مدرسه نه فقط محل یادگیری درس، بلکه فضایی برای اجتماعیشدن، یادگیری مهارتهای زندگی، مدیریت هیجان و تقویت انگیزه است. در فضای مجازی، این تعاملات کمرنگ یا حذف شدهاند
الهام فیروزی_شهرمردم
به گزارش شهرمردم ، آموزش مجازی در کشورمان اگرچه ابتدا به عنوان پاسخی اضطراری به همهگیری کرونا شکل گرفت، اما به دلایل متعدد پس از مهار این ویروس نه تنها ریشهکن نشد، بلکه به ابزاری برای مدیریت آموزش در مواقع بروز بحرانهایی مانند آلودگی هوا، ناترازی انرژی و دیگر شرایط اضطراری تبدیل شد. شیوهای که هرچند در نگاه نخست گرهگشا بود اما به ویژه در مقاطع آموزش عمومی، با محتوایی که اساساً برای شیوه حضوری طراحی شده، به افت تحصیلی گسترده دامن زد، حتی گفته میشود زنگ خطر «بیسوادی پنهان» را برای دانشآموزان به صدا درآورده است.
محتوای حضوری در بستر مجازی: ناسازگاری ساختاری
واقعیت این است که با مروری ساده بر نحوه آموزش در دورههای مختلف تحصیلی به این موضوع پی میبریم که نظام آموزشی کشور ما، به خصوص در دوره ابتدایی و متوسطه اول، بر پایه تعامل مستقیم معلم-دانشآموز، فعالیتهای گروهی، تمرین عملی و نظارت چهره به چهره بنا شده است. برنامه درسی، کتابهای کمکآموزشی و روشهای ارزیابی، همه برای محیط کلاس فیزیکی تدوین شدهاند. براین اساس اکنون با توجه به تداوم آموزش غیر حضوری به دلایل متعدد رخ داده، بسیاری از کارشناسان تاکید دارند، انتقال این محتوا به پلتفرمهای دیجیتال مانند «شاد» بدون بازطراحی اساسی، منجر به کاهش شدید کیفیت یادگیری شده است.
دانشآموزان ابتدایی که مهارتهای پایه مانند روخوانی، نوشتن و ریاضیات را در سالهای اولیه باید تثبیت کنند، در آموزش مجازی اغلب به حضور در کلاسهای برگزار شده در بستر مجازی یا تماشای ویدیوهای یکطرفه در مواردی هم دریافت تکالیف بدون توضیح کافی بسنده کردهاند. فقدان تعامل واقعی، نبود تجهیزات مناسب در بسیاری از مناطق به ویژه روستایی و محروم و عدم آموزش کافی معلمان برای تدریس آنلاین، این شکاف را عمیقتر کرده است. نتیجه آن کاهش ساعات مؤثر یادگیری و فراموشی سریع مطالب بوده که نباید به سادگی از کنار آن گذشت.
به این ترتیب تعطیلیهای مکرر مدارس که تنها در یک سال اخیر گاهی تا یک ماه کامل به دلیل آلودگی هوا، بحران انرژی و اکنون نیز به دلیل بروز جنگ بیش از این زمان ادامه یافته است، این چالش را تشدید کرده است، تا به آنجا گه گاها حتی متولیان آموزش عمومی نیز خود اذعان داشتهاند که چنین تعطیلیهایی به طور مستقیم بر عملکرد دانشآموزان، به ویژه در پایه دوازدهم، اثرات نامطلوبی گذاشته و حتی به کاهش حدود 40 درصدی عملکرد در برخی آزمونها منجر شده است.
ابتداییهایی که توان خواندن و نوشتن ندارند
در این خصوص یکی از هشدارهای جدی، گزارشهایی است که به مقوله «فقر یادگیری» بازمیگردد. به طور مثال خردادماه گذشته بود مهدی نویدادهم، مشاور وزیر آموزش و پرورش عنوان کرد؛ ۴۰ درصد از دانشآموزان ابتدایی، مهارتهای پایهای خواندن و نوشتن را به حد استاندارد ندارند، آنچه که پیش از آن نیز رضوان حکیمزاده، معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش، اعلام کرده بود، اینکه حدود ۴۰ درصد دانشآموزان دوره ابتدایی، با وجود حضور در مدرسه، مهارتهای پایهای خواندن، نوشتن، حساب کردن و سخن گفتن را به حد استاندارد نرساندهاند. این آمار با نتایج آزمونهای بینالمللی تیمز و پرلز همخوانی دارد، جایی که متاسفانه کشورمان رتبههای پایینی کسب کرده و بخش قابل توجهی از دانشآموزان ما حتی به سطح قابل قبولی یادگیری نرسیدهاند.
میانگین معدل دانشآموزان نیز روند نزولی داشته است. گزارشها از افت معدل به زیر ۹ یا حتی ۸ تا ۱۰ در برخی آزمونهای نهایی حکایت دارند. به طور نمونه در سال 1403 نمره ریاضی دانشآموزانی که در آزمون دانشگاه صنعتی شریف شرکت کرده بودند حدود ۶ یا ۷ بود که در رسانهها هم این اعداد و ارقام که نوید ادهم نیز به آنها اشاره کرد، بازتاب زیادی داشت.
به هر حال کارشناسان تخمین میزنند که افت تحصیلی در دوران کرونا بین ۳۰ تا ۷۰ درصد در دروس مختلف بوده، شرایطی که به آموزش مجازی با توجه به وضعیت اضطرار رخ داده در آن بازه زمانی باز میگشت اما این روند با تداوم آموزش غیرحضوری ادامه یافته است، شمن اینکه نابرابری دیجیتال، فراهم نبودن دسترسی به اینترنت پرسرعت برای همه خانوادههای دانش آموزان، ناتوانی والدین در تهیه گوشی هوشمند یا تبلت به ویژه در مناطق محروم و … این شکاف را به یک نابرابری آموزشی عمیق تبدیل کرد.
انزوای آموزشی و ریسک افزایش آسیبهای اجتماعی
این روند پیامدهایش حتی فراتر از نمره دانشآموزان پیش رفت و در مواردی حتی موجبات کاهش تعامل و بسترهای بروز آسیبهای اجتماعی-روانی را نیز رقم زد، زیرا که باید پذیرفت افت تحصیلی تنها و تمامی ماجرا نیست. کاهش تعامل دانشآموزان با همکلاسیها و محیط آموزشی، یکی از پیامدهای جدی آموزش مجازی است.
مدرسه نه فقط محل یادگیری درس، بلکه فضایی برای اجتماعیشدن، یادگیری مهارتهای زندگی، مدیریت هیجان و تقویت انگیزه است. در فضای مجازی، این تعاملات کمرنگ یا حذف شدهاند.
دانشآموزان در شرایط آموزش مجازی اغلب در انزوا درس میخوانند، بدون بحث گروهی، بازی یا حتی گفتوگوی ساده. این امر به بیانگیزگی تحصیلی، افزایش اهمالکاری، کاهش تمرکز و حتی مشکلات روانی مانند افسردگی و اضطراب دامن زده است. والدین نیز گزارش دادهاند که نظارت بر آموزش مجازی برایشان چالشبرانگیز بوده، به ویژه در خانوادههایی با والدین شاغل یا فاقد سواد کافی دیجیتال این مشکلات جدیتر است.
در بلندمدت، این روند میتواند به افزایش نرخ ترک تحصیل، کاهش سرمایه انسانی کشور و حتی تشدید نابرابریهای اجتماعی منجر شود. بیسوادی پنهان امروز، نیروی کاری ضعیف و جامعهای با مهارتهای پایه ناکافی فردا خواهد بود.
ضعف زیرساخت، محتوا و بحرانهای محیطی
همانطور که عنوان شد علاوه بر ناسازگاری محتوای آموزشی با شیوه مجازی، دلایل دیگری نیز در این زمینه دخیل هستند. نخستین عامل در این باره همانطور که اشاره شد به فراهم نبودن زیرساختها به میزان کافی باز میگردد، به عبارتی اینترنت ضعیف، کمبود تجهیزات و نابرابری جغرافیایی از جمله این موارد است. در این میان اما باید به یاد داشت که آماده نبودن معلمان و والدین برای این شیوه از آموزش نیز مقولهای بسیار مهم به شمار میرود، بسیاری از معلمان برای تدریس آنلاین همچنان بهرغم تداوم این شیوه، آموزش ندیدهاند و والدین اغلب قادر به حمایت مؤثر نیستند، در حالی که بروز بحرانهایی مانند تعطیلیهای مکرر به دلیل آلودگی هوا، ناترازی انرژی، حتی مسائل امنیتی به عبارتی جنگ که به تازگی شاهد آن بودیم، آموزش در مقاطع مختلف را بدون آمادگی قبلی به سمت شیوه مجازی سوق داده است. از سوی دیگر کاهش انگیزه به دلیل نبود نظارت مستقیم، سرگرمیهای مجازی رقابتی و احساس «یادگیری موقت و سطحی» هم از عوامل روانشناختی که نباید به سادگی از کنار آن گذشت. مواردی که دست به دست هم داده و چرخهای از افت کیفیت ایجاد کردهاند.
بازگشت هوشمندانه به آموزش حضوری یا بازطراحی سیستم؟
اما به واقع در چنین شرایطی راهکار چیست؟ در این زمینه کارشناسان تاکید دارند که آموزش مجازی نمیتواند جایگزین حضوری شود، بلکه باید مکمل آن باشد، به ویژه برای مواقع اضطراری محدود. راهکارهای عملی البته در این موارد وجود دارد که قابل بررسی است.
نخستین موضوع البته اولویتدهی به آموزش حضوری است، کاهش تعطیلیهای غیرضروری با سرمایهگذاری در زیرساختهای انرژی مدارس و …، ضمن تأکید بر حضور فیزیکی در مقاطع پایه برای تثبیت مهارتهای اساسی از جمله نکاتی است که باید به آن توجه داشت.
با این وجود بازطراحی محتوا و ایجاد برنامه درسی ترکیبی که برای هر دو شیوه حضوری و مجازی مناسب باشدو بیشتر روی مهارتآموزی عملی به جای محفوظات تمرکز کند نیز باید مد نظر قرار گیرد. البته تقویت زیرساخت دیجیتال نیز به طور قطع دارای اهمیت است، تجهیز مدارس، ارائه تبلت یا گوشی به دانشآموزان محروم، بهبود اینترنت روستایی و آموزش معلمان برای تدریس مؤثر آنلاین از نکاتی است که میتواند نقش موثری داشته باشد.
در این میان و در شرایط کنونی برگزاری کلاسهای تقویتی تابستانی یا پس از تعطیلیها، با تمرکز روی دانشآموزان دارای فقر یادگیری هم در قالب برنامههای جبرانی نکته مهمی به شمار میرود.
در این میان همانطور که اشاره شد موضوع تعامل دانشآموزان با مسالهای با اهمیت بوده که در شیوه آموزش غیر حضوری اغلب مغفول میماند، براین اساس تقویت تعامل هم گزینهای قابل تامل است، براین اساس استفاده از ابزارهای تعاملی در کلاسهای مجازی (نظرسنجی، گروههای کوچک، بازخورد فوری) و تشویق فعالیتهای خارج از کلاس برای حفظ مهارتهای اجتماعی هم پیشنهادی کاربردی در این خصوص محسوب میشود.
به هر صورت در کنار آنچه که گفته شد توسعه سیستم ارزیابی عادلانه که افت را زود تشخیص دهد و حمایت هدفمند ارائه کند، بحثی است که نباید فراموش شود و در نهایت اینکه، نباید از یاد برد، آموزش حضوری شاکله شخصیت و مهارتهای اجتماعی دانشآموزان را میسازد. تداوم بیرویه آموزش غیرحضوری بدون اصلاحات ساختاری، نه تنها آینده تحصیلی نسل جوان را تهدید میکند، بلکه سرمایه بلندمدت کشور را به خطر میاندازد. زمان آن رسیده که سیاستگذاران آموزشی، با نگاهی واقعبینانه به تجربیات جهانی در این زمینه، تعادل هوشمندانهای بین انعطاف دیجیتال و کیفیت حضوری برقرار کنند، پیش از آنکه «فقر یادگیری» به یک بحران ملی تبدیل شود.


