×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

خبر فوری

true
true
true
داشت عباسقلی‌خان پسری …

مسعود محجوبی – خبرنگار شهرمردم،«اینجا یا جای من است یا شجاع» این آخرین جمله‌ای بود که دراگان اسکوچیچ به‌عنوان سرمربی تراکتور به زبان آورد؛ البته شاید او گمان می‌کرد، در چالش به‌وجود آمده میان او و کاپیتان پرحاشیه تیمش، مانند سایر نقاط دنیا، رئیس، جانب سرمربی را بگیرد؛ اما اینجا تماشاخانه فوتبال ایران است.

داشت عباسقلی‌خان پسری

پسرِ بی‌ادب و بی‌هنری

روز یکشنبه سوم اسفندماه ۱۴۰۴ تیم‌های ملوان بندرانزلی و تراکتور تبریز برگزارکننده یکی از دیدارهای هفته بیست‌ودوم لیگ برتر فوتبال بودند؛ دیداری که نتیجه آن، کوچک‌ترین اهمیتی نداشت، چراکه اتفاقات درون مستطیل سبز ورزشگاه سیروس قایقران بندرانزلی، برگ سیاه دیگری را در پرونده قطور تخلفات فوتبال ایران ورق زد و این سؤال را در ذهن هر بیننده‌ای به وجود آورد که مگر می‌شود یک بازیکن فوتبال تا این اندازه مصونیت داشته باشد که در زمین مسابقه  هر حرکت ناشایستی که دلش می‌خواهد مرتکب شود؟

صحبت از شجاع خلیل‌زاده است؛ کاپیتان پرحاشیه تیم تراکتور تبریز که رو به نیمکت ملوان، حرکتی انجام داد که به قول رئیس هیئت فوتبال یزد، تنها شایسته خودش و خانواده‌اش است.

البته که تنها او مقصر نیست. اگر اعضای منفعل کمیته‌های اخلاق و انضباطی و استیناف این فوتبال، زمانی که شجاع خلیل‌زاده، این حرکت را بیست‌ودوم فروردین‌ماه همین امسال، در مسابقه تراکتور و چادرملو، رو به تماشاگران یزدی انجام داد، سکوت نمی‌کردند و با انشای یک رأی مضحک، تنها به جریمه مالی و عذرخواهی رسمی خلیل‌زاده از مردم یزد بسنده نمی‌کردند، امروز شاهد تکرار چنین گستاخی بی‌شرمانه‌ای از جانب او نبودیم.

ربیعی هم پاسوز خلیل‌زاده شد

عوامل تیم‌های مقابل تراکتور، وقتی می‌بینند این تیم دارای چنان مصونیتی است که امثال محمدرضا زنوزی، شجاع خلیل‌زاده، علیرضا بیرانوند، خداداد عزیزی و غیره هر فعلی که بخواهند مرتکب می‌شوند و به جایی هم پاسخگو نیستند، خود دست به کار شده و به شیوه خودشان، پاسخی که فکر می‌کنند درست است را به این‌گونه حرکات می‌دهند؛ چنان‌که علاوه بر رئیس هیئت فوتبال یزد که پیش از این اشاره کردیم، طرفداران پرسپولیس هم وقتی دیدند خبری از محرومیت بیرانوند نشد، بی‌رحمانه او را آماج فحاشی‌هایشان قرار دادند؛ یا کنفرانس خبری همین مسابقه که خبرنگاران، عصبانیتشان را بر سر محمد ربیعی خالی و او را به شکلی زننده از محل کنفرانس بیرون کردند. مازیار زارع هم درون زمین از خجالت خداداد درآمد و برخوردهای نامناسب تماشاگران در شهرهای مختلف، نسبت به نماینده تبریز.

CREATOR: gd-jpeg v1.0 (using IJG JPEG v62), quality = 80?

در کیفیت فنی شجاع، تردیدی نیست؛ یک بازیکن جنگنده و به‌شدت سختکوش که علی‌رغم برخورداری از قد و قامتی کوتاه، ضربات سر را به‌خوبی می‌زند. اینجا اما، صحبت از قابلیت‌های غیرفنی خلیل‌زاده است.

مجیزگویی‌های بی‌پایان او برای محمدرضا زنوزی، مدیر متمول تراکتور، امیر قلعه‌نویی سرمربی تیم ملی، کارلوس کی‌روش، زمانی که او را دعوت می‌کرد، برانکو ایوانکوویچ و غیره.

تمجید از کارفرما یا مربی، نه‌تنها ایرادی ندارد، بلکه نشانه پررنگی است از قدرشناسی یک بازیکن؛ اما آنچه محل اشکال است، اغراق در تعریف و تعارف است و تا آنجا پیش می‌رود که نامی جز تملق بر آن نمی‌توان گذاشت.

حال اگر روی دیگر یک بازیکن، نمکدان شکستن باشد، دیگر نورعلی‌نور می‌شود.

به جملات زیر دقت کنید:

«راست گفته‌اند که اصالت خریدنی نیست. حالا برخی‌ها هر چه می‌خواهند بگویند. در این میان اما «مُزد آن گرفت جان برادر که کار کرد»؛ ما تلاش می‌کنیم چون هدف داریم. برای هدف می‌جنگیم چون اصالت داریم. اصیل هستیم چون هوادار داریم. هوادار داریم چون قهرمانیم. توصیه می‌کنم سعی کنید برای بالا رفتن، پا روی شانه دیگران نگذارید.»

«باید قدر این بزرگ‌مرد را دانست، چراکه او در ناملایمات، سروقامت ایستاده است.»

باورتان می‌شود مخاطب هر دو جمله که از زبان کاپیتان فعلی تیم ملی جاری شده، یک نفر است؟ بله، آقای خلیل‌زاده این جملات را در بازه‌های زمانی مختلف، بر له و علیه محمدرضا زنوزی به کار برده است. همین یک مثال برای پی بردن به شخصیت منفعت‌طلب شجاع کافی است وگرنه از بوسیدن لوگوی همه تیم‌هایی که در آن بازی کرده تا درگیری با هم‌تیمی‌های سابق و رها کردن پرسپولیس در آستانه فینال لیگ قهرمانان آسیا و چه و چه و چه، می‌توان یک مثنوی نوشت با هفتاد من کاغذ.

و اما حکایت مالک پرنفوذ تراکتور؛ او که سرمست از چاپلوسی‌های بی‌پایان شجاع، گویی در آسمان‌ها سیر می‌کند، نمی‌داند که ناخواسته ملعبه دست او شده است. کاپیتان تی‌تی‌ها در رختکن تراکتور، دارای چنان قدرتی است که شاید آرزوی هر مدیری در این فوتبال باشد! او در زمین بر سر همه فریاد می‌زند، رو به نیمکت دستور تعویض صادر می‌کند، داوران را به چالش می‌کشد  و مردی به نام زنوزی، که خود را مدیری مقتدر می‌خواند، اما خبردار ایستاده است تا فرامین آقا شجاع را مو به مو اجرا کند.

عاقبت بازیکن‌سالاری

امیر عابدینی، مدیرعامل پیشین پرسپولیس که برخی او را موفق‌ترین چهره فوتبال ایران پس از انقلاب در زمینه مدیریت باشگاهی می‌دانند، درخصوص پدیده مذموم بازیکن‌سالاری چنین می‌گوید: «زمانی که مدیر باشگاه به خاطر یک یا چند بازیکن، کاری می‌کند که سرمربی تیم استعفا می‌دهد، مشخص است که بازیکن‌سالاری شکل می‌گیرد».

مربیان و مدیران، گاهی به خاطر محبوبیت و قدرت یک بازیکن نزد هواداران، از برخورد قاطع با او خودداری می‌کنند، در نتیجه وقتی همه‌چیز فدای برد آنی می‌شود، جایگاه بازیکن تأثیرگذار بالاتر از مربی می‌رود و او احساس می‌کند می‌تواند برای تیم تعیین تکلیف کند. برخلاف باشگاه‌های بزرگ دنیا که حتی ستاره‌هایی مثل رونالدو و مسی هم در برابر مربی حرف‌شنوی دارند، در ایران بازیکن حد خود را نمی‌شناسد و با پشتوانه باندش، خود را بالاتر از تیم می‌بیند.

در نهایت، این اتفاقات تلخ نشان می‌دهد که هر جا مدیریت قربانی ستاره‌ها شود و بازیکن احساس قدرت بی‌حد و مرز کند، تیم از درون دچار چنددستگی و نهایتاً فروپاشی می‌شود.

در طول تاریخ، مثال‌هایی از این دست فراوان‌اند؛ اما به آخرین موردی که مدیریت فشل فوتبال ایران، به جای حمایت از سرمربی، تمام‌قد پشت بازیکنش ایستاد، نگاهی کوتاه می‌اندازیم:

ماجرای محرم نویدکیا و حسین فرکی، یکی از بحث‌برانگیزترین نمونه‌های بازیکن‌سالاری در تاریخ فوتبال ایران است که به قیمت از دست رفتن یک مربی موفق برای سپاهان تمام شد.

حسین فرکی که در لیگ چهاردهم سپاهان را به قهرمانی رسانده بود، بلافاصله پس از جدایی در آبان ۱۳۹۴، سکوت خود را شکست و در مصاحبه‌ای جنجالی، جزئیات تلخ جدایی‌اش را فاش کرد. فرکی گفت: صورت‌جلسه محرمانه هیئت‌مدیره درباره قراردادش، فردای همان روز به اطلاع محرم نویدکیا رسیده و سپس بین هواداران پخش شده است. او پرسید: چرا باید محرم نویدکیا از وضعیت قرارداد من خبر داشته باشد که برود برای خودش ذهنیت درست کند و این اتفاقات پیش بیاید؟ او همچنین از دریافت پیامک‌های تهدیدآمیزی خبر داد که در آن‌ها او را با ذکر عباراتی مانند «به خداوندی خدا آبرویی برایت نمی‌گذاریم» تهدید کرده بودند. یکی از پیامک‌ها حتی ادعا کرده بود که کرانچار را هم با همین روش از سپاهان بیرون کرده‌اند. فرکی تأکید کرد که حتی زمانی که تیم صدرنشین بود، عده‌ای با شعار «حیا کن، رها کن» به استقبال تیم می‌آمدند و فضا را برای ادامه کار او غیرممکن کرده بودند.

در نهایت مدیران وقت سپاهان، پشت سرمربی موفق خود را خالی کرده و جانب بازیکنشان را گرفتند. فرکی رفت، همان‌گونه که کرانچار رفته بود و پس از آن‌ها، استیماچِ بزرگ هم به همین شکل راهی درهای خروجی باشگاه شد تا بر همگان معلوم شود در این تیم، مدیران قدرتی به مراتب کمتر از کاپیتان محبوب دیار زاینده‌رود دارند.

نتیجه چنین مدیریتی نیز معلوم است؛ چنان‌که همه علاقه‌مندان فوتبال به چشم دیدند، پرافتخارترین باشگاه لیگ برتر تا آن زمان، علی‌رغم در اختیار گرفتن مربی‌های نامدار و خرید بازیکنان گران‌قیمت، دیگر رنگ قهرمانی را به چشم ندید و این انتظار، بیش از یک دهه است که به درازا کشیده است.

پاداش مبارزه با بازیکن‌سالاری

ابتدا مشهورترین نمونه از مبارزه موفق با بازیکن‌سالاری در قلب اروپا را مرور می‌کنیم.

داستان کانتونا با تیم ملی فرانسه پیچیده و پرفرازونشیب بود:

کانتونا اولین بازی ملی خود را در سال ۱۹۸۷ انجام داد، اما خیلی زود، در سال ۱۹۸۸، پس از آنکه از تیم ملی کنار گذاشته شد، در مصاحبه‌ای تلویزیونی، هانری میشل، سرمربی وقت تیم ملی را به‌شدت مورد توهین قرار داد و به دنبال آن، برای مدت نامعلومی از بازی‌های بین‌المللی محروم شد. اگرچه این محرومیت با رفتن میشل و آمدن پلاتینی بخشیده شد، اما این سرآغازی بود برای شهرت او به‌عنوان یک بازیکن جنجالی.

پلاتینی کانتونا را به تیم ملی بازگرداند و حتی او را کاپیتان کرد، اما فرانسه در جام ملت‌های ۱۹۹۲ سوئد ناکام ماند. بعد از پلاتینی، ژرار هولیه سرمربی شد و تیم تحت هدایت او نتوانست به جام جهانی ۱۹۹۴ آمریکا صعود کند.

حادثه ورزشگاه سلهرست پارک و نقطه پایان

با آمدن امه ژاکه به‌عنوان سرمربی فرانسه در سال ۱۹۹۴، کانتونا دوباره کاپیتان فرانسه شد، اما همه‌چیز در ژانویه ۱۹۹۵ تغییر کرد. در جریان بازی منچستریونایتد مقابل کریستال پالاس، کانتونا به دلیل یک حرکت خشن اخراج شد و در راه بازگشت به رختکن، به تماشاگری که به او توهین کرده بود، حمله‌ور شد. فدراسیون فوتبال انگلستان، اریک کانتونا را برای مدت ۹ ماه از تمام فعالیت‌های فوتبالی محروم کرد؛ این محرومیت طولانی، ضربه مهلکی به دوران ملی او زد.

در این مدت، امه ژاکه تیم را با بازیکنان جدیدی مانند زین‌الدین زیدان بازسازی کرد. محرومیتش که تمام شد، با اینکه در اوج دوران آمادگی خود بود، با اعلام امه ژاکه از فهرست فرانسه کنار گذاشته شد. ژاکه گفت: با اینکه اریک بازیکن باکیفیتی است و در این مدت هم خوب کار کرده، اما می‌خواهد به تغییر نسلی که در ترکیب تیم ایجاد کرده است، وفادار بماند.

بدین‌ترتیب، کانتونا جام ملت‌های ۱۹۹۶ و جام جهانی ۱۹۹۸ که فرانسه در آن قهرمان شد را از دست داد. او تا همین امروز از این تصمیم کینه به دل دارد و حتی در جام‌های جهانی ۲۰۰۴ و ۲۰۰۶ به‌جای فرانسه، تیم ملی انگلستان را تشویق کرد.

کنار گذاشتن ستاره‌هایی در اوج، مانند اریک کانتونا، توسط امه ژاکه، یک ریسک بزرگ و نمونه‌ای کلاسیک از مبارزه با بازیکن‌محوری بود. ژاکه به‌وضوح نشان داد که تیم و پروژه بلندمدت، برای او از هر بازیکنی، حتی از کاپیتان سابق تیم، مهم‌تر است.

این تصمیم در آن زمان با انتقادات شدید رسانه‌ای و هواداری روبه‌رو شد، اما نتیجه آن در جام جهانی ۱۹۹۸ که فرانسه با درخشش نسلی جدید به رهبری زیدان قهرمان جهان شد، به‌وضوح مشخص گردید. این واقعه نشان می‌دهد که چگونه یک مربی با جسارت و حمایت فدراسیون فوتبال فرانسه توانست فرهنگ جدیدی مبتنی بر کار تیمی را جایگزین فرهنگ فردمحوری کند و به بزرگ‌ترین موفقیت تاریخ فوتبال این کشور دست یابد.

تاریخچه مبارزه با بازیکن‌سالاری در فوتبال ایران

باعث شگفتی است که چرا مدیران فوتبال ایران از کلاس درس تاریخ عبرت نمی‌گیرند؛ در این کلاس درس، مصادیق موفقی از مبارزه با بازیکن‌سالاری هم به چشم می‌خورد، ولو اندک و انگشت‌شمار.

ماجرای مرحوم پرویز دهداری و ۱۴ بازیکن مشهور تیم ملی را همه به یاد داریم؛ جایی که سرمربی سابق تیم ملی، پای اعتقادات خود ایستاد و از استعفای بهترین بازیکنان آن زمان فوتبال ایران، هراسی به دل خود راه نداد تا امثال عابدزاده و زرینچه و باوی و غیره تا سال‌ها در این فوتبال بدرخشند و افتخارآفرینی کنند.

صابون مربیانی که مقابل بازیکن‌سالاری می‌ایستند، به تن رامین رضاییان هم خورده است.

داستان از جایی شروع شد که رضاییان پس از اتمام قراردادش راهی ترکیه شد. برانکو از این اتفاق ناراحت نبود (چون آن را حق بازیکن می‌دانست)، اما زمانی که رضاییان بازگشت، شرایط تغییر کرد.

برانکو و دستیارش اصغر نیک‌سیرت بارها با رضاییان تماس گرفتند، اما او گوشی را برنمی‌داشت یا پس از بازگشت به تمرینات، رفتارهایی داشت که برانکو آن‌ها را «توهین بزرگ» تعبیر می‌کرد؛ مثلاً زمانی که برانکو با او صحبت می‌کرد، دستانش را در جیبش فرو می‌برد یا به جای دیگری نگاه می‌کرد.

واکنش قاطع برانکو

اما تیر خلاص، درگیری با علیپور بود؛ در یکی از اردوهای خارج از کشور (دبی)، یک درگیری ساده تمرینی بین رامین رضاییان و علی علیپور رخ داد، ظاهراً روی یک تکل ساده، بحثی بین آن‌ها شکل گرفته بود، برانکو هر دو بازیکن را از زمین بیرون و کریم باقری آن‌ها را به بیرون هدایت کرد، ولی رامین محل تمرین را ترک کرد.

اما همه‌چیز سر میز شام رقم خورد. برانکو که قصد داشت انضباط را در تیم حاکم کند، اعلام کرد این دو بازیکن در ترکیب ۱۸ نفره بازی بعدی (برابر الوحده) نیستند. علیپور سکوت کرد، اما رضاییان دادوبیداد راه انداخت و فریاد زد: «چرا هر اتفاقی می‌افتد من مقصرم؟»

برانکو نیز با تمام علاقه‌ای که به کیفیت فنی این بازیکن داشت و این را در گذشته نیز اثبات کرده بود، حکم به اخراج رضاییان داد و مدیریت وقت باشگاه نیز با قدرت پشت سرمربی‌اش ایستاد؛ نتیجه آنکه درخشان‌ترین دوران تاریخ باشگاه پرسپولیس پس از این اتفاق رقم خورد و قهرمانی‌های پیاپی و صعود به فینال لیگ قهرمانان آسیا، حاصل همین نوع نگاه بود. در سمت مقابل اما رامین رضاییان دیگر رنگ قهرمانی در لیگ را به چشم ندید و در بازگشت دوباره به پرسپولیس که پس از چندین سال دوری رقم خورد، با یحیی گل‌محمدی و چند بازیکن پرسپولیس مثل سروش رفیعی و کمال کامیابی‌نیا نیز به مشکل خورد و به سپاهان رفت. اختلاف با مدیران تیم اصفهانی، او را راهی تهران و این‌بار باشگاه رقیب یعنی استقلال کرد. آنجا نیز به علت بدرفتاری در تمرین، توسط ریکاردو ساپینتو اخراج شد تا بار دیگر حقانیت برانکو بر همگان ثابت شود.

ربیعی می‌داند به کجا آمده؟

حالا محمد ربیعی به‌عنوان سرمربی تیم پرطرفدار و پرحاشیه دیار ستارخان انتخاب شده است (شاید با نظر کاپیتان شجاع).

او که در ایام بیکاری، در سفره‌خانه‌اش میزبان چهره‌های عمدتاً فوتبالی بود، بعید است از آنچه به سر اسکوچیچ آمده بی‌خبر باشد. ربیعی دو راه بیشتر ندارد: یا در باند شجاع باشد که احتمالاً فارغ از هر دستاوردی، در مسند سرمربیگری تراکتور می‌ماند، یا مقابل او قرار می‌گیرد که خب، سرنوشتش از هم‌اکنون قابل پیش‌بینی است.

true
true
داشت عباسقلی‌خان پسری …
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

false