×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

خبر فوری

true
true
true
رقصِ سوگِ خانواده‌های داغدار و کج‌فهمیِ مغرضانه دبیر | وقتی سکوت سخت‌تر از حرف‌زدن است

به گزارش شهرمردم به نقل از رویداد24، اظهارات علیرضا دبیر درباره «رقص سوگ» خانواده‌های کشته‌شدگان دی‌ماه، در چند ساعت به یکی از پربازدیدترین بحث‌های شبکه‌های اجتماعی تبدیل شد؛ جمله‌ای که منتقدان آن را نه از سر ناآگاهی، بلکه نوعی کج‌فهمیِ متزوانه و نمک‌پاشیدن روی زخم داغداران می‌دانند.

 مازیر وکیلی: اظهارات علیرضا دبیر بار دیگر فضای مجازی را به هم ریخت؛ رئیس فدراسیونی که انگار سکوت را بلد نیست و هر بار با یک جمله، از حاشیه‌ای تازه رونمایی می‌کند. دبیر که معمولاً در مواجهه با خبرنگار یا منتقد، به جای پاسخ فنی، طرف مقابل به «بی‌سوادی»، «نفهمیدن کشتی» و «پشمک بودن!» متهم می کند، این‌بار هم از زمین تخصص خودش بیرون آمده و درباره موضوعی حساس، اجتماعی و دردناک اظهار نظر کرده است.

آخرین جمله‌ای که از او وایرال شد، در حاشیه مراسم رونمایی کتاب «تا مرز سفید تشک» مطرح شده؛ جایی که به نوع سوگواری خانواده‌های جان‌باختگان حوادث دی‌ماه ۱۴۰۴ تاخته و گفته: «ادعای ناراحتی دارند اما می‌رقصند!» جمله‌ای که حتی در خوش‌بینانه‌ترین برداشت، نشان‌دهنده ناآگاهی از آیین‌ها و شیوه‌های سوگواری در فرهنگ ایرانی است_و در واقع بینانه ترین سناریو، ادامه رویکرد متملقانه و ریاکارانه دبیر.

حاشیه‌های تمام‌نشدنی دبیر

این نخستین‌بار نیست که علیرضا دبیر با یک جمله یا رفتار، موجی از واکنش‌ها را ایجاد می‌کند. او در سال‌های گذشته بارها با ادبیات تند علیه خبرنگاران و منتقدان خبرساز شده؛ از جمله همان جمله توهین‌آمیز در جریان مسابقات جهانی کشتی که به یک خبرنگار گفت: «آخه تو از فنی چیزی سر درمیاری پشمک!». اظهاراتی که باعث شده خش وسیعی از مردم او را به عنوان یک قهرمان ورزشی قبول نداشته باشند.

برخی، حواشی علیرضا دبیر را به خاطر موفقیتش در اداره فدراسیون کشتی قابل اغماض می‌دانند. البته خوش شانسی دبیر این است که توانسته در قامت یک چهره ورزشی خودش را به ارکان قدرت نزدیک کند و به واسطه همین نزدیکی به لحاظ تامین بودجه مشکلی نداشته باشد.

دبیر البته فقط یک مدیر ورزشی نیست. مسیر سیاسی و مدیریتی او از شورای شهر تهران شروع شد؛ جایی که بعد از ورود به شورا، به شهردار وقت تهران، محمدباقر قالیباف نزدیک شد و به‌تدریج به یکی از چهره‌های مطلوب جریان اصول‌گرا تبدیل شد. همان‌جا هم یکی از جنجالی‌ترین اتفاقات زندگی‌اش رقم خورد؛ هنوز مردم درگیری او با عباس جدیدی را که ساختمان شورای شهر را برای دقایقی تبدیل به چاله میدان کردند به خاطر دارند. درگیری که از یک جدال کلامی هم فراتر رفت و به زد و خورد انجامید تا جایی که ضربه دبیر به صورت عباس جدیدی باعث شکافتن صورت این قهرمان سابق کشتی شد.

در سال‌های بعد، او به فدراسیون کشتی آمد و جانشین رسول خادم شد؛ چهره‌ای که ترجیح داد در کنار مردم بماند، نه کنار میزهای قدرت. دبیر بارها به طعنه و کنایه به خادم تاخته و حتی تحمل شنیدن نام خانوادگی خادم را هم ندارد.

اما درگیری با خادم تنها درگیری دبیر با ورزشکاران مطرح نبود. دبیر قصد داشت در آخرین انتخابات فدراسیون فوتبال شرکت کند. او در مصاحبه‌ای درباره دلایل حضورش در انتخابات فدراسیون فوتبال به علی دایی اشاره کرد و گفت: «من بیست جا گفتم که علی دایی باید به فوتبال برگردد و مربی باشد. ولی اگر هر کسی بخواهد مدیر باشد باید بیزینس و هر کار دیگری را دارد، کنار بگذارد. من شب‌ها فقط سه ساعت می‌خوابم تا به کار‌های فدراسیون برسم. امیدوارم منظور را رسانده باشم.»

اظهاراتی که با واکنش دایی مواجه شد تا او در مصاحبه‌ای بگوید او چنین فردی [علیرضا دبیر]را قبلاً می‌شناخته، اما در حال حاضر او را نمی‌شناسد و ارزشی هم برای صحبت‌های او درباره خودش قائل نیست.

اما بی شک جنجالی‌ترین حاشیه علیرضا دبیر، حواشی مربوط به رفتار متزوانه اوست. نماز خواندن دبیر در حین سخنرانی در یک جلسه، از نظر مردم مصداق ریاکاری خوانده شد. هرچند به ادعای دبیر مردم «نیت خوانی» کردند و او همیشه از خواسته «من را پاک ببر و آنهایی که من را قضاوت کردند اگر درست گفتند غیبت کرده‌اند و اگر اشتباه گفتند به من تهمت زدند و بار گناهان من را کم کرده‌اند.»

اینها تنها بخشی از حواشی ریز و درشتی است که علیرضا دبیر با آن درگیر بوده است. دبیر که همیشه تلاش کرده اعتراضات مردمی را اغتشاش بداند (مثل اظهاراتی که در سال ۱۴۰۱ داشت) این بار هم به نحوه سوگواری مردم اعتراض کرده غافل از این که به ریشه‌های چنین شکلی از سوگواری توجه کند.

«رقص سوگ»؛ تمسخر یا ناآگاهی؟

مشکل اصلی اظهارنظر اخیر دبیر این است که «رقص» را صرفاً به معنای شادی‌کردن گرفته؛ غافل از اینکه در فرهنگ ایران، شکل‌هایی از «رقص سوگ» و حرکات آیینی در عزاداری وجود دارد. در فرهنگ بومی ایران و در میان قومیت‌های مختلف، رقص‌هایی مانند یزله (مخصوص عشایر و عرب‌های خوزستان)، چمری (رقص سنتی قوم لک) و رقص مخصوص عزاداری بختیاری‌ها کاربردی دوگانه دارد و هم در مراسم عزا و هم در مراسم عروسی استفاده می‌شود.

اما «رقص سوگ» ریشه در شاهنامه دارد و به آیین سیاوشان معروف است. آیینی که در آن از موسیقی و رقص به منظور فراخواندن برای خون‌خواهی و تجلیل از پاکی متوفی استفاده می‌شود. محققان، رقص سوگ مدرن را بازخوانی معاصر این سنت می‌دانند که هدف از آن تداوم آرمان درگذشته است.

اما رقص سوگ ریشه در آیین مزدیسنا و کیش زردشتی هم دارد. در الهیات زرتشتی، «اندوه» و «موییدن» از آفریده‌های اهریمن محسوب می‌شوند. طبق این باور، سوگواری بیش از حد، نیرو‌های اهریمنی را تقویت کرده و مانع از عبور آرام روان درگذشته از پل چینوت می‌شود؛ به‌گونه‌ای که در ارداویراف‌نامه آمده است: سرشک سوگواران به رودی سهمگین تبدیل می‌شود که پیمودن مسیر را برای روح دشوار می‌کند. از این رو، ایستادن در برابر مرگ با مظاهر زندگی (رقص و موسیقی)، سنتی دیرین برای یاری رساندن به نیرو‌های سپنتا مینو در برابر تاریکی است.

از سوی دیگر، نحوه عزاداری خانواده کشته‌شدگان اعتراضات دی ماه به نوعی انتخابی برای ادامه اعتراض است. خانواده‌ها هرگونه نشانی از آیین جریان مقابلشان را طرد کرده‌اند و رقص سوگ را هم باید به نشان اعتراض تفسیر کرد.

از سوی دیگر عزارادان کشته‌شدگان حوادث اخیر

رقص سوگ برخلاف علیرضا دبیر نه یک آیین خودساخته که بخشی از سنت ایرانی است. اما نکته مهم‌تر این است: حتی اگر کسی با این شیوه سوگواری آشنا نباشد، حداقل انتظار می‌رود درباره داغ خانواده‌ها، با احتیاط و مسئولیت‌پذیری حرف بزند. در جامعه‌ای که شکاف‌های اجتماعی عمیق‌تر شده، یک جمله نسنجیده از یک چهره رسمی می‌تواند نه فقط یک حاشیه خبری، بلکه یک زخم تازه باشد.

علیرضا دبیر اگر نمی‌تواند همدل باشد، دست‌کم باید یاد بگیرد درباره هر موضوعی «اظهار نظر» نکند. مدیریت یک فدراسیون ورزشی، مجوز ورود به هر پرونده اجتماعی و انسانی نیست—به‌خصوص وقتی پای داغ، سوگ و بحران‌های عمومی در میان است. ارادت او به نظام به قدر کافی ثابت شده و نیازی برای عرض ارادت موهن با اظهار نظرهای نسنجیده نیست. مردم از یک مدیر ورزشی انتظار دارند پاسخگوی ورزش باشد؛ نه این‌که با چند کلمه، هم بر آتش بدمد و هم نمک روی زخم خانواده‌های عزادار بپاشد.

true
true
رقصِ سوگِ خانواده‌های داغدار و کج‌فهمیِ مغرضانه دبیر | وقتی سکوت سخت‌تر از حرف‌زدن است
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

true