حال تالاب ارژن شبیه گوزنی است که از هر طرف، حیوانات مختلف که در واقع همان انسانها هستند، هر تکه از بدنش را زندهزنده میکَنند و در حال کُشتن او هستند
فاطمه مقدم – شهر مردم
«به نام خدا، تابستان خود را چگونه گذراندی؟ قصه از آنجا شروع شد که تالاب پریشان خشک شد و ما مجبور شدیم گاومیشهایمان را به تالاب ارژن ببریم.» این اولین دیالوگی است که از زبان ابوالفضل، پسر ۱۲ سالهای که شخصیت اصلی و راوی این مستند است، بیان میشود؛ پرسشی ساده که بوی یک کوچ اجباری میداد و به بحرانهای زیستمحیطی تالابهای فارس اشاره دارد.
داستان پسر تالاب از خرداد ۱۴۰۴ درست همزمان با جنگ اسرائیل علیه ایران شروع میشود که خبر آن از رادیوی پدربزرگ ابوالفضل شنیده میشود؛ پیوندی که خود نشان میدهد زندگی مردم همزمان زیر فشار چند بحران است؛ هم بحرانهای بیرونی و سیاسی، هم بحرانهای درونی و زیستمحیطی.
مستند «پسر تالاب»، با رویکردی اکولوژیستی و قومنگارانه، به بررسی زیستبوم عشایر عرب در نزدیکی تالاب ارژن میپردازد؛ این عشایر که پیش از این ساکن حوالی دریاچه فامور بودهاند، به دلیل خشک شدن آن دریاچه، ناچار به کوچ به منطقه ارژن شدهاند و در حال حاضر، این عشایر حدود ۵۰۰ رأس گاومیش را در این تالاب رو به خشکی نگهداری میکنند.
فیلم مستند «پسر تالاب» به تهیهکنندگی محمد ناصریراد و کارگردانی مهدی فلامرزی شامگاه سهشنبه ۱۹ خرداد، در چهارمین روز از محیط زیست با نام «از تالابها تا دریاها، سرمایه ملی؛ میراث بیننسلی» در ساختمان شماره ۳ نظام مهندسی به نمایش درآمد و سالن گوش تا گوش پر بود؛ از مدیران دولتی چون مدیرکل محیط زیست فارس و رئیس سازمان نظام مهندسی فارس گرفته تا فعالان دغدغهمند محیطزیست و در حاشیه این نمایش، تفاهمنامه همکاری میان ادارهکل حفاظت محیطزیست و سازمان نظام مهندسی ساختمان استان فارس نیز امضا شد؛ گامی که امید میرود تنها بر روی کاغذ نماند!
پس از پایان نمایش فیلم، فرصتی دست داد تا با مهدی فلامرزی و محمد ناصریراد، سازندگان این اثر متفاوت، به گفتوگو بنشینیم. آنها دوربین را به میان یکی از مکانهای بحرانزده طبیعت فارس بردهاند تا شاید صدای «پسر تالاب» بتواند صدای مردمی باشد که زندگیشان با طبیعت گره تنگاتنگ خورده است؛ طبیعتی که مخاطرات اقلیمی و سیاسی، روزهای خوش آن را کمکم به خاطره تبدیل میکند. در ادامه، مشروح این گفتوگو را بخوانید.
پسر تالاب نماینده نسلی است که بیشترین هزینه تصمیمات امروز ما را میدهد
کارگردان فیلم مستند «پسر تالاب» در گفتوگو با «شهر مردم» درباره دلیل انتخاب یک نوجوان به عنوان شخصیت اصلی فیلم گفت: انتخاب یک نوجوان به عنوان شخصیت اصلی برای من اهمیت ویژهای داشت، زیرا او نماینده نسلی است که بیشترین تأثیر را از تصمیمها و عملکرد امروز ما خواهد پذیرفت؛ از سوی دیگر، نگاه یک نوجوان هنوز سرشار از صداقت، کنجکاوی و امید است و میتواند بدون پیشداوری با محیط پیرامون خود ارتباط برقرار کند و این انتخاب باعث شد روایت فیلم از یک گزارش صرف درباره بحران محیطزیستی فراتر برود و به تجربهای انسانی و احساسی تبدیل شود که مخاطب بتواند عمیقتر با آن همذاتپنداری کند.
مهدی فلامرزی با اشاره به تغییراتی که در سبک زندگی و معیشت عشایر منطقه در اثر خشکشدن تالاب ایجاد شده، اظهار کرد: یکی از مهمترین تغییرات، کاهش منابع درآمدی و دشوارتر شدن شرایط معیشتی بود که بسیاری از فعالیتهایی که بهطور مستقیم یا غیرمستقیم به تالاب وابسته بودند، تحت تأثیر قرار گرفتهاند؛ علاوه بر مسائل اقتصادی، تغییرات اجتماعی نیز قابل مشاهده بود؛ از مهاجرت برخی خانوادهها گرفته تا کاهش امید نسبت به آینده، این تغییرات نشان میدهد که بحران تالاب تنها یک مسئله محیطزیستی نیست، بلکه ابعاد انسانی و اجتماعی گستردهای دارد.
وی با اشاره به پیوند عمیق انسان و طبیعت در زندگی مردم حاشیه تالاب ارژن افزود: برای مردم عشایر حاشیه تالاب ارژن، طبیعت تنها یک منظره یا زیستبوم نیست؛ بخشی از هویت و زندگی روزمره آنهاست. معیشت، خاطرات، فرهنگ محلی و حتی روابط اجتماعی بسیاری از خانوادهها با تالاب گره خورده است و در گفتوگوهایی که با مردم داشتیم، بارها شاهد بودیم که آنها از تالاب مانند عضوی از خانواده خود یاد میکردند؛ همین نگاه نشان میدهد که آسیب به تالاب، صرفاً یک خسارت زیستمحیطی نیست، بلکه بر زندگی و روحیه جامعه محلی و عشایری نیز اثر میگذارد.
فلامرزی در پاسخ به این سؤال که از نگاه او اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، آینده تالاب ارژن چگونه خواهد شد، عنوان کرد: اگر روند کنونی ادامه پیدا کند، خطر از دست رفتن بخش مهمی از کارکردهای اکولوژیک تالاب کاملاً جدی است. کاهش منابع آبی، تغییرات اقلیمی و فشارهای انسانی میتوانند این زیستبوم ارزشمند را بیش از پیش آسیبپذیر کنند و در چنین شرایطی نهتنها حیاتوحش و تنوع زیستی منطقه تهدید میشود، بلکه زندگی جوامع عشایری و محلی نیز با چالشهای بیشتری روبهرو خواهد شد؛ با این حال معتقدم هنوز فرصت برای اقدام و تغییر وجود دارد، به شرط آنکه حفاظت از تالاب به یک اولویت جدی تبدیل شود.
این کارگردان پیام اصلی «پسر تالاب» را در یک جمله «نجات تالابها تنها نجات طبیعت نیست؛ نجات آینده انسانها و نسلهای بعدی است» خواند و تصریح کرد: در روند تولید فیلم بیشترین تأثیر را زمانی گرفتم که شاهد روایتهای شخصی مردم منطقه و عشایر درباره تغییرات تالاب بودم؛ افرادی که روزگاری تالاب را سرشار از زندگی دیده بودند و اکنون با حسرت از گذشته یاد میکردند. دیدن این فاصله میان خاطره و واقعیت امروز، برای من بسیار تکاندهنده بود و آن لحظات باعث شد مسئله خشکشدن تالاب را نه فقط به عنوان یک موضوع محیطزیستی، بلکه به عنوان یک مسئله انسانی و عاطفی درک کنم و مسئولیت بیشتری نسبت به روایت آن احساس کنم.
مستند میتواند بحرانهای محیطزیستی را به دغدغهای عمومی تبدیل کند
تهیهکننده و تدوینگر فیلم مستند «پسر تالاب» در گفتوگوی اختصاصی با «شهر مردم» در حاشیه اکران این مستند، در پاسخ به این سؤال که در سالهای اخیر موضوع خشکشدن تالابها در ایران پررنگ شده است و به نظر شما سینمای مستند تا چه اندازه توانسته است این بحران را به یک دغدغه عمومی تبدیل کند، گفت: نقش رسانه و مدیا در هر فرمتی، از مستند تا عکس، خبر، ویدیو و پستهای اینستاگرامی، میتواند در آگاهیبخشی درباره بحرانهای محیطزیستی بسیار مؤثر باشد، بهویژه سینمای مستند که در سالهای اخیر مخاطبان بسیاری، از جمله مخاطبان فرهیخته، را به خود جلب کرده است؛ خصوصاً مستندهای مسئلهمحور که گاهی حتی جنبه اعتراضی هم دارند و در واقع مستند به عنوان یکی از والاترین اشکال رسانه، هم وجه هنری دارد و هم وجه آگاهیبخشی.
محمد ناصریراد با اشاره به توجه ویژه به مستندهای محیطزیستی که درباره ایران ساخته شده است، افزود: اساساً هر مستند محیطزیستی مسئلهمحوری را که میبینم، با موضوع مهمی از محیط زیست ایران آشنا میشوم؛ مثلاً مستندی که درباره تالاب میانکاله ساخته شده بود، آگاهیبخشی زیادی درباره این تالاب به من داد و باعث شد به پیگیری موضوع آن علاقهمند شوم و حالا نسبت به مسائل این تالاب دغدغه داشته باشم. مطمئنم دیدن فیلم «پسر تالاب» حتی برای کسانی که اصلاً تالاب ارژن را نمیشناختند هم باعث خواهد شد به این تالاب و مسئله آن علاقهمند شوند؛ چنانکه بسیاری از کسانی که این مستند را دیدهاند میگویند ما اصلاً نمیدانستیم تالاب ارژن وجود دارد، در حالی که این تالاب در حوزه شهر شیراز واقع شده است و به همین صورت، من هر مستندی که دیدهام، یک مسئله و دغدغه تازه در من ایجاد کرده است.
ناآگاهی نسبت به داشتههای اقلیمی، حس تعلق به کشور را کاهش میدهد
این سینماگر در ادامه با اشاره به اینکه آگاه نبودن به داشتهها و نداشتهها میتواند باعث کاهش حس تعلق مردم به کشور شود، ادامه داد: مثلاً خیلیها در تهران یک ماه کار میکنند و آخر ماه دو روز به شمال میروند و برمیگردند، در حالی که مدام میبینند این خطه از نظر محیطزیستی نسبت به قبل خرابتر و ویرانتر شده است، بدون آنکه آگاهیبخشی جدی در این زمینه وجود داشته باشد. در حالی که همین مدیاها میتوانند توجه مردم را حتی به جزئیات ریزی مانند زیبایی چشم یک پرنده جلب کنند و همین موضوع باعث ایجاد مهر و علاقه نسبت به ایران، طبیعت و حتی مردم میشود.
ناصریراد در پاسخ به این سؤال که ساخت فیلم درباره محیط زیست در ایران با چه محدودیتهایی مواجه است، توضیح داد: فیلمسازی در حوزه محیط زیست گاهی ممکن است فیلمساز را درگیر مسائل حقوقی کند، البته بهجز چنین تهدیدهایی که خوشبختانه ما با آن مواجه نشدیم، یکی دیگر از محدودیتها مسائل مالی است؛ ساخت فیلم در حوزه محیط زیست معمولاً آورده مالی چندانی ندارد، اما باید تلاش کرد و ناامید نشد. باید مسئله را مطرح کرد؛ شاید اسپانسری پیدا شود و اگر هم پیدا نشود، ما کارمان را ادامه خواهیم داد.
وی با تأکید بر اینکه تعهد انگیزه اصلی ما در ساخت فیلم مستند در حوزه محیط زیست است، یادآور شد: کسی که آگاه میشود، ناخودآگاه متعهد هم میشود و وقتی متعهد شود، دغدغهمند و معترض خواهد شد.
تهیهکننده «پسر تالاب» در ادامه، در پاسخ به این سؤال که چرا بحرانهایی مثل خشکشدن تالابها با وجود اهمیت زیاد، هنوز در سیاستگذاری و حتی افکار عمومی آنطور که باید جدی گرفته نمیشوند، گفت: به نظر من این مسئله باز هم به افراد آگاه این حوزه برمیگردد و فعالان محیط زیست آنطور که باید تلاش نکردهاند و متحد نبودهاند. گرچه میدانیم فعالیتهایی دارند، اما مسئلهسازی از موضوعات محیط زیست نیاز به همت بیشتری دارد؛ انگار باید صد خود را بگذارند. گاهی هم مشاهده میشود میان خودشان اختلافهایی ایجاد میشود و در زمین بازیهایی که برایشان ساخته میشود قرار میگیرند، یا دنبال تشویق هستند و بعد از مدتی سرد میشوند. همین درگیریها و حاشیهها فرصت آگاهیبخشی به جامعه را از آنها میگیرد؛ از سوی دیگر، جامعه نخبگانی نیز در این زمینه کمکاری کرده و آنگونه که لازم است به آگاهیبخشی عمومی نپرداخته است. از طرفی، این ایده که دولت باید کوچک شود، سازمان محیط زیست را از سازمانی پرقدرت به نهادی کوچک، کمرمق و درگیر با مسائل ابتدایی و پایهای تبدیل کرده است، حال آنکه برای حفاظت از محیط زیست گسترده ایران، این سازمان باید نهادی قدرتمند، مسلح و برخوردار از منابع کافی باشد تا بتواند در برابر سوداگران، شکارچیان، قاچاقچیان و دیگر متخلفان حوزه محیط زیست بایستد.
این مستندساز با اشاره به آغاز شکلگیری ایده این اثر اظهار کرد: پیشتولید این مستند زمانی شروع شد که آقای فلامرزی درباره این سوژه با من صحبت کرد و با هم به تالاب ارژن رفتیم و همانجا لحظهای احساس کردم تالاب شبیه گوزنی است که از هر طرف، حیوانات مختلف که در واقع همان انسانها هستند، هر تکه از بدنش را زندهزنده میکَنند و در حال کُشتن او هستند؛ آن بازدید اتفاقاً در لحظه غروب بود و همین موضوع تأثیر این حس را برای من چند برابر کرد و در همان لحظه احساس وظیفه کردم که باید این مستند ساخته شود. به همین دلیل، بدون هیچ حمایتی و با هزینه شخصی این کار را انجام دادیم و از انجام آن هم راضی هستم و اگر دوباره به عقب برگردم باز هم همین کار را انجام میدهم.
آگاهیبخشی محیطزیستی مثل یک «ویروس مثبت» در جامعه تکثیر میشود
وی «پسر تالاب» را علاوه بر یک مطالبه محیطزیستی، اثری قومنگارانه نیز دانست و گفت: این مستند تلاش میکند زیستبوم ارژن را به تصویر بکشد، چرا که ممکن است چهل سال دیگر این عشایر در حوالی این تالاب نباشند یا حتی خود تالاب دیگر وجود نداشته باشد.
ناصریراد درباره مستند بعدی که در دست ساخت دارد، بیان کرد: نام این مستند «محبوبه» است که از نام یک زن فعال محیط زیست اهل فارس، محبوبه بهادری، گرفته شده است؛ او در همان دشت ارژن درگیر مسائلی است که موضوع آن کشمکش بر سر آزادسازی چشمهای است که به مدت ۱۰ سال در اجاره فردی بوده و پس از پایان این مدت حاضر به بازگرداندن آن نیست و به تصرف خود ادامه میدهد؛ مردم محل با تخریب آببند آن تلاش کردند تا آب دوباره به تالاب ارژن برگردد و اکنون درگیر دعواهای حقوقی در دادگاه هستند.
وی در پایان گفت: به نظر من تکتک افراد جامعه موظف به آگاهیبخشی هستند و هر کس به اندازه توان خود میتواند در این مسیر قدم بردارد، این آگاهیبخشی هم مثل یک ویروس مثبت به دیگران منتقل میشود و به تدریج گسترش پیدا میکند.
گفتنی است مستند «پسر تالاب» به کارگردانی مهدی فلامرزی، تهیهکنندگی و تدوین محمد ناصریراد، صدابرداری احمدرضا نامجو و تصویربرداری اسماعیل پرویزی، توانست منتخب بخش رقابتی جشنواره ۲۵ شود.


