×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

خبر فوری

true
true
true
وقتی «بله» به «خداحافظ» می‌رسد

روایت تلخ راهروهای دادگاه خانواده؛ زنگ خطری برای استحکام بنیان خانواده و آینده فرزندان

عبدالغفور مصطفایی – شهر مردم

راهروهای دادگاه خانواده، روایتگر داستان‌هایی است که هر کدام روزی با عشق، امید و آرزو آغاز شده‌اند. زوج‌هایی که روزی در کنار سفره عقد، زندگی مشترک خود را با هزاران رؤیا و آرزو شروع کردند، امروز در سکوتی سنگین، چشم‌انتظار صدور رأی دادگاه برای پایان همان زندگی هستند در میان مراجعان، چهره زوج‌های جوانی بیش از همه جلب توجه می‌کند؛ زن و مردانی که هنوز زمان زیادی از آغاز زندگی مشترکشان نگذشته، اما اختلاف‌ها، فشارهای اقتصادی، مشکلات معیشتی، نبود مهارت‌های ارتباطی و گاه دخالت اطرافیان، آنان را به آخرین ایستگاه زندگی مشترک رسانده است.

طلاق، موضوعی شخصی است، اما پیامدهای آن تنها به دو نفر محدود نمی‌شود، کارشناسان معتقدند هر جدایی، در کنار آثار عاطفی برای زوجین، می‌تواند بر فرزندان، خانواده‌ها و حتی جامعه نیز اثر بگذارد؛ از همین رو، بررسی ریشه‌های اختلافات خانوادگی و تلاش برای پیشگیری از فروپاشی خانواده، از مهم‌ترین دغدغه‌های اجتماعی امروز به شمار می‌رود.

روزنامه «شهر مردم» این بار برای بررسی این موضوع، راهی دادگاه خانواده شده است تا از نزدیک روایت کسانی را بشنود که روزی با عشق زندگی مشترک را آغاز کردند و امروز در انتظار رأی نهایی دادگاه هستند.

سکوتی که از هزاران حرف تلخ‌تر است

فضای دادگاه خانواده با دیگر محاکم تفاوت دارد، اینجا کمتر صدای اعتراض شنیده می‌شود؛ بیشتر سکوت است، نگاه‌های خسته، اشک‌های پنهان و کودکانی که بی‌آنکه بدانند چه اتفاقی در حال رخ دادن است، دست در دست پدر یا مادر، در راهروهای دادگاه قدم می‌زنند.

برخی زوج‌ها بدون آنکه حتی به یکدیگر نگاه کنند، روی صندلی‌های انتظار نشسته‌اند؛ گویی فاصله میان آنان، سال‌هاست که آغاز شده و امروز تنها جنبه قانونی پیدا کرده است.

از روزهای شیرین تا اختلاف‌های پایان‌ناپذیر

یکی از زوج‌های جوان که کمتر از سه سال از ازدواجشان می‌گذشت، در گفت‌وگو با خبرنگار «شهر مردم» گفت: «روزهای اول زندگی، همه چیز خوب بود، با امید خانه‌ای کوچک اجاره کردیم و تصور می‌کردیم با تلاش می‌توانیم آینده بهتری بسازیم، اما مشکلات اقتصادی، افزایش هزینه‌های زندگی و اختلاف‌هایی که هر روز بیشتر می‌شد، آرام‌آرام زندگی ما را تغییر داد.»

همسر او نیز با تأیید این سخنان افزود: «ما هر دو تلاش کردیم زندگی‌مان را حفظ کنیم، اما فشارهای مالی، نگرانی درباره آینده و نداشتن آرامش، باعث شد اختلاف‌ها بیشتر شود و امروز به جایی رسیده‌ایم که ادامه زندگی را برای خودمان ممکن نمی‌بینیم.»

مسکن؛ رؤیایی که به اختلاف تبدیل شد

زوج دیگری که چند سال از زندگی مشترکشان می‌گذشت، مهم‌ترین مشکل خود را نداشتن مسکن عنوان کردند.

شوهر خانواده گفت: «سال‌هاست مستأجر هستیم، هر سال با افزایش اجاره‌بها، مجبور به جابه‌جایی شده‌ایم، بخش عمده درآمدمان صرف اجاره خانه می‌شود و دیگر توان برنامه‌ریزی برای آینده را نداریم.»

همسرش نیز گفت: «وقتی همه دغدغه زندگی، پرداخت اجاره، هزینه درمان، آموزش و مخارج روزمره باشد، فرصت و آرامش برای گفت‌وگو و حل اختلاف‌ها کمتر می‌شود و مشکلات اقتصادی، آرام‌آرام روابط عاطفی را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.»

فرزندانی که قربانی اختلاف والدین می‌شوند

یکی از تلخ‌ترین صحنه‌های دادگاه خانواده، حضور کودکانی است که ناخواسته درگیر اختلاف‌های والدین شده‌اند؛ کودکی که کنار مادرش نشسته و با کنجکاوی به اطراف نگاه می‌کند، شاید هنوز معنای طلاق را نداند، اما آثار این جدایی می‌تواند سال‌ها بر زندگی او سایه بیفکند.

روان‌شناسان معتقدند کودکان در شرایط اختلاف شدید والدین، بیش از هر چیز به احساس امنیت، محبت و ثبات نیاز دارند و به همین دلیل، توصیه می‌کنند حتی در صورت جدایی، والدین از تبدیل فرزندان به ابزار اختلاف یا انتقال تنش‌های خود به آنان پرهیز کنند.

آیا همه اختلاف‌ها به طلاق ختم می‌شود؟

مشاوران خانواده بر این باورند که بسیاری از اختلاف‌های زناشویی، در صورت مراجعه به مراکز مشاوره، آموزش مهارت‌های زندگی، گفت‌وگوی سازنده و پذیرش تفاوت‌های فردی، قابل مدیریت است.

به گفته آنان، بسیاری از زوج‌های جوان پیش از ازدواج آموزش کافی درباره مهارت‌های ارتباطی، مدیریت اقتصادی خانواده، کنترل هیجان و حل تعارض دریافت نمی‌کنند و همین موضوع، آنان را در برابر مشکلات آسیب‌پذیرتر می‌کند.

نقش خانواده‌ها و جامعه

جامعه‌شناسان معتقدند که خانواده‌های دو طرف نیز می‌توانند در استحکام یا تضعیف زندگی مشترک نقش داشته باشند؛ حمایت عاطفی، پرهیز از دخالت‌های غیرضروری و تشویق زوجین به گفت‌وگو، می‌تواند بسیاری از اختلاف‌ها را کاهش دهد.

از سوی دیگر، توسعه مراکز مشاوره، حمایت از زوج‌های جوان، ایجاد اشتغال پایدار، تسهیل دسترسی به مسکن و آموزش مهارت‌های زندگی، از جمله اقداماتی است که می‌تواند به تحکیم بنیان خانواده کمک کند.

در پایان باید یادآورشد که خانواده، نخستین و مهم‌ترین نهاد اجتماعی است و استحکام آن، ضامن سلامت جامعه به شمار می‌رود؛ هرچند طلاق در برخی شرایط، ممکن است آخرین راه‌حل برای پایان دادن به یک زندگی ناسالم باشد، اما کاهش اختلافات خانوادگی و پیشگیری از فروپاشی زندگی مشترک، نیازمند همکاری خانواده‌ها، نهادهای آموزشی، مراکز مشاوره و سیاست‌گذاران اجتماعی است.

راهروهای دادگاه خانواده، تنها محل صدور رأی نیست؛ آینه‌ای است که بخشی از دغدغه‌های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی جامعه را بازتاب می‌دهد و شاید شنیدن روایت این زوج‌ها، بیش از هر آمار و نموداری یادآور این حقیقت باشد که برای حفظ بنیان خانواده، باید از آموزش، گفت‌وگو، حمایت اجتماعی و توجه به مشکلات معیشتی آغاز کرد؛ زیرا خانواده‌ای که از آرامش، امنیت و امید برخوردار باشد، می‌تواند آینده‌ای روشن‌تر برای فرزندان و جامعه رقم بزند.

true
true
وقتی «بله» به «خداحافظ» می‌رسد
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

false