true
رویداد «از قونیه تا شیراز» الگویی برای بازنگری در فرصت های گردشگری این شهر
برندسازی شیراز بر پایه آیینهای نوروزی و ادبی ، نسخه ای شفابخش برای گردشگری این شهر
فاطمه مقدم – شهر مردم
در شرایطی که گردشگری ایران با محدودیتهای سیاسی و اقتصادی، کاهش پروازهای بینالمللی و دشواری سفرهای ورودی روبروست، تلاش برای پیوند دادن شیراز و قونیه از مسیر ادبیات و عرفان را میتوان گامی برای ساختن یک مسیر تازه گردشگری تازه خواند؛ مسیری که نخستین ایستگاه آن قرار است با رویداد «از شور عرفان تا راز غزل؛ از قونیه تا شیراز» در مهرماه آغاز شود.
ایده استفاده از تجربه قونیه برای رونق گردشگری ادبی شیراز، اگر از سطح یک رویداد مناسبتی فراتر برود و به یک مسیر پایدار گردشگری تبدیل شود، میتواند اتفاقی مهم برای گردشگر ورودی داخلی و خارجی به شیراز در سالهای آینده رقم بزند.
اما برای ساختن یک مقصد گردشگری از شهری چون شیراز لازم نیست همه چیز از نقطه صفر آغاز کرد. شیراز پیش از این نیز بخشی از این مسیر را طی کرده است آن هم نه با یک برنامه پرهزینه، بلکه با تداوم در برگزاری رویداد ادبی – فرهنگی.
شیراز 28 سال است که یادروز حافظ و سعدی را برگزار میکند؛ برنامههایی که اگرچه عمدتاً در سطح رویدادهای فرهنگی و نخبگانی باقی مانده است اما همین تداوم در برگزاری سالانه و مداوم یادروزها، که بهویژه در بزرگداشت حافظ با حضور اهالی موسیقی برجسته کشور چون شجریان و شهرام ناظری و برنامه های جانبی گسترده پررنگتر بوده، بهتدریج حافظیه را به یک برند شناخته شده گردشگری در کشور تبدیل کرده است. نشانه روشن آن استقبال پرشور مردم از آیین تحویل سال در حافظیه است؛ مراسمی که امروز خود بهانهای برای سفر بسیاری از گردشگران نوروزی از اقصی نقاط کشور به شیراز شده است، به طوریکه در اغلب سالها جمعیت مشتاق حضور در مراسم تحویل سال در جوار خواجه اهل راز بیشتر از ظرفیت مکانی این بنا بوده است.
این تجربه میتواند نقطه آغاز یک پیشنهاد عملی وقابل دسترس تر باشد «برندسازی نوروز شیراز بر پایه آیینهای نوروزی و ادبی» شهر؛ آیین تحویل سال در حافظیه میتواند نقطه ثقل و برنامه مرکزی این تقویم باشد و در کنار آن در فاصله ۲۵ اسفند تا پنجم فروردین که اوج سفرهاست، مجموعهای از آیینها و برنامههای ثابت در نقاط مختلف شهر تدارک دیده شود؛ برنامههایی که گردشگر بتواند از ماهها قبل زمان سفر خود را بر اساس آنها تنظیم کند و از قبل نیز بداند بناست در چه برنامههایی حضور پیدا کند.
آیینهایی که خود انگیزه سفر به شیراز را فراهم کند، متعدد است؛ چرا که گذر از زمستان به بهار در حافظه فرهنگی مردم این شهر همواره با مجموعهای از آیینها همراه بوده که بخشی از آنها هنوز زنده است و بخشی دیگر در روایتهای مردم و منابع تاریخی باقی ماندهاند. چهارشنبهسوری شیراز، در روایتهای قدیمی، تنها به پریدن از روی آتش محدود نمیشد؛ فالگوش ایستادن، فال با دیوان حافظ، پختن آش ابودردا و آیین آبتنی در حوض ماهی سعدیه، بخشی از این مجموعه بودهاند و اینها تنها نمونههایی از آیینهای نوروزی شیراز هستند که میتوانند با بازخوانی و طراحی مناسب، از سطح آیین های کمرنگ شده یا به تجربهای برای گردشگر تبدیل شوند.
«عروسی درخت نارنج» نیز نمونه دیگری از آیینهای زیبای بهاری مردم شیراز است؛ رسمی که در آن برای درخت نارنج کمثمر مراسمی شبیه عروسی برگزار میشده و با پوشاندن درخت، پاشیدن شکرپنیر، خواندن واسونک و شادی همراه بوده است. چنین آیینی اگر با حفظ روایت و اصالت خود بازآفرینی شود، حتی میتواند به یک رویداد کوچک اما جذاب نوروزی تبدیل شود؛ برای مثال در باغ عفیفآباد که صدها اصله درخت نارنج دارد، نارنجستان قوام یا دیگر باغهای تاریخی شیراز برگزار شود؛ در این صورت، بناها و باغهای تاریخی شهر نیز بخشی از این رویداد میشوند و میتوانند هرکدام میزبان یک آیین، یک تجربه گردشگری جدید باشند.
مزیت این پیشنهاد آن است که برای اجرای آن لزوما به پایهگذاری رویداهای بزرگ و پرهزینه نیاز نیست. آنچه یک رویداد را به جاذبه گردشگری تبدیل میکند، بیش از هر چیز تداوم، زمان مشخص، هویت محلی و امکان برنامهریزی برای سفر است. قونیه با «شب عُرس» دقیقاً چنین کاری کرده است؛ یک آیین کهن با باززندهسازی از هفتم تا هفدهم ماه دسامبر به مدت ۱۰ به یک قرار گردشگری تبدیل شده است؛ قراری که گردشگر میداند چه زمانی برگزار میشود، چه تجربهای انتظارش را میکشد و برای حضور در آن برنامهریزی و سفر میکند؛ به طوریکه تمام اقامتگاههای قونیه در این 10 شب پر است.
شیراز نیز میتواند با تکیه بر داشتههای خودش از منطق موفقیت قونیه در بهرهگیری از آرامگاه مولوی استفاده کند که تبدیل آیینها به بسته های سفر است. تحویل سال در حافظیه میتواند نقطه ثقل و هسته مرکزی این برنامه باشد و آیینهایی مانند چهارشنبهسوری، عروسی درخت نارنج، عمو نوروز و حاجی فیروز و دیگر رسمهای نوروزی، حلقههای پیرامونی آن را شکل دهند. باغها، آرامگاهها و بناهای تاریخی نیز میتوانند میزبان این رویدادها شوند تا گردشگر تنها برای چند ساعت به یک نقطه از شهر نرود، بلکه در یک بازه چندروزه، در میان مجموعهای از تجربههای فرهنگی و ادبی شهر حرکت کند.
این مدل بهویژه از آن جهت اهمیت دارد که گردشگری داخلی در شرایط فعلی، در دسترسترین و واقعیترین بازار گردشگری شیراز است. اگر بتوان برای گردشگر داخلی دلایل تازهای برای سفر و ماندن در شهر شیراز تعریف کرد، نوروز میتواند از یک فصل شلوغ معمول شیراز، به یک فصل برنامهریزیشده گردشگری با بالاترین بازده برای تمام بخشهای صنعت گردشگری تبدیل شود. تورهای چندروزه، بستههای اقامت، برنامههای شبانه(نظیر برنامه نور و صدای تختجمشید و گشت و گذار در خیابان غذا و حتی ماندن تا پاسی از شب در جوار آرامگاه حافظ و سعدی)، بازدید از باغها و بناهای تاریخی و حضور در آیینهای مشخص، میتواند گردشگر را به جای یک سفر یکروزه یا عبوری، به چند شب ماندن در شیراز ترغیب کند.
در چنین صورتی، بهرهگیری از تجربه قونیه میتواند به بازنگری در شیوه گردشگری خود شیراز منجر شود. شاید مسیر رونق گردشگری شیراز از همین آیینهای نزدیک و آشنای خود شهر بگذرد؛ آیینهایی که اگر هر سال، در زمان و مکان مشخص و با مشارکت بخش خصوصی تکرار شوند، میتوانند به قرارهای سالانه گردشگران در سراسر ایران و حتی گردشگران کشورهای حوزه نوروز -از ترکیه و تاجیکستان تا مغولستان- نیز تبدیل شوند و در نهایت، به افزایش اقامت و رونق اقتصاد گردشگری شیراز و فارس بینجامند.
true
true
https://shahrmardomdaily.ir/?p=106840
true
true



