میراث آموزشی رحیم هودی از چادرهای عشایر تا مددجویان زندان
فاطمه مقدم – شهر مردم
این روزها نام رحیم هودی با نگرانی و دعا بر زبان اهالی فرهنگ و هنر شیراز است؛ پیشکسوت نامآشنای ۹۱ ساله تئاتر فارس، دورهای از ناخوشی را پشت سر میگذارد و به دلیل مشکلات قلبی تحت عمل جراحی قرار گرفته و خوشبختانه بنا بر اعلام مدیرکل فرهنگ و ارشاد فارس، وضعیت جسمانی او پس از جراحی رضایتبخش است و اکنون دوران نقاهت را در منزل سپری میکند.
رحیم هودی، مردی است که نامش با تئاتر شیراز گره خورده است؛ هنرمندی است که برای چند نسل از اهالی نمایش و فرهنگ، نه فقط یک بازیگر و کارگردان، بلکه بخشی از خاطره جمعی هنر در شیراز است، هودی از آن دست چهرههایی است که معرفی او با چند عنوان و چند سطر زندگینامه ممکن نیست. میتوان نوشت متولد ۱۳۱۴ در شیراز است، میتوان از او به عنوان بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون، چهره ماندگار استان فارس و دارنده نشان درجه یک هنری یاد کرد، میتوان به حضورش در دهها نمایش و شماری از آثار تلویزیونی و سینمایی اشاره کرد؛ اما هیچیک از اینها بهتنهایی برای شناخت او کافی نیست.
هودی را باید در نسبتش با تئاتر شیراز شناخت؛ با صحنه، با آموزش، با همراهی با نسلهای جوان و با آن اشتیاقی که هنوز هم پس از دههها در این پیشکسوت در حمایت از آثار جوانان تئاتری موج میزند و البته در دلدادگی او به تئاتر و شیراز به شکل تفکیکناپذیر!
هنرمندی که از سال ۳۰ تا سال ۹۰ در عرصه تئاتر حضور داشت
داستان این دلدادگی از کودکی آغاز شده است؛ خودش در گفتوگویی شرح این علاقه را اینطور روایت میکند: «من از بچگی ذوق و شوق زیادی به تماشای تعزیه و تعزیهخوانی داشتم و هر زمان که صدای نقاره تعزیه بلند میشد به سمت محل تعزیه میرفتم و حتی در حال گذر از کوچه، ادای تعزیهخوانها را در میآوردم. ما همسایهای داشتیم که شغلش زنجیرسازی و متولی تعزیه هم بود. او یک شب به خانه ما آمد و به پدرم گفت: ما تعزیهای داریم، ولی یکی از اطفال مریض شده و نمیتواند بیاید. من دیدهام رحیم بعضی وقتها در کوچه میخواند، صدای خوبی برای تعزیه دارد؛ قبل از اینکه بابای من بگوید بله یا نه، به سید گفتم من کی بیایم؟» همان شور ابتدایی، بعدها به مسیری بدل شد که یک عمر ادامه یافت، در مدرسه روی صحنه رفت و در سالهای نوجوانی، تئاتر را نه به عنوان تفنن، که به عنوان بخشی از زندگی خود پذیرفت. وقتی در دهه ۳۰ شمسی به صورت جدیتر وارد عرصه تئاتر شد و در نمایش «عینک مضحک» به صحنه رفت، در واقع قدم در راهی گذاشت که دیگر هیچگاه از آن بازنگشت.
یکی از نقاط مهم این مسیر، آشنایی و همراهی او با جعفر توکل بود، همراهیای که بعدها در شکلگیری یکی از دورههای مهم تئاتر شیراز نقش داشت. رحیم هودی، به همراه زندهیاد جعفر توکل و محیالدین لایق، مثلث طلایی تئاتر فارس را ساختند و با تشکیل گروه تئاتر سعدی، گروه هنرمندان دراماتیک و گروه تئاتر ملی در استحکامبخشی به پایههای هنرهای نمایشی در شیراز نقشی اساسی ایفا کردند.
چرا ۶۰ سال حضور مستمر هودی در تئاتر شیراز تا این حد مهم است؟
احمد سپاسدار، نویسنده تاریخ تئاتر فارس، هودی را یک استثنا در تئاتر کشور میداند و در بزرگداشت او میگوید: «رحیم هودی یک استثنا در تئاتر کشور است. مگر در ایران مگر چند نفر داریم که ۶۰ سال به صورت مستمر در این عرصه کار کردهاند.»
استمرار در تئاتر اساساً دشوار است، چون تئاتر هنری زنده، جمعی و کمدرآمد است. اما در شهری مانند شیراز، این دشواری دوچندان است، چرا که هم اقتصاد بسیار نحیفی دارد، اقتصادی که نه چون پایتخت اسپانسر خصوصی دارد و نه حمایتهای دولتی وجود دارد که بتواند گرهی از مشکلات مالی آن باز کند و یا حتی آب باریکهای برای گرداندن زندگی اهالی تئاتر ایجاد کند. از سوی دیگر، تئاتر شیراز سالهاست که بحران مخاطب دارد و نه امکانات تولید خوب است و نه فروش بلیت آنقدری است که دردی دوا کند و نه گُل کردن یک نمایش در این شهر رخ میدهد تا تشویق تماشاگران و استقبال آنها دل بازیگران و دیگر دستاندرکاران را گرم کند و این مشکلات عدیده باعث میشود انگیزه در درازمدت آسیب ببیند. با این همه، رحیم هودی پای تئاتر شیراز میماند و حتی مانند بسیاری از همنسلانش به امید کمک گرفتن از بدنه تنومندتر تئاتر در تهران، راهی پایتخت برای اقامت نیز نمیشود. حضورش در فیلمهای سینمایی و نمایشها در تهران و دیگر شهرها نیز پروژهمحور بوده و او با پایان هر پروژه باز به زادگاه خود بازگشته است.
حضور رحیم هودی در تئاتر شیراز تنها به استمرار حضور روی صحنه نیز محدود نمانده است، بلکه پیوند عمیق او با آموزش و تربیت هنری از او هنرمندی مسئول ساخته است؛ او سالهای زیادی از عمر خود را در قامت آموزگار گذراند. آموزگاری که تئاتر را نه فقط به عنوان یک فن، که به عنوان ابزاری برای رشد، اخلاق، شناخت و زندگی به نسلهای جوان منتقل میکرد. در خرامه، زرقان، دبیرستان عشایری و دیگر محیطهای آموزشی، به آموزش تئاتر و هنر پرداخته است و بسیاری از شاگردانش بعدها گفتهاند که هودی برای آنان چیزی فراتر از یک دبیر یا مربی بود؛ ترکیبی از معلم، راهنما، و حتی پناه عاطفی، پدری که با آغوشی گشوده و دلسوزی بیسرزنش با شاگردانش برخورد داشته است. آموزشهای استاد رحیم هودی فراتر از تکنیکهای پایه و تخصصی بازیگری، رویکردهای تربیتی نیز داشته است؛ آموزش تئاتر به مددجویان زندانها خود گواهی بر این باور عمیق اوست که هنر میتواند نجاتبخش باشد.
یکی دیگر از نقطهعطفهای آموزشی هودی به دهه ۵۰ شمسی باز میگردد: فعالیت در دبیرستان عشایری شیراز و همکاری با محمد بهمنبیگی؛ او با بهره بردن از آثار ویکتور هوگو، مولیر و موش و گربه عبید زاکانی، گروهی به دانشآموزان عشایر آموزش نمایش و آموزش زندگی و اعتمادبهنفس میداد. همکاری هودی با بهمنبیگی چنان عمیق بود که معلم بزرگ ایل از هودی به عنوان بازوی فرهنگی و هنری تعلیمات عشایری یاد میکرد.
اصغر همت، از چهرههای برجسته تئاتر و سینمای ایران، از جمله دانشآموختگان مدرسه حیات شیراز، نیز خود نسلی است که از هودی فقط بازیگری یاد نگرفته است. همت درباره رحیم هودی میگوید: «مهمترین ویژگی یک بازیگر صداقت است و استاد رحیم هودی در حد کمال، این صداقت را هم در زندگی شخصی و هم روی صحنه تئاتر حفظ کرده است. رحیم هودی صدای رسای تئاتر است. او تمامی خصوصیات یک بازیگر خوب را به طور یکجا داراست. وقتی از تئاتر فارس صحبت میکنیم، نمیتوانیم نام او را نادیده بگیریم؛ چرا که او عمر خود را بدون چشمداشت مالی و وقف این هنر کرد.» شاید به همین دلیل است که در بزرگداشتهای مختلفی که طی سالهای گذشته برای او برگزار شده، کمتر سخن از کارنامه بازیگری و افتخارات فردی به میان آمده است و بیشتر از منش، تأثیر او گفتهاند.
کارنامهای پربار که در سایه شخصیت فرهنگی او قرار گرفته است
کارنامه اجرایی رحیم هودی نیز قابل اعتناست، او از سال ۱۳۳۲ (با نمایش عینک مضحک) وارد عرصه بازیگری شده است و علاقهاش به تئاتر اما همینجا متوقف نشد. در نمایش «حوریان حرم» در نقش پیرزنی فالگیر به ایفای نقش پرداخت که بازی او مورد توجه قرار گرفت؛ «اعتراف»، «محکوم بیگناه»، «بینوایان»، «حماسه مادر» از نمایشهای ماندگار استاد هودی در آن دوران است. او تا دهه ۹۰ در عرصه بازیگری به طور مستمر فعال بوده است، بهطوریکه در حدود یکصد نمایش، به عنوان بازیگر یا کارگردان حضور داشته است و از دهه ۶۰ شمسی به بعد در سینما و تلویزیون نیز ایفای نقش کرده است. از سال ۱۳۶۲ با بازی در فیلم «خاک و خون» به کارگردانی کامران قدکچیان پا به عرصه هنر هفتم گذاشت و در آثار سینمایی گوناگونی با نامهای «تاکسی نارنجی»، «کیش و مات»، «عشق فیلم»، «به خاطر هانیه»، «تابستان ۵۸»، «در مسیر تندباد»، «یاغی»، «قرق»، «پاییز بلند»، «روزهای انتظار»، «تشریفات» و «خاک و خون» بازی و در یک سریال تلویزیونی با نام «پشت کوههای بلند» ایفای نقش کرد.
شاید یکی از مهمترین نقشهای کارنامه او بازی در سریال «پشت کوههای بلند» باشد؛ رحیم هودی در سال ۱۳۹۱ در این سریال نقش «خواجه نعمان» بازی کرد و توانست با مهارت خود، آن نقش و همچنین خودش را میان مخاطبان تلویزیون مطرح کند. او در این سریال با امرالله احمدجو همکاری داشت و توانست تجربه بازیگری خود را در ذهن مخاطبان ماندگار کند؛ با این حال، این کارنامه پربار هم در سایه شخصیت فرهنگی او قرار میگیرد. برای بسیاری از اهالی هنر در فارس، اهمیت رحیم هودی فقط در تعداد آثارش نیست، بلکه در نوع حضوری است که در این سالها در عرصه وسیع تئاتر از پشت صحنه تا آموزش و ترویج داشته است؛ حضوری پیوسته، بیادعا، کمحاشیه و شریف.
شاید یکی از زیباترین توصیفها درباره او همین توصیف اصغر همت در بزرگداشت او باشد که میگوید: رحیم هودی «بیدردسرترین چهره تئاتر» بوده است، هنرمندی که عشقش به صحنه و مخاطب، بسیار پررنگتر از هر ملاحظه دیگری بود. این تعهد در او آنقدر ریشهدار است که حتی در سالهای کهنسالی و با وجود ضعف جسمانی نیز او از هنر فاصله نگرفت و در روزگاری که تئاتر شیراز اغلب از کمبود تماشاگر رنج میبرد و هنرمندان ناچارند خود مخاطب آثار یکدیگر باشند، او با وجود بیماری و ضعف جسمانی کهنسالی، بر صندلی تماشاگر را که نقطه ثقل تئاتر است مینشیند و با حضورش در سالنهای کوچک و بزرگ شهر، نه تنها چراغ صحنه را روشن نگه میدارد، بلکه در پایان نمایش، چند کلمهای از سر صدق و تجربه درباره بازیها و کارگردانی میگوید که برای جوانان، دلگرمیآفرین است.
ناخوشی رحیم هودی، دلواپسی برای تندرستی بخشی از تاریخ زنده تئاتر فارس است و امروز، دعای اهل فرهنگ و هنر فارس بدرقه راه این پیشکسوت ۹۱ ساله است تا سلامت خود را بازیابد و همچنان سایهاش بر سر تئاتر این شهر بماند.

