهای جهان، نرخ فرونشست بیش از یک تا پنج سانتیمتر در سال بهعنوان یک وضعیت نگرانکننده شناخته میشود، فارس بهعنوان چهارمین استان درگیر فرونشست کشور، دشت تاریخی مرودشت را با یکی از بالاترین نرخ های فرونشست جهانی در خود دارد. دشت مرودشت با وسعت حدود هفتهزار و ۳۰۰ کیلومتر مربع سالانه تا ۳۰ سانتیمتر فرونشست یکی از بحرانیترین شرایط را در کشور تجربه میکند؛ وضعیتی که علاوه بر تهدید زیرساختهای شهری، اراضی کشاورزی و آثار تاریخی، زنگ خطری جدی برای آینده منابع آب زیرزمینی و امنیت زیستی استان به شمار میرود.
درد اصلی مرگ آبخوانهاست
عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز در گفتوگو با «شهر مردم» با اشاره به اینکه دشت مرودشت بحرانیترین دشت استان فارس است، گفت: اینکه روند کنونی فرونشست که سالانه حدود ۳۰ سانتیمتر است، در پنج تا ۱۰ سال آینده به چه سمتی برود، تا حد زیادی به سیاستهای مدیریت آب و خاک در استان بستگی دارد.
مریم دهقانی ادامه داد: یکی از محتملترین سناریوها برای دشت مرودشت، با توجه به میزان برداشت از آبهای زیرزمینی و فشاری که فعالیتهای کشاورزی بر این دشت وارد میکند، مرگ آبخوان است؛ وقتی تراز آبهای زیرزمینی بهطور مداوم منفی میشود و برداشت از آبخوانها ادامه پیدا میکند، بهتدریج لایههای آبخوان فشرده میشوند و دیگر توان ذخیرهسازی آب را از دست میدهند که به این وضعیت، مرگ آبخوان گفته میشود.
وی در پاسخ به این سؤال که چند شهرستان فارس بهطور جدی درگیر فرونشست هستند، اظهار کرد: تقریباً تمام شهر مرودشت، بهجز محدوده کوچکی در مرکز شهر و همچنین شهرستانها و مناطق اطراف آن از جمله پیروزی، کناره، محدوده بیضا و شهرک صنعتی در وضعیت فوقبحرانی فرونشست قرار دارند.
دهقانی افزود: البته در سایر مناطق استان هم بیشتر دشتها درگیر فرونشست هستند؛ برای مثال، دشت داراب وضعیت بسیار بحرانی دارد، اما فرونشست هنوز به محدوده شهری داراب نرسیده است، در شیراز نیز فرونشست بخشهای شرق، جنوب و جنوبشرق شهر را دربر گرفته و تا حوالی منطقه چهار شهرداری شیراز پیشروی کرده است؛ نرخ فرونشست در این محدوده نیز حدود چهار سانتیمتر در سال برآورد میشود.
وی با بیان اینکه تصاویر ماهوارهای، ابعاد بحرانی فرونشست در دشت مرودشت را بهخوبی نشان میدهد، خاطرنشان کرد: بر اساس این تصاویر، دشت مرودشت با بیشترین نرخ فرونشست سالانه حدود ۳۰ سانتیمتر و با میانگین حداقل ۱۵ سانتیمتر در سراسر دشت، از جمله محدودههای شهری، در حال فرونشست است؛ برای نمونه، مجموعه مسکن مهر مرودشت سالانه حدود ۱۸ سانتیمتر فرونشست را تجربه میکند که نشاندهنده شرایط فوقبحرانی منطقه است.
در مرودشت با شرایطی کاملاً فوقبحرانی و کمسابقه روبهرو هستیم
دهقانی تأکید کرد: این در حالی است که در بسیاری از کشورهای دنیا، زمانی که از فرونشست بهعنوان یک بحران یاد میشود، نرخ آن معمولاً بین یک تا دو سانتیمتر در سال است؛ بنابراین، وقتی در مرودشت از نرخهای ۱۵ تا ۳۰ سانتیمتری صحبت میکنیم، با شرایطی کاملاً فوقبحرانی و کمسابقه روبهرو هستیم.
عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز با اشاره به پیامدهای فرونشست در مناطق شهری متذکر شد: فرونشست باعث میشود هر آنچه روی زمین قرار دارد در معرض خطر باشد؛ برای مثال، در مرودشت تأسیسات مهمی مانند پتروشیمی مرودشت با همه تجهیزات و زیرساختهای پیچیدهاش، ریل راهآهن، خطوط انتقال گاز و دکلهای برق همگی در حال تجربه آثار فرونشست هستند و این موضوع میتواند خسارتهای بسیار سنگینی به دنبال داشته باشد.
شکاف فرونشست از زیر کعبه زرتشت گذشته است
وی با اشاره به خطر فرونشست برای آثار تاریخی دشت مرودشت افزود: گرچه تختگاه تخت جمشید بهطور مستقیم در معرض خطر فرونشست قرار ندارد، زیرا روی بستر سنگی کوه ساخته شده است، اما در فاصله حدود ۳۰۰ متری آن یک شکاف طولی بزرگ ایجاد شده است؛ همچنین در محوطه نقش رستم نیز شکافهای عمیق ناشی از فرونشست تا فاصله چهار تا پنج متری آثار تاریخی مشاهده میشود.
این عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز ادامه داد: کعبه زرتشت که در فاصله کمی از نقش رستم قرار دارد نیز از این آسیبها در امان نمانده است و یک شکاف طولی بزرگ در اطراف این بنا ایجاد شده که از گودال پیرامون کعبه زرتشت عبور کرده، دوباره روی سطح زمین ادامه پیدا کرده و دقیقاً از زیر این اثر تاریخی گذشته است؛ هر سال برای پر کردن این ترکها کامیونهای شن درون آن میریزند، اما شکاف دوباره دهان باز میکند و هر سال عمیقتر میشود.
وی با اشاره به اینکه به فرونشست «زلزله خاموش» گفته میشود، اظهار کرد: شاید این سؤال پیش بیاید که چرا ساکنان شهر مرودشت یا مجموعه مسکن مهر، متوجه فرونشست سالانه ۱۸ سانتیمتری زمین نمیشوند، دلیلش این است که کل دشت بهصورت یکپارچه در حال فرونشست است؛ وقتی مجموعه مسکن مهر و زمینهای اطراف آن همگی با هم سالانه حدود ۱۸ سانتیمتر پایین میروند، این جابهجایی برای ساکنان قابل احساس نیست.
دهقانی یادآور شد: البته این به آن معنا نیست که فرونشست خطرناک نیست، اتفاقاً این پدیده برای سازههای طولی مانند خطوط انتقال گاز، ریل راهآهن، جادهها و شبکههای انتقال آب بسیار خطرناک است، زیرا میزان فرونشست در نقاط مختلف یکسان نیست و ممکن است از دو تا سه سانتیمتر در یک نقطه تا ۱۸ سانتیمتر در نقطهای دیگر متغیر باشد و همین اختلاف نشست، تنشهای شدیدی به این زیرساختها وارد میکند.
وی بیان کرد: در عین حال، عوارض فرونشست در سطح دشت با پدیدهای که به آن «لولهزایی» گفته میشود، بهصورت عینی قابل مشاهده است؛ لولهزایی یعنی پس از مدتی به نظر میرسد دیواره چاه بالا آمده است، در حالی که در واقع این دیواره چاه نیست که بالا آمده، بلکه زمین اطراف آن فرو نشسته و در نتیجه لوله چاه از سطح زمین بیرون زده است. ما دو تا سه مورد از این پدیده، یا همان رشد چاه، را در دشت مرودشت مشاهده کردهایم و این در حالی است که مهمترین و اصلیترین عوارض فرونشست، معمولاً با چشم دیده نمیشود.
این عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز تأکید کرد: همه این نشانهها بیانگر آن است که ذخایر آب زیرزمینی به سمت اتمام پیش میرود و اگر روند کنونی ادامه پیدا کند، در آیندهای نزدیک، یعنی طی حدود پنج سال آینده، با کمبود شدید آب مواجه خواهیم شد و نخستین گروهی که از این وضعیت آسیب میبینند، کشاورزان هستند، زیرا دیگر آبی برای کشاورزی در اختیار نخواهند داشت؛ حتی در حال حاضر نیز در دشت مرودشت برای دستیابی به آب، چاهها را با کفشکنی عمیقتر میکنند.
دهقانی سه اقدام فوری برای نجات دشت مرودشت را برشمرد و گفت: نخست، محدود کردن فعالیتهای کشاورزی؛ دوم، مسدود کردن واقعی چاههای غیرمجاز با نظارت سختگیرانه، بهگونهای که چاهی از یک سمت پلمب نشود و از سمت دیگر دوباره مورد بهرهبرداری قرار نگیرد؛ و سوم، جلوگیری از صدور مجوز حفر چاههای جدید در این دشت.
وی همچنین تصریح کرد: در کنار این اقدامات، باید صادرات محصولات کشاورزی نیز محدود شود. در شرایط بحرانی کنونی که با خشکسالی و کاهش شدید منابع آب روبهرو هستیم، آب برای کشور ارزشی بیش از طلا دارد و تولید محصول با این آب ارزشمند و سپس صادرات آن به کشورهای همسایه، یک اشتباه راهبردی است؛ امروز حفظ ذخایر استراتژیک آب و امنیت غذایی باید در اولویت سیاستگذاریها قرار گیرد.
سالهاست درباره فرونشست هشدار میدهیم، اما تصمیمی گرفته نمیشود
وی در پاسخ به این سؤال که سالهاست پژوهشگران و استادان دانشگاه درباره فرونشست و از دست رفتن سفرههای آب زیرزمینی به مسئولان هشدار میدهند، اما چرا این هشدارها تاکنون به تصمیمات و اقدامات اجرایی مؤثر منجر نشده است، ابراز کرد: اگر همه اغراض سیاسی، منافع مادی و سایر ملاحظات را کنار بگذاریم و بسیار خوشبینانه به موضوع نگاه کنیم، به نظر من یکی از مهمترین دلایل، عادت به روزه مرگی است.
دهقانی ادامه داد: سالهاست که در جلسات استانداری، شهرداری و دیگر دستگاههای اجرایی این مسائل را مطرح میکنیم، حتی دبیرخانه فرونشست در اداره کل راه و شهرسازی فارس نیز تشکیل شده است، اما متأسفانه خروجی این جلسات و دبیرخانهها بیشتر در حد برگزاری نشست و مطرح شدن موضوع باقی میماند و کمتر به اجرای اقدامات عملی منجر میشود.
وی افزود: بعد از هر جلسه، مسئولان نسبت به وضعیت بحرانی فرونشست واکنش نشان میدهند و حتی مأموریتهای جدیدی به دانشگاه و دستگاههای مرتبط، از جمله جهاد کشاورزی، واگذار میشود، اما جلسه بعدی یا اصلاً برگزار نمیشود یا اگر هم برگزار شود، شش ماه بعد است؛ در نتیجه، همان مسائل دوباره از ابتدا مطرح میشود و این چرخه بدون آنکه به نتیجه مشخصی برسد، مدام تکرار میشود.
فرونشست هم به بودجه اختصاصی نیاز دارد و هم نیروی انسانی متخصص
عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز با اشاره به ضرورت توجه جدی به بحران فرونشست توضیح داد: به نظر من لازم است در دستگاههای مرتبط، افرادی بهطور اختصاصی مأمور رسیدگی به موضوع فرونشست و اجرای برنامههای مرتبط با آن شوند؛ نباید مسئولیت این موضوع مهم به کارمندانی سپرده شود که هر روز با انبوهی از وظایف و امور فوری دیگر مواجه هستند.
وی اظهار کرد: مسئله اصلی، تأمین منابع مالی است و واقعیت این است که بدون بودجه، امکان اجرای برنامههای مؤثر وجود ندارد، در واقع «بیمایه فطیر است»؛ متأسفانه هیچ بودجه اختصاصی برای این موضوع در نظر گرفته نمیشود و گویی میخواهیم بحران فرونشست را بدون صرف هزینه و بهصورت رایگان حل کنیم، در حالی که این بحران، بسیار جدی و نیازمند اقدام فوری است و لازم است بودجهای مستقل به دستگاههای ذیربط اختصاص یابد و در کنار آن، نیروی انسانی مشخصی نیز صرفاً برای پیگیری و اجرای برنامههای مرتبط با فرونشست به کار گرفته شود، بدون آنکه مسئولیتهای دیگری به او محول شود.
دهقانی ابراز کرد: در سالهای گذشته، هر برنامه یا پژوهشی که از سوی مسئولان به دانشگاهها واگذار شده، با کیفیتی فراتر از انتظار انجام و تحویل داده شده است، اما مشکل اصلی در مرحله اجراست؛ بهگونهای که بسیاری از این تحقیقات در نهایت به بایگانی سپرده شده و به مرحله عملیاتی نرسیدهاند و همین روند باعث شده است که بسیاری از استادان دانشگاه از حضور در این نشستها دلسرد شوند و تمایلی به مشارکت نداشته باشند.
وی تأکید کرد: ضروری است بودجهای مستقل و متناسب برای مقابله با فرونشست اختصاص یابد؛ بودجهای که علاوه بر فرهنگسازی و آگاهسازی، صرف توجیه و توانمندسازی مدیران مرتبط، اجرای برنامههای عملیاتی، جبران خسارتهای ناشی از تغییر الگوی کشت و تأمین معیشت جایگزین برای کشاورزان شود؛ همچنین لازم است که سازمانهای مردمنهاد (NGOها)، مردم و بهویژه کشاورزان نسبت به ابعاد این بحران آگاهی و حساسیت بیشتری پیدا کنند تا زمینه مشارکت عمومی در مدیریت و کاهش آثار فرونشست فراهم شود.

