۱۹۰ و ۱۴۸۰ خطهایی برای شنیدن صدای مردم در روزهای بحران در همه لحظات فعالاند
یک عضو هیأت علمی بخش روانشناسی بالینی دانشگاه شیراز در گفتوگو با «شهر مردم»:
اضطراب ناشی از صدای انفجار «اضطراب موقعیتی» است، نه لزوماً اختلال اضطراب فراگیر
فاطمه مقدم – شهر مردم|
در روزهایی که صداهای مهیب انفجارهای مداوم چون زوزهی مرگ از سراسر شهر شنیده میشود و خبرهای تلخ و تصویرهای نگرانکننده، ویرانیهای وسیع و پیکرهای بیجان یا زخمی و درهمشکسته از دریچهی تنگ اینترنت داخلی منتشر میشود، دل بسیاری از مردم در تپش مداوم است. اضطراب سایهی شومش را به خانهها و ذهنهای خستهی مردم افکنده است و هر روز نگرانیها را عمیقتر از قبل میکند؛ گرچه به گفتهی روانشناسان واکنشهای اضطرابی در این شرایط طبیعی است، اما خوب میدانیم که اگر این اضطرابها در دلمان آشیان گزیند، میتواند اثرهایی بگذارد که تا مدتها با ما بماند.
یک عضو هیأت علمی بخش روانشناسی بالینی دانشگاه شیراز با اشاره به پیامدهای شنیدن مداوم صدای انفجار و دنبالکردن اخبار حملات، نسبت به افزایش فشار روانی در بخشی از جامعه هشدار داد: شدت اثرگذاری این شرایط، بسته به تفاوتهای فردی و میزان تابآوری روانی افراد، متفاوت است.
دکتر مهدی سرافراز در گفتوگو با «شهر مردم» افزود: نخستین واکنش بدن به صداهای ناگهانی و تهدیدکننده، فعال شدن «سیستم جنگ و گریز» است؛ سیستمی که با ترشح هورمونهای استرس، بدن را وارد وضعیت آمادهباش میکند؛ در این حالت ضربان قلب بالا میرود، عضلات نیمهفعال میشوند، تعریق افزایش پیدا میکند و تمام این واکنشها بدن را برای مقابله با تهدید احتمالی آماده میسازند.
افراد با پیشینهی آسیبپذیری روانی، بیشتر در معرض خطر
سرافراز با بیان اینکه کسانی که پیشتر تجربههای آسیبزا مانند جنگ، سیل یا زلزله داشتهاند، نسبت به صداهای انفجار واکنشهای شدیدتری نشان میدهند، افزود: افرادی که سلامت روان بالاتری دارند معمولاً در مدیریت استرس موفقترند، اما اگر بدن مدت طولانی در معرض محرکهای تهدیدکننده باشد، ممکن است دو پدیدهی متناقض شکل گیرد: از یک سو گوشبهزنگی دائمی، و از سوی دیگر افزایش تحمل و کاهش واکنش جسمی.
به گفتهی وی، مزمن شدن این وضعیت میتواند به «بیواکنشی جسمی» منجر شود؛ حالتی که در آن بدن نسبت به تهدیدها کاهش پاسخدهی پیدا میکند، در حالی که ذهن همچنان تحت فشار است؛ این حالت در افراد سالم ممکن است با گذر زمان ایجاد شود، اما در گروههایی مانند کودکان، سالمندان یا افراد با سابقهی اضطراب، شدت آسیب بیشتر است.
آیا جنگ میتواند اضطراب پایدار ایجاد کند؟
سرافراز در پاسخ به این پرسش که آیا نگرانی مداوم مردم در شرایط فعلی میتواند نشانهای از ابتلا به «اختلال اضطراب فراگیر» باشد، توضیح داد: اختلال اضطراب فراگیر یک مشکل بالینی جدی است و زمانی مطرح میشود که فرد در اکثر ساعات روز و بیشتر روزهای هفته، دستکم به مدت ششماه درگیر اضطراب باشد؛ اضطرابی که به تهدید واقعی، محدود نیست و زندگی روزمره را مختل میکند.
وی تأکید کرد: اضطرابی که مردم اکنون تجربه میکنند، اضطراب موقعیتی است؛ اضطرابی طبیعی که در شرایط واقعی تهدید بروز میکند و با حلوفصل بحران، این نوع اضطراب نیز برطرف میشود.
این روانشناس بالینی در ادامه دربارهی ماندگاری آثار روانی جنگ بیان کرد: برای افرادی با ظرفیت روانی ضعیفتر، تجربهی جنگ میتواند اضطراب زمینهای ماندگار ایجاد کند؛ اضطرابی که حتی با رخداد وقایع غیرمشابه ممکن است دوباره فعال شود؛ شدت این آسیب به میزان نزدیکی و شدت تجربهی بحران بستگی دارد.
نشانههای هشداردهندهی افسردگی در شرایط بحران
وی در بخش دیگری از سخنان خود به افزایش نشانههای افسردگی در بخشی از جامعه اشاره کرد و افزود: افسردگی ناشی از بحران با غم پایدار، بیعلاقگی نسبت به فعالیتهای روزانه، اختلال خواب یا اشتها، خستگی، ناامیدی، کاهش تمرکز و از دست دادن انگیزه، همراه است؛ بیتفاوتی به موفقیت یا شکست شغلی، ولع پیگیری اخبار جنگ، تحریکپذیری و ناتوانی در تحمل مخالفت نیز از دیگر علائم آن است.
سرافراز در ادامه توضیح داد: اگر این نشانهها بیش از دو هفته ادامه داشته باشند و عملکرد فرد را مختل کنند، احتمال ابتلا به اختلال افسردگی اساسی مطرح میشود؛ اما در بسیاری از افراد، با پایان بحران، این علائم نیز کاهش مییابند یا از بین میروند.
این عضو هیأت علمی دانشگاه شیراز با اشاره به اینکه ادامهی وضعیت بحرانی ممکن است اثرات روانی طولانیمدت بهجا بگذارد، گفت: افرادی که از سلامت روان ضعیفتری برخوردارند یا پیشتر زمینهی ابتلا به اختلالات روانی داشتهاند، در معرض افسردگی و اضطرابهای مزمنتری قرار میگیرند؛ این مشکلات ممکن است بین یک تا دو سال پس از بحران نیز ادامه یابند.
با پایان جنگ چه افرادی سریعتر به حالت طبیعی بازمیگردند؟
سرافراز تأکید کرد که بازگشت به وضعیت روانی پایدار، بستگی زیادی به کیفیت رابطههای خانوادگی، حمایت اجتماعی، تداوم فعالیت شغلی و حفظ روال زندگی دارد، بنابراین کسانی که توانستهاند تعاملات اجتماعی، تفریحات و فعالیتهای معمول خود را حفظ کنند و زمان مشخصی برای دنبالکردن اخبار در نظر بگیرند، معمولاً پس از پایان بحران در مدت کوتاهی به شرایط روانی پیشین بازمیگردند.
وی یکی از مهمترین عوامل حفظ سلامت روان را «مدیریت دریافت اخبار» دانست و پیشنهاد کرد که مردم زمانبندی مشخص و محدودی برای دنبالکردن اخبار داشته باشند تا از قرار گرفتن مداوم در معرض تصاویر و صداهای تنشزا جلوگیری شود.
کمک روانی از پشت خط تلفن
در روزهای جنگ، وقتی با حملات هوایی توأم با اخبار حوادث افزوده میشود و اضطراب در دل مردم خانه میکند، یکی از پنجرههای امید همین مشاورههای روانشناسی است؛ گفتوگویی که میتواند از بار ترس کم کند، ذهن را آرامتر کند و آدم را دوباره سر پا کند، حتی اگر اوضاع بیرون همچنان ناآرام باشد.
سامانهی ۱۹۰ که سالیان سال، برای شنیدن شکایتها و گزارشهای مردمی از حوزهی سلامت شناخته میشد، از دهم فروردین کاری تازه را آغاز کرده است و گزینهای جدید به آن افزودهاند: «خط ۹»، برای مشاورهی سلامت روان.
به گفتهی احمدرضا ریحانی یساولی، مدیرکل دفتر بازرسی و ارزیابی عملکرد وزارت بهداشت، این خدمات رایگان با همکاری حدود ۷۰۰ روانشناس از شبکههای بهداشتی درمانی و دانشگاههای علوم پزشکی کشور ارائه میشود و شهروندان در سراسر کشور میتوانند با شمارهگیری ۱۹۰ و انتخاب گزینهی ۹، در زمانی کوتاه با یک مشاور روانشناسی که ممکن است در هر شهری از کشور پای خط باشد، گفتوگو کنند؛ جایی برای شنیدن نگرانیها، گفتن از اضطرابها و دریافت راهنماییهای اولیه در روزهایی که فشار روانی بیشتر از همیشه حس میشود.
در کنار آن، سامانهی «صدای مشاور» بهزیستی با شمارهی ۱۴۸۰ نیز همچنان فعال است؛ خطی رایگان که سالهاست در بحرانها پناهی برای گفتوگو بوده و در شرایط جنگی فعالیتش بهصورت شبانهروزی شده است؛ جایی که مشاوران متخصص دربارهی اضطراب، افسردگی، استرس پس از سانحه، مشکلات خانوادگی و مسائل کودک و نوجوان راهنمایی و حمایت روانی ارائه میدهند.
عضو هیأت علمی بخش روانشناسی بالینی دانشگاه شیراز با اشاره به اینکه در شرایط کنونی دسترسی به خدمات رواندرمانی و مشاورههای تلفنی در سراسر کشور فعال شده است، افزود: با این حال، در یک توصیهی عمومی میتوان گفت در چنین وضعیتی بهتر است مردم تا حد امکان روتین زندگی خود را حفظ کنند؛ همان برنامههایی که پیش از جنگ در زندگی روزمره داشتند، فعالیتهایی مانند پیادهروی، توجه به تغذیهی سالم، ورزش و حتی تفریحاتی ساده مثل تماشای فیلم در کنار خانواده و دوستان میتواند به حفظ تعادل روانی کمک کند.
وی خاطرنشان کرد: افراد نباید تصور کنند پرداختن به این فعالیتها به معنای بیتفاوتی نسبت به کشتهشدگان یا آسیبدیدگان است؛ بلکه حفظ سلامت روان میتواند به افراد آسیبدیده و جامعه نیز کمککننده باشد.
سرافراز همچنین بر تقویت ارتباطات خانوادگی و فامیلی تأکید و اظهار کرد: در این ارتباطات بهتر است از پرداختن به موضوعاتی که ممکن است موجب اختلافنظرهای سیاسی یا اجتماعی شود پرهیز شود؛ اگر میان اعضای خانواده یا دوستان دربارهی جنگ یا مسائل سیاسی اختلافنظری وجود دارد، بهتر است بهجای تمرکز بر این اختلافها، بر نقاط مشترک که معمولاً بسیار بیشترند، تأکید شود.
این استاد دانشگاه شیراز در پایان توصیه کرد: مردم پیگیری اخبار را به یک یا دو رسانهی رسمی محدود کنند و تنها برای اطلاع از وضعیت کشور و شرایط اضطراری اخبار را دنبال کنند؛ همچنین بهتر است از دنبالکردن کانالها و منابعی که با تحلیلهای غیرمعتبر و هیجانی موجب گسترش ناامیدی در جامعه میشوند، پرهیز کنند.

