لاپورتا و فونت از خجالت هم درآمدند
امشب انتخابات ریاست باشگاه بارسلونا برای یک دوره پنج ساله درحالی برگزار میشود که نام لیونل مسی به شدت بر آن سنگینی میکند.
مسعود محجوبی – شهرمردم
این روزها که نگاه جهانیان معطوف به خاورمیانه و ماجراجوییهای دیوانهوار ترامپ است، کیلومترها دورتر، جنگی دیگر آغاز شده است. جنگ قدرت برای تصاحب کرسی ریاست مهمترین تیم ایالت کاتالان و یکی از بهترین تیمهای فوتبال اروپا، یعنی آبی و اناریپوشان بارسلونا.
پرواضح است که در این جنگ، خبری از پهباد و موشک نیست اما نیش و کنایه و تهمت و چنگ و دندان و منم منم، تا دلتان بخواهد.
نامزدهای کرسی ریاست، از هیچ تلاشی برای نشستن بر روی این صندلیِ پر زرق و برق، دریغ نمیکنند.
از تلاش برای تخریب وجهه طرف مقابل گرفته تا جلب نظر چهرههای برجسته سیاسی و ورزش، اما اصلیترین گزینه ریاست باشگاه، یعنی خوان لاپورتا، که کمتر از سه ماه پیش، ادعا کرده بود، در انتخابات پیش رو، نامزد نخواهد شد، در آستانه این رویداد مهم، ضربه مهلکی از سمت بازیکن سابقش دریافت کرد.
ژاوی هرناندز، فرمانده سابق خط میانی کاتالانها، سفره دلش را یکونیم سال پس از اخراج از این تیم، باز کرد و درباره مسائل کلان باشگاه صحبت کرد.
مصاحبه ژاوی با روزنامه معروف لا-وانگواردیا:
-چرا تصمیم گرفتید صحبت کنید؟
مهمترین و اصلیترین دلیل این است که میخواهم حقیقتِ خودم را توضیح دهم، پس از جداییام تصمیم گرفتم به احترام بارسا هیچ اظهارنظری نکنم، مردم میدانند چقدر عاشق این باشگاه هستم و تمام خانوادهام بارسایی هستند؛ اما روایتی که از سوی باشگاه در خصوص نحوه جدایی من نقل میشود، کاملاً دروغ است، من نیاز دارم خودم را توضیح دهم؛ این موضوع درون من سنگینی میکند پس باید شفافسازی کنم.
-قدم به قدم پیش برویم؛ آیا تیم هانسی فلیک را دوست دارید؟
بسیار زیاد، او تیمی سلطهگر و تهاجمی ساخته که ما بارساییها را به وجد میآوَرَد و من خوشحالم چون معتقدم پایههای بسیار خوبی بنا کردیم تا این پروژه تداوم داشته باشد؛ لامین، پدری، بالده، کوبارسی، فرمین و سایرین، بازیکنانی هستند که ما رویشان شرط بستیم. این، فراتر از جامهایی که بردیم، برایم ارزشمند است و به آن افتخار میکنم.
-چه رابطهای با فلیک دارید؟
عالی، او انسان فوقالعادهای است.
جدا از پیامهایی که مدام برای هم میفرستیم، که عمدتاً درمورد فوتبال است، عذرخواهی او در یک مورد خاص، برایم بسیار ارزشمند بود.
-میتوانید بیشتر توضیح دهید؟
البته، او آمد تا عذرخواهی کند؛ وقتی از او پرسیدم که آیا واقعاً باشگاه در زمانی که من مربی بودم با او مذاکره میکرد؛ یعنی در همان دو یا سه هفتهای که باشگاه تصمیم به برکناری من گرفته بود اما هیچکس جرئت نمیکرد رودررو به من بگوید، او سری به علامت تأیید تکان داد و از من عذرخواهی کرد. در حقیقت، باشگاه به او گفته بود چیزی به من نگوید و به همین خاطر او برای عذرخواهی به خانهام آمده بود؛ هانسی، مرد خوب و نجیبی است، خوشحالم که کارش خوب پیش میرود.

-و رابطه با بازیکنان؟
بسیار خوب. ما درون رختکن یک خانواده بودیم، برایشان خیلی خوشحالم، ما رافینیا، کریستنسن، لواندوفسکی و کنده را خریدیم؛ همه چیز با همکاری ژوردی کرایف و متئو آلمانی برنامهریزی شده بود. حالا فرمین را میبینید، یا لامین را که برای من، همین حالا بهترین بازیکن جهان است و البته رافینیا که پستش را تغییر دادیم تا به عمق حمله کند. «من همیشه با فوتبالیستها صادق بودهام».
-و آیا خودتان اشتباه نکردید؟
البته که کارهای اشتباهی انجام دادیم، نقد زیادی به خودمان وارد کردیم؛ هم شخصاً و هم با کادر فنی در جلسات مختلف. اگر بخواهم خلاصه بگویم، سطح مطالبهگری من از باشگاه رفتهرفته کمتر شد. وقتی از قطر آمدم، در اولین تابستانم به عنوان مربی به رئیس گفتم که اگر بازیکنان خاصی را جذب نکنیم، ادامه نخواهم داد، چون نمیتوانیم در بالاترین سطح رقابت کنیم و او حرفم را گوش کرد. ما لیگ را بردیم، مقابل رئالِ قهرمان اروپا که کروس و مودریچ و غیره را دراختیار داشت. تیمی رقابتی بودیم، اما در تابستان بعدی، آن مطالبهگری پایین آمد و این چیزی است که خودم را بابتش سرزنش میکنم.
-بیا کمی در مورد سطح کلان مدیریت صحبت کنیم؛ باشگاه چگونه اداره میشد؟
شاید باورکردنش سخت باشد اما عملاً این الخاندرو اچواریاست که باشگاه را مدیریت میکند. من رابطهای نزدیک و دوستانه با او داشتم ولی الخاندرو کاملاً پشتم را خالی کرد. به همین دلیل، او شاید بزرگترین ناامیدی من در زمان جدایی از بارسا بود.
-چه اتفاقی افتاد؟
در ژانویه آخرین فصلم، به آنها گفتم که از ماه ژوئن برای صلاح باشگاه و خودم ادامه نمیدهم. از آن به بعد تیم شروع به بردن کرد و آنها بودند که طی دو سه ماه، یعنی تا زمانی که در لیگ قهرمانان به پیاسجی و در لیگ به رئال باختیم، مدام به من میگفتند باید بمانی و سعی در متقاعد کردنم، داشتند؛ من حتی یک جلسه رودررو با الخاندرو داشتم چون میدانستم اوست که همه چیز را تعیین میکند. به او گفتم: «ببین من تردید دارم چون به من میگویید ادامه بده اما موضوع برایم روشن نیست.» و او گفت بله، ما داریم برای سال آینده برنامهریزی میکنیم، رئیس مصمم است، اما پس از حذف، مقابل پیاسجی، الخاندرو با من تماس گرفت و گفت باید جلسه بگذاریم، چون اکثر اعضای هیئت مدیره، نسبت به ادامه کار من تردید دارند. من هم گفتم مشکلی نیست، من که قبلاً گفته بودم میروم.
جلسه را در خانه رئیس برگزار کردیم، آنجا لاپورتا که بعداً متوجه شدم او هم حقیقت را به من نگفته است، مرا برای ماندن متقاعد کرد. او عینا به من گفت: «ژاوی، من تیم را بدون تو نمیبینم، نیوکمپ جدید را بدون تو نمیبینم، ۱۲۵ سالگی باشگاه را بدون تو نمیبینم» و چون هنوز انگیزه داشتم و آینده بزرگی در تیم با این نسل جوان میدیدم، خودم را توانمند دیدم. فقط یک تغییر در لیست بازیکنان میخواستم.
بوسکتس داشت میرفت، خواستم زوبیمندی را بخرند اما گفتند به خاطر مسائل اقتصادی نمیشود. بعد ژوردی کرایف به خاطر بیاحترامیهایی که به او میشد، رفت؛ به پسر کرایف! آنها که پرچم «کرایفیسم» را حمل میکنند و یک ماه و نیم بعد، متئو آلمانی را نیز برکنار کردند. در آن لحظه من هم باید میرفتم. تا زمانی که افسار کار دست ما بود، تیم در حال پیشرفت بود؛ به محض اینکه آنها شروع به تصمیمگیری کردند، تیم افت کرد و این اتفاقی نبود.
-رابطه ات با لاپورتا؟
خیلی خوب بود. در واقع من به لطف خوان با بارسا قرارداد بستم، اما او در نهایت پشتم را خالی کرد. او مرا بدون گفتن حقیقت برکنار کرد، در حالی که تحت تأثیر فردی بود که معتقدم جایگاهش بالاتر از رئیس است: الخاندرو اچواریا؛ در واقع، کسی که مرا برکنار کرد الخاندرو است.

-مشکل چه بود؟
یک جلسه برنامهریزی با اعضای کادرم داشتیم. همانجا بود که الخاندرو شروع به فریاد زدن کرد و گفت که بدنسازی تیم، فاجعه است. من حرفش را قطع کردم و گفتم اینطور نیست. دادههایی وجود دارد که ثابت میکند از سال ۲۰۰۳، بارسایی نبوده است که بیشتر از تیمِ قهرمانِ ما در لیگ دویده باشد. ما هرگز به خاطر مسائل بدنی نباختیم. این روایتی بود که آنها ساختند تا مرا برکنار کنند و یکی از کسانی که در این روایت نقش داشت، رائول مارتینز بود، یک دوست صمیمیِ دیگر که روایت الخاندرو را برای اخراج من پذیرفت.
در آن لحظه از او پرسیدم دقیقاً سمتش چیست؟ همانجا او تصمیم گرفت که من ادامه ندهم، اما به جای اینکه رودررو بگویند ببین، تو اخراجی،
یک کمپین رسانهای علیه من راه انداختند و بدتر از همه اینکه، الخاندرو به بازیکنانی مثل سرجی روبرتو، آرائوخو، پدری و رافینیا گفت که من میخواهم آنها را بفروشم اما حقیقت نداشت.
-همیشه صحبت از لیستی شامل چندین خروجی بود که توسط شما امضا شده بود.
این هنوز هم مرا آزار میدهد چون حقیقت ندارد. ما برنامهریزی کرده بودیم چون به خاطر «بازی جوانمردانه مالی» بسیار محدود بودیم و فقط درباره فروش یک بازیکن حرف زدیم؛ در واقع با ژوردی و متئو برنامهریزی کردیم که فقط یک نفر را کنار بگذاریم.
-کدام بازیکن؟
به احترام آن بازیکن ترجیح میدهم نگویم. در آن زمان به خودش نگفتم و دیگر فرصت ندادند که بگویم. یادم هست آن دو سه هفته تلفنم را جواب نمیدادند و پیامهایم بی پاسخ میماند. من به لاپورتا اعتماد داشتم و الخاندرو دوستم بود، اما او بود که مرا از باشگاه بیرون انداخت؛ حتی لحظهای بود که سرجی روبرتو که دوست من و کاپیتان بود، پیش من آمد و گفت: ژاوی، واقعاً نمیخواهی من ادامه بدهم؟ و من گفتم کاملاً برعکس، آنها دارند مرا دقیقاً به خاطر دفاع از تمدید قرارداد تو میکُشند. و بعد او به من گفت که الخاندرو دارد این حرف را بین چندین بازیکن پخش میکند.
-حرف شما را باور کردند؟
فکر میکنم بله. من همیشه صادق بودم. با پیکه که سالها همتیمی بودیم و با ژوردی آلبا که دوستم بود این کار را کردم و گفتم زمان رفتن است. چطور ممکن است با بقیه صادق نباشم؟ من آدمِ فوتبالم، کدهای رختکن روشن است، اگر صادق نباشی رختکن را از دست میدهی. اما الخاندرو کمر به تخریب آن فضا بست و هنوز هم ادامه میدهد و به همین دلیل است که این مصاحبه را انجام میدهم.
من دندان روی جگر گذاشتم اما رئیس دارد میگوید که من خواستار خروج ۱۰ نفر بودم و این دروغ است.
البته چیزهای خیلی بیشتری وجود دارد که واقعاً مرا آزار میدهد. این حرف های من از سر کینه نیست، از عدالت حرف میزنم. میخواهم بدانید که اوضاع در بارسا خوب پیش نمیرود؛ من آن را لمس کردهام؛ فضا خیلی متشنج است.
-این مصاحبه میتواند روی انتخابات تأثیر بگذارد. ممکن است به فرصتطلبی متهم شوید.
من فقط میخواهم هواداران بفهمند که در تیم چه میگذرد. با تمام وجود میگویم که باشگاه به یک تغییر از بالا تا پایین نیاز دارد؛ تغییر در ساختار، حرفهایگری؛ برای من این کاملاً روشن است و مردم باید آن را از زبان من بشنوند. ما نمیتوانیم وابسته به آدمهایی باشیم که نجیب نیستند.
-اما جایگزینی مربی را درک کردید؟
البته، معتقدم تغییر مربی لازم بود؛ ما جامی نبردیم و وقتی در بارسا هستی، در معرض قضاوت بر اساس نتایج قرار داری.
-آیا با لئو مسی درباره انتخابات صحبت میکنید؟
با لئو رابطه خوبی دارم اما گفتگوهای ما خصوصی است و با توجه به اینکه او لئو است و میدانم صحبتهایش بازتابی دارد، ترجیح میدهم چیزی نگویم. اما خب، فکر کنم همه میدانید او چه فکری میکند؟
-آیا ممکن بود مسی در زمان مربیگری شما به بارسا برگردد؟
بله ولی حتی در اینجا هم رئیس حقیقت را نمیگوید. کارِ لئو تمام شده بود. در ژانویه ۲۰۲۳، بعد از قهرمانی جهان، با هم تماس گرفتیم و او به من گفت که اشتیاق بازگشت دارد و من هم موافق بودم. رئیس شروع کرد به مذاکره؛ ما چراغ سبز لالیگا را داشتیم، اما لاپورتا بود که همه چیز را خراب کرد. او عینا به من گفت که اگر لئو برگردد، قرار است علیه او (لاپورتا) جنگ راه بیندازد و او نمیتواند چنین اجازهای بدهد. و بعد ناگهان لئو دیگر جواب تلفنم را نداد چون از آن طرف به او گفته بودند که این کار شدنی نیست.
هدف من بیان حقیقت است. لئو به بارسا نیامد چون رئیس نخواست؛ نه به خاطر لالیگا و نه چون پدرش پول بیشتری میخواست؛ این دروغ است. این رئیس و اطرافیانش بودند که گفتند نه، چون او تمام قدرت را در دست داشت و مسی این قدرت را برای او دچار چالش میکرد. مدتی طول کشید تا دوباره با مسی حرف بزنم چون فکر میکرد من هم جزو آن بازی بودم؛ این موضوع به رابطه من با لئو خیلی ضربه زد، اما الان دوباره رابطهمان خوب شده است.
-از زمان اخراجتان با لاپورتا حرف زدهاید؟
یادم هست بعد از آن دو سه هفتهای که جواب پیامهایم را نمیداد، همدیگر را بعد از بازی با رایو وایکانو دیدیم. سکوی هواداران شعار میداد: «ژاوی آری، لاپورتا نه». موقعیت ناراحتکننده و بسیار متشنجی بود. چند روز بعد آمد و من گفتم: «خب، گمان میکنم اخراجم، اما بگو چرا». و او جواب داد که من به لیست بازیکنان اعتقاد ندارم. دروغ بود اما به او گفتم: «ببین، مهم نیست، من با تیراندازی و دعوا از بارسا نمیروم».
آنها طوری به تو القا میکنند که بارسا یعنی «یا با منی یا علیه من». متاسفانه این روش کارشان است. من علیه لاپورتا نیستم، من به نفع بارسا هستم. ما به آدمهای سالم نیاز داریم.
-بعد از این صحبتها چه حسی دارید؟
آرامتر شدهام؛ من بیرون هستم چون مقابل الخاندرو اچواریا ایستادم.
مناظره ای سراسر توهین و تمسخر
بعد از این مصاحبه، لاپورتا و فونت در مناظرهای داغ که توسط Grupo Godó برگزار شد، در رقابت برای ریاست باشگاه بارسلونا مقابل هم قرار گرفتند. این مناظره حدود یک ساعت و ۴۵ دقیقه طول کشید و دو نامزد با سیلی از اتهامات به یکدیگر حمله کردند، اما بحث چندانی درباره برنامههای آینده باشگاه نشد و بیشتر زمان به سرزنشهای متقابل گذشت.
لاپورتا در پاسخ به مصاحبه ژاوی گفت: او اجازه داده است تا از نامش استفاده شود و تأکید کرد که عملکرد فعلی این تیم نشان میدهد تصمیمش درست بوده است. او گفت: «با همان بازیکنانی که ژاوی با آنها میباخت، هانسی فلیک پیروز میشود.»
در مقابل، فونت از سخنان ژاوی دفاع کرد و گفت: «این یک اقدام شجاعانه بود.»
در طول مناظره، هر دو نامزد بارها یکدیگر را به دروغگویی متهم کردند. فونت درباره موضوع مسی گفت: «آیا باید همچنان به رییسی اعتماد کنیم که سالها مردم را فریب داده است؟ لئو همان نظری را دارد که ژاوی دارد.»
لاپورتا دوباره تأکید کرد که مسی به این دلیل در بارسلونا نماند که او نمیخواست تصمیمی بگیرد که باشگاه را به خطر بیندازد. فونت همچنین لاپورتا را متهم کرد که میان «هواداران خوب و بد بارسلونا» برچسبگذاری میکند، در مقابل، لاپورتا رقیبش را «دروغگو» خواند؛ عبارتی که چندین بار در طول مناظره تکرار شد.
لاپورتا همچنین اشاره کرد که اگر فونت رییس شود، احتمالاً فلیک در این تیم نخواهد ماند. او گفت: «او خودش گفته است اگر دکو ادامه ندهد، خوشحال خواهد بود.»
فونت قبلاً اعلام کرده بود که اگر رییس شود، مدیر ورزشی باشگاه یعنی دکو در سمتش باقی نخواهد ماند. لاپورتا در ادامه گفت: «او میخواهد سه نفر را جایگزین دکو کند. شما پروژه ورزشی ندارید و فقط میخواهید از پروژه ما استفاده کنید. اگر دکو برود، پروژهای که هواداران به آن امیدوارند نابود میشود. با شما باشگاه دوباره به سمت بحران میرود.»
یکی از لحظات پرتنش زمانی بود که ویکتورفونت، لاپورتا را متهم کرد که از بارسلونا ارتزاق کرده است. لاپورتا فوراً پاسخ داد: «من هرگز از کنار بارسلونا کسب درآمد نکردهام. همه میدانند سالهاست وکیل هستم.»
فونت همچنین برخی معاملات اخیر این باشگاه را زیر سؤال برد. او به انتقال ویتور روکه اشاره کرد، هرچند لاپورتا توضیح داد که در فروش او به پالمیراس باشگاه ضرری نکرده است.
فونت همچنین از نقش دارن دین در مذاکرات با نایکی انتقاد کرد و گفت: «بارسلونا ۲۴ میلیون یورو از دست داده است چون برای واسطهای ۲۵ میلیون پرداخت شد در حالی که ارزش خدمات او در بازار یک میلیون بود.»
لاپورتا نیز حملاتش را ادامه داد و فونت را «تکنوکرات» نامید و گفت: «مدیریت بارسا با کامپیوتر یک رویکرد نخبهگرایانه است.»
او همچنین رقیبش را نامزد بیتجربهای دانست که میتواند پروژه ورزشی این باشگاه را به خطر بیندازد. در مقابل، فونت به چهار پرونده قضایی لاپورتا اشاره کرد. لاپورتا پاسخ داد: «آن پرونده مختومه شد، پس از روشهای زیرکانه استفاده نکن.»
در پایان، لاپورتا از تیم فعلی بارسلونا که پر از بازیکنان آکادمی لاماسیا است تمجید کرد. فونت در پاسخ گفت: «این میراثی است که شما به ارث بردید. آلبرت پوچ سالها پیش لامین یامال را جذب کرد.»
لاپورتا با عصبانیت جواب داد: «خودت را مضحکه نکن.»
مناظره با همین فضای پرتنش و رد و بدل شدن اتهامات و توهینها به پایان رسید.
اچوریا کیست؟
اما آلخاندرو اچواریا که انگشت اتهام به سویش روانه شده کیست؟
سابقه حضور اچوریا در بارسلونا به دوره اول ریاست لاپورتا بازمیگردد. او که برادرزن سابق لاپورتا است، در سال ۲۰۰۵ با فاش شدن عضویتش در بنیاد فرانسیسکو فرانکو، دیکتاتور سابق اسپانیا، موجی از خشم را در کاتالونیا برانگیخت و درنهایت مجبور به استعفا از هیئت مدیره شد. با این حال، اچوریا هرگز از دایره اول نزدیکان لاپورتا خارج نشد. در دوره دوم ریاست لاپورتا، او در نقش یک مشاور غیررسمی اما همه کاره ظاهر شد و نقشی کلیدی در انتصاب دکو به عنوان مدیر ورزشی ایفا کرد و حالا به نظر میرسد تمام تصمیمات مهم باشگاه، ابتدا باید از فیلتر او عبور کند. برای بسیاری از اعضای رسمی باشگاه یا همان سوسیوها، حضور چنین فرد قدرتمندی در سایه، که به هیچکس پاسخگو نیست، یک علامت سوال بزرگ درباره شفافیت مدیریتی در بارسلونا ایجاد کرده است.



