انجمن ورزشینویسان فارس تا کجا می خواهد برای خودش تاخت و تاز کند ؟
وقتی بهجای قلم، چماق کینه را بلند کنی، سرشکستگی سرنوشت محتوم توست
مسعود محجوبی – شهرمردم
ورزش و رسانه، همواره دو رکن جداییناپذیر، بهویژه در سطح کلان و هنگام میزبانی از مقامات ارشد کشوری بودهاند و این مهم، نهتنها یک رویدادی سمبلیک، بلکه بستری بوده است برای تبلور همبستگی ملی و نمایش شفافیت میان نهادهای اجرایی. اصحاب رسانه بهعنوان چشمهای بینای جامعه، نقشی فراتر از یک تماشاگر دارند؛ آنها پل ارتباطی میان مسئولان و مردم هستند، طبیعتاً حضور طیف گستردهای از ورزشنویسان با گرایشها و سلایق مختلف، میتواند به غنای پوشش خبری بیفزاید و اعتبار آن رویداد را دوچندان کند؛ اما آنچه اخیراً در جریان بازدید استاندار محترم فارس و سرپرست اداره کل ورزش و جوانان استان از استادیوم پارس شیراز رخ داد، مصداق بارز فاصلهگرفتن از این اصول بدیهی بود.
مطابق سنوات گذشته، قرار بود گروهی از ورزشنویسان و خبرنگاران با سابقه و فعال استان فارس، با ارشدترین مقام اجرایی و همچنین نفر اول ورزش استان، در استادیوم پارس دیداری داشته باشند تا ضمن بازدید و بررسی میدانی از پیشرفت این ورزشگاه برای میزبانی از مسابقات لیگ برتر، از زحمات اصحاب رسانه به مناسبت روز خبرنگار، هر چند بهصورت کلامی، تقدیر و تشکر به عمل آید تا شاید مرهمی باشد از زخمهایی که از جانب دوست و دشمن بر پیکر آنها مینشیند ؛ این رویداد میتوانست فرصتی مغتنم برای تعامل سازنده میان مدیران ارشد اجرایی و جامعه رسانهای باشد.
اما در اقدامی عجیب و تأسفبار، انجمن ورزشینویسان استان که متولی اصلی دعوت از خبرنگاران و عکاسان ورزشی است، با غفلت از وظایف صنفی خود، فهرستی محدود و اکیپبندیشده از دعوتشدگان را تهیه کرد و در این میان، تعدادی از ورزشنویسان پیشکسوت، صاحبقلم و تأثیرگذار که سالها برای ورزش این خطه زحمت کشیدهاند، به بهانههایی واهی و در واقع به دلیل خصومتهای شخصی و کینههای دیرینه از لیست دعوتشدگان خط خوردند که این اقدام نهتنها آنان را از یک فرصت شغلی و خبری محروم کرد، بلکه سایه سنگین جانبداری و تیغ تیز انتقامگیری فردی را بر پیکره یک نهاد صنفی نشاند.
انجمن ورزشینویسان بهعنوان یک نهاد صنفی–مدنی، کارویژهای جز حمایت از منافع صنفی همه اعضا، ارتقای سطح دانش حرفهای و ایجاد تعامل عادلانه با نهادهای بالادستی ندارد، اما وقتی اتاق فکر این انجمن، جایگاه خود را به ابزاری برای انتقامگیری و حذف رقبا و مخالفان شخصی تبدیل میکند، در واقع مبانی وجودی آن انجمن را زیر سؤال برده است؛ ریاست بر یک صنف، به معنای پدرخواندگی بر آن نیست، بلکه خدمت به همه افراد آن صنف، چه دوست و چه دشمن است.
مقامات شهری و استانی برای بازدید از یک پروژه ورزشی، گرد هم میآیند تا با نقدهای سازنده و دیدگاههای چندوجهی ورزشنویسان روبهرو شوند؛ اما وقتی تعدادی از تحلیلگران برجسته که احتمالاً نگاه نقادانهتری دارند، با چماق کینهتوزی حذف میشوند، عملاً تصویر ارائهشده از آن رویداد، یک تصویر تکبُعدی و جهتدار خواهد بود و این یعنی خیانت به رسالت اصلی خبرنگاری که توصیف بیطرفانه واقعیتهاست.
بدعتی چنین خطرناک، این پیام را به جامعه خبری مخابره میکند که هر خبرنگاری با انجمن تفاوت دیدگاه، ولو خیلی ناچیز و پیشپاافتاده داشته باشد، از گردونه خبررسانی و امتیازات صنفی حذف خواهد شد! چنین فضایی، آرامش روانی خبرنگاران را برهم میزند و آنان را به سمت خودسانسوری و یا چاپلوسی سوق میدهد که این خود، آفتی است مهلک بر پیکر نحیف رسانههای آزاد و پویا.
بدیهی است برای جلوگیری از تکرار رفتارهایی چنین غیرحرفهای، باید چارهای اندیشید. معیار دعوت از خبرنگاران باید بر اساس تخصص، سابقه و تنوع رسانهای باشد، نه سلیقه شخصی افراد در انجمن. ارائه لیست افراد دعوتشده با ذکر دلیل، میتواند از بروز هر نوع حاشیهای جلوگیری کند؛ همه ما بهعنوان اهل قلم، باید بر این اصل اساسی پایبند باشیم که جایگاه حقوقی ما در واقع بستر ابراز عقیده است، نه محل تسویهحسابهای شخصی. ورزش، متعلق به همه مردم ایران است و خبر آن، امانتی است در دستان ما که نباید آن را با بغضهای شخصی آلوده کنیم.
استادیوم پارس شیراز، نماد افتخار و تحرک جوانان این دیار است و حیف است که این نماد باشکوه، به صحنهای برای نمایش کوتهفکری و کینهتوزی تبدیل شود. از مدیران ورزشی و رسانهای استان انتظار میرود که با درایت، از ادامه این روند تخریبی جلوگیری کنند و به ورزشنویسان متعهد و زحمتکش این خطه، اطمینان خاطر بدهند که در عرصه خبر، میزان، تنها قلم و تعهد است، نه دوستیها و دشمنیها.
شایسته است انجمن ورزشینویسان، دستکم بهصورت ضمنی، در این رویه خود تجدید نظر کند و در صدد جبران مافات برآید؛ جامعه ورزشی استان، چشم به راه تدبیری میماند که بار دیگر، اعتماد را به نهادهای صنفی بازگرداند.

