فاطمه مقدم – شهر مردم
هر سال هرچه به نوروز نزدیکتر میشدیم، شهر پرشورتر از روز قبل بود. خیابانها شلوغ میشد، پیادهروهای جلوی مغازهها پر از آدم بود، بهطوریکه گاه در ترافیک عابران باید پا سست میکردی تا راه باز شود. یکی برای خرید لباس نو آمده بود، یکی دنبال کفش و کیف میگشت، حتی آنهایی که توان مالی کمتری داشتند، کنار دستفروشهای خیابانی میایستادند تا برای بچههایشان لباس عید بخرند؛ این رسم خرید از دستفروشان نیز سالهاست که بخشی از رسم خرید یومیه و نوروزی طبقههای کمدرآمدتر شهر شده است.
اما حالا ماجرا فرق کرده است؛ همان خیابانهایی که همیشه در اسفند جای سوزن انداختن نداشت، آرام و خلوت ماندهاند. از پارامونت و سینما سعدی تا عفیفآباد و مجتمعهای خرید معالیآباد، خبری از شور و اشتیاق همیشگی که حاجینوروزها را به خیابان میکشاند تا از مردم در حال خرید عیدی بگیرند هم نیست. مغازهها روشناند، ویترینها پر از لباس و کیف و کفش است، اما مشتری کم است. پیادهروها خلوتتر شدهاند و بوتیکها بیشتر وقتها خالیاند.
این فقط یک تغییر ساده در خرید عید نیست. برای شهری که اقتصاد آن بیشتر بر تجارت و خدمات استوار است و نه صنعت، چنین سکوتی معنای دیگری دارد. وقتی خرید کم میشود، کار هم کم میشود. وقتی مغازهها مشتری نداشته باشند، دیر یا زود کارگر و فروشنده هم کمتر لازم میشوند. این تصویر آرام و خلوت اسفند، برای شهری چون شیراز که اتفاقاً در اسفند مردم شهرستانهای اطراف را نیز به خود میخواند، نشانهای نگرانکننده است؛ نشانهای از رکود، از ترس بیکاری گسترده و از آیندهای که چندان روشن به نظر نمیرسد. اگر این رکود در ماههای آینده ادامه پیدا کند، به نظر پیامدهای آن تنها گریبان کاسبان را نمیگیرد، بلکه به وسعت تمام شهر گسترش خواهد یافت.
اما حال و روز بازار را باید از زبان خود کاسبان شنید؛ کسانی که هر روز پشت ویترینها ایستادهاند و رفتوآمد مردم را دقیقتر از هر آماری میبینند. برای فهمیدن آنچه بر بازار شب عید شیراز میگذرد، سراغ چند فروشگاه پوشاک در سطح شهر رفتیم.
فروشگاه بزرگ بهاران که پوشاکفروشی بزرگی در خیابان قصردشت (سینما سعدی) است و عمدتاً پوشاک دو برند ایرانی با طراحیهای مینیمال و همهپسند اما بسیار خوشقیمت را عرضه میکند، نیز این روزها شاهد مشتریهایی است که به فروشگاه میآیند، لباسها را روی رگالها اصطلاحاً ورق میزنند و برخی را دقیقتر برانداز میکنند، اما در نهایت فروشگاه را دست خالی ترک میکنند.
صاحب این فروشگاه در گفتوگو با «شهر مردم» با اشاره به اینکه مغازه ۳۰۰ متری من با سرمایه موجود در آن، چیزی نمانده است که به حالت زیانده برسد، گفت: همه امید ما برای پاس کردن چکها به اسفند و فروش آن بود تا با فروش شب عید، بدهیها را صاف کنیم، به امید سال بعد. امیدوار بودیم فروش اسفند ضرر دو ماه گذشته را نیز جبران کند. همچنین صاحب مغازه نیز زنگ زده و طلب اجاره زودتر از موعد را میکند، چرا که حتماً او هم در تنگنا است.
این فروشنده با اشاره به اینکه فروشگاه ما نسبت به سال گذشته ۸۰ درصد با کاهش فروش مواجه است و این تنها وضعیت پوشاکفروشها نیست و باقی صنوف نیز همین وضع را دارند، افزود: امید ما به فروش شب عید بود؛ ما یک سال کاریمان را با فروش شب عید میبستیم که این امید هم تباه شد.
این صاحب فروشگاه با اشاره به اینکه به نظر من گرانی عامل اصلی انصراف مردم از خرید است، نه جنگ، ادامه داد: اگر ترس جنگ یا تردیدهای ناشی از جنگ بود، اصلاً مردم پا به فروشگاه نمیگذاشتند، حال آنکه مردم میآیند و لباسها را نگاه میکنند. در حالی که دوست دارند خرید کنند، مجبورند به خاطر اولویتهای دیگر لباسها را زمین بگذارند و بروند. شاید بتوانم بگویم مغازه ما که در یکی از پرترددترین خیابانهای شهر است پاخور هم دارد، اما مردم پول ندارند که بخرند. باید بین خوراک و پوشاک یکی را انتخاب کنند. حالا وضع فروشگاههای مجتمعهای تجاری بسیار بدتر از ماست.
این وضعیت البته محدود به یک فروشگاه یا یک خیابان نیست. در نقاط مختلف شهر میتوان همین تصویر را دید. به فروشگاه لباس دیگری در خیابان معالیآباد میرویم. این فروشگاه هم از جمله فروشگاههای خوشقیمت است که طبقه متوسط پایینکشیدهشده جامعه توان خرید از آن را دارند. با وجود آنکه سراسر بخشهای این فروشگاه بسیار بزرگ با تخفیفهای ۳۰ درصد تا ۵۰ درصد مشتری را به تماشای دقیقتر میخواند، در اینجا هم وضع مثل باقی فروشگاههاست؛ مردمی که تماشاگرند تا خریدار.
صاحب این فروشگاه با اشاره به اینکه ما در شیفت صبح و عصر مجموعاً ۲۴ فروشنده داریم که هم حقوق و هم بیمه دارند، گفت: تلاشمان این است که پای پرسنلمان بمانیم. اما شرایط جنگی به شرایط تورم افزوده شده است و مردم مضطرب هستند که پوشاک بخرند یا خوراک، یا پولشان را تا آنجا که میتوانند پسانداز کنند؛ نکند که آینده شغلیشان به مخاطره بیفتد.
این زن صاحب فروشگاه با اشاره به اینکه راهکاری که ما برای گذر از این وضعیت و افزایش فروش، و بهواقع نوعی همدلی با مردم در این شرایط داشتهایم، افزود: در حالی که از ابتدای جنگ قیمت پوشاک در شیراز بسیار پایین آمده است، اما باز هم ما با ایجاد تخفیفهای بسیار زیاد سعی کردیم مردم را ترغیب به خرید کنیم. خوشبختانه این شگرد فروش که مبتنی بر سود کم اما تعداد فروش زیاد است جواب داده و پاخور فروشگاه بیشتر از سابق شده است.
وی در پایان عنوان کرد: همه ما در این شرایط با امید زندگی میکنیم و امیدوارم این وضع گذرا باشد، چون شیراز شهری تجاری است و عمده مشاغل این شهر خدماتی و تجاری است و اگر کاسبیها زمین بخورد، عده زیادی از مردم بیکار میشوند و این خود بحران را چند برابر میکند.
بیم جنگ مشتریان شهرستانی را پرانده است
یک فروشنده کفش در سهراه احمدی در گفتوگو با «شهر مردم» با اشاره به اینکه جنگ، بازار ما و فروش ما را ۵۰ درصد کاهش داده است، گفت: مغازه ما به سبب نزدیکی به حرم مطهر شاهچراغ (ع) همواره مشتریانی از شهرستانهای اطراف شیراز که برای زیارت میآیند، داشته است، اما مشتریان به سبب ترس از حملات به شیراز، سفرهای خود را به تعویق انداختهاند و دیگر اسفند امسال چون سالهای گذشته ما مشتری زیادی نداریم.
محمدحسن طالعزاده در ادامه با اشاره به اینکه البته گرانی هر سال از تعداد مشتریان ما کم کرده است، گفت: اما سال گذشته به جرأت میتوانم بگویم در فروشگاه ما کسی نمیتوانست مدت زیادی بنشیند، به سبب آنکه دائم باید کفش میدادیم دست مشتری، اما حالا بیم جنگ حتی پاخور مغازه را نیز آنقدر کم کرده است که ما عمده ساعتهای روز را بیکار نشستهایم.
رئیس اتحادیه کفاشان و کفشفروشان شیراز نیز در گفتوگو با «شهر مردم» با اشاره به اینکه بازار اسفند امسال را باید چهار قسمت کرد، چرا که هر هفته آن یک بازار داشته است، گفت: در سه هفته اول ما بدترین نوع بازار را داشتیم که هفته اول با وجود آنکه هنوز جنگ آغاز نشده بود نیز بازار خوابیده بود، اما اکنون در هفته آخر بازار بهتر شده است، اما باز هم افت شدیدی را نسبت به مدت مشابه سال گذشته داشته است.
محمدعلی خادمی در ادامه با اشاره به اینکه بازار با افت ۵۰ درصدی نسبت به سال گذشته در این روزها روبهرو بوده است، افزود: بزرگان بازار کفش میگویند ما چنین افتِ فروشی را در جنگ هشت ساله نیز تجربه نکردهایم و دلیل این افت فروش، جز ریسک جنگ و وقوع آن، مسائل تورمی شدید بود که بازار را چنان متلاطم کرده بود که مردم دست و دلشان به خرید نمیرفت.
وی در ادامه با اشاره به اینکه اگر این رکود در ماههای آینده ادامه پیدا کند، به نظر من پیامد آن میتواند تعطیلی واحدهایی باشد که مغازه آنها اجارهای است، بیان کرد: خیلی از فروشندگان، چک برای برج دو و سه دادهاند تا از فروش اسفند و فروردین بتوانند چکها را پاس کنند، اما اگر شرایط به این نحو پیش برود، مغازههایی که مستأجر هستند از برج دو سه با تعطیلی مواجه خواهند شد، چرا که مالک از اجاره نمیگذرد و احتمال زیاد موج تعطیلی در مغازههای اجارهای پیش خواهد آمد.
خادمی در پایان با اشاره به اینکه اگر نرخ دلار ثابت بماند و نوسان نداشته باشد میتوان کاسبی کرد، متذکر شد: زیرههای کفش همگی وارداتی است و نرخ آن همیشه ۵ تا ۷ دلار بوده است که حالا نوسان دلار را در این یک قلم جنس برای ساخت کفش حساب کنید؛ از این رو تولیدیها هم زیر فشار هستند برای این نوسان دلار. امیدوارم پس از پایان جنگ همان تکنرخی بودن ارز دنبال شود و این رانتی که باعث نوسان دلار شده است برای همیشه از بازار رخت ببندد تا دلار کمی بتواند ثابت بماند.
یک کلام، مشتری نیست
یک فروشنده لوازم خانگی در خیابان قصردشت نیز در گفتوگو با «شهر مردم» با اشاره به اینکه گرچه اسفند فصل فروش لوازم خانگی نیست و فصل اوج فروش لوازم خانگی در شهریورماه است، اما ما هر ساله در این ماه به میزانی که بازار بگردد دخل میزدیم، گفت: در این چند روز حتی مغازهها پاخور هم ندارد و میتوانم بگویم مشتری نیست، یک کلام. مردم خرید را به تعویق میاندازند و خرید لوازم خانگی به منظور تعویض لوازم قدیمی که دیگر، به گمانم، کاملاً کنار گذاشته شده است. مردم اگر بخرند اتو یا لوازم خانگی کوچکتر و ارزانتر میخرند، که حتی وسیلهای چون سرخکن که روزگاری در بورس فروش بود نیز خریدش کنار گذاشته شده است و مردم دنبال ضروریترین وسیلهها هستند، نه وسیلههایی که رفاه و آسانی در پختوپز بیاورد. حالا این روزها فروشگاههای بزرگ هم با فروشهای قسطی همه مشتریها را جذب کردهاند، ما ماندهایم و اجاره مغازه و خرج و برج کار.
نائبرئیس اتحادیه فروشندگان لوازم خانگی نیز در گفتوگو با «شهر مردم» با اشاره به اینکه خرید و فروشی در این بازار مردد صورت نمیگیرد، گفت: نوسانات قیمت به حد زیادی مدتهاست که رگ حیات شاغلین این صنف را مسدود کرده و این شرایط تورمی و جنگی نیز مزید بر علت رکود در بازار شده است.
محمدجواد برومند وضعیت موجودی کالا و تأمین لوازم خانگی در بازار شیراز را مطلوب ارزیابی کرد و افزود: ورود لوازم خانگی خارجی به کشور عمدتاً از مبادی قاچاق بوده است که جنگ نمیتواند به طور کامل آن را ببندد، اما مسئله اصلی قدرت خرید واحدهای صنفی است، چون هر فروشندهای جنسی را بفروشد فردا خرید همان جنس برای خودش دشوار میشود، چون شرکتها هر کدام ۲۰ تا ۳۰ درصد ماهانه جنسها را گرانتر میکنند و قیمتها مشخص نیست و اصلاً نمیتوان روی خرید با همان سرمایه قبلی حساب کرد و این خود بازار لوازم خانگی شیراز را کوچکتر کرده است.
وی در پایان با اشاره به اینکه همه امید ما به روزهای پس از نوروز است، گفت: امیدوارم جنگ هرچه زودتر پایان بیاید و ثبات و امنیت به کشور و بازار بازگردد تا مردم و کاسبان بتوانند نفسی به آسایش بکشند.
بازار شیراز در اسفند امسال بیشتر از آنکه بوی عید بدهد، بوی نگرانی میدهد. نگرانی از فردا، از چکهای سررسیدشده و از شهری که اگر بازارش از حرکت بایستد، میتواند کمکم به بیکاری و رکودی گسترده بیفتد که

