کودکآزاری، همسرآزاری، اقدام به خودکشی، اختلافات حاد خانوادگی و آزار از سوی سایر بستگان ؛ بیشترین تماس ها را با اورژانس اجتماعی فارس رقم می زند
خانوادهها برای پیشگیری از آسیبها از خدمات آموزشی بهزیستی استفاده کنند و آموزشهایی مانند کنترل خشم، مهارت حل مسئله، مهارتهای زندگی و مدیریت استرس را از طریق آموزش و پرورش، شهرداری و سایر نهادهای مسئول پیگیری کنند
پردیس کوثری- شهر مردم
سازمان بهزیستی در ساختار سیاستگذاری اجتماعی کشور، مسئولیتی فراتر از یک دستگاه خدماتی صرف بر عهده دارد؛ این سازمان، بر اساس چارچوب قانون برنامه هفتم توسعه، به عنوان متولی سلامت اجتماعی معرفی میشود و با تکیه بر مجموعهای از ساختارها و تشکیلات تخصصی، نقش تسهیلگر در جامعه هدف خود ایفا میکند.
حمید گودرزی، مدیذکل بهزیستی استان فارس در گفتوگو با «شهر مردم» با اشاره به گستره خدمات این نهاد میگوید: در حال حاضر اداره کل بهزیستی استان فارس بالغ بر ۴۱۸ نفر از مردم استان را بهصورت مستمر و غیرمستمر تحت پوشش خدمات خود دارد؛ جامعهای گسترده که نیازمند طیفی متنوع از خدمات حمایتی، توانمندسازی و مداخلههای اجتماعی است.
یکی از مهمترین ابزارهای مداخله در بحرانهای اجتماعی، خط ۱۲۳ یا همان اورژانس اجتماعی است؛ سامانهای که در سالهای اخیر به یکی از مسیرهای اصلی ارتباط مردم با خدمات حمایتی تبدیل شده است. گودرزی با اشاره به آمار تماسهای ثبت شده در این سامانه میگوید: سال گذشته نزدیک به ۲۴ هزار تماس موفق از طریق خط ۱۲۳ دریافت کردیم، این تماسها بهطور ماهانه و در دورههای مشخص مورد تجزیه و تحلیل کارشناسان قرار میگیرند و بررسیها نشان میدهد بیشترین تماسها مربوط به موضوعاتی چون کودکآزاری، همسرآزاری، اقدام به خودکشی، اختلافات حاد خانوادگی و آزار سایر بستگان بوده است.
او معتقد است: افزایش این تماسها بیشتر از آنکه نشانه افزایش آسیبها باشد، حاصل افزایش آگاهی و اعتماد عمومی است.
به گفته او، طی سالهای اخیر خدماتی که بهزیستی در حوزه اورژانس اجتماعی ارائه داده باعث شده است تا مردم نسبت به این سامانه شناخت بیشتری پیدا کنند و در مواقع بحران با اطمینان بیشتری از این مسیر کمک بخواهند.
مدیرکل بهزیستی استان فارس در ادامه به مهمترین آسیبهای اجتماعی استان اشاره میکند و توضیح میدهد: تماسهایی که با اورژانس اجتماعی گرفته می شوند بر اساس یک جدول مشخص دستهبندی میشوند، اما اگر بخواهیم پنج آسیب اصلی استان را نام ببریم ،اعتیاد ، کودکآزاری، اقدام به خودکشی، همسرآزاری، خشونت سایر بستگان و اختلافات حاد خانوادگی را میتوان در صدر جدول قرار داد.
گودرزی در مورد تعداد مددکاران اجتماعی تصریح میکند: با توجه به سیاست و رویکرد دولت مبنی بر واگذاری و برونسپاری خدمات، متناسب با نیروهایی که از بدنه سازمان خارج میشوند، امکان جذب نیروی متخصص جدید برای ما وجود ندارد؛ این مسئله در راستای اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی است و بر مبنای آن تلاش میکنیم تا خدمات اجتماعی را تا حد امکان به بخش خصوصی و شرکای اجتماعی خود واگذار کنیم و به همین دلیل است هر سال نسبت به سال قبل تعداد نیروهای سازمان کمتر میشود، اما این کاهش در تعداد نیروهای متخصص اکادمیک استخدام ما، به معنای کاهش خدمات نیست بلکه در واقع با استفاده از ظرفیت بخش خصوصی که به عنوان شریک اجتماعی ما محسوب میشود، تلاش کردهایم خدمات را حتی بیش از گذشته گسترش دهیم.
به گفته گودرزی، در بهزیستی اعتقاد بر این است که همه کارکنان باید پایهای از دانش مددکاری اجتماعی را داشته باشند و سپس در حوزه تخصصی خود فعالیت کنند؛ البته تعداد افرادی که به طور تخصصی و بر اساس رشته دانشگاهی وارد این حوزه میشوند محدود است، اما این مسئله با آموزشهای سالانه و دورههای تخصصی که برای کارکنان برگزار میشود تا حد زیادی جبران میشود تا در ارائه خدمات وقفهای ایجاد نشود.
بخش دیگری از فعالیتهای بهزیستی به ساماندهی و حمایت از کودکان کار اختصاص دارد که او در توضیح این موضوع ابتدا به تعریف قانونی کودک اشاره میکند که مطابق آن در قانون حمایت از اطفال و نوجوانان، فرد زیر ۱۸ سال کودک محسوب میشود و کودک کار به کودکی گفته میشود که در خیابان مشغول کار است و آن کار به او آسیب میزند و سپس تفاوت میان کودک کار و کودک خیابانی را توضیح میدهد و میافزاید: کودک خیابانی در خیابان کار میکند و بعضا ارتباطش با خانواده قطع میشود، اما کودک کار معمولا با خانواده خود ارتباط دارد و احساس تعلق به خانواده در او حفظ میشود، هرچند فعالیت اقتصادی او در خیابان انجام میگیرد.
به گفته مدیرکل بهزیستی فارس، برای حمایت از کودکان کار مجموعهای از خدمات در نظر گرفته شده است و مراکزی در استان فعالیت دارند که هم به صورت شبانه روزی و هم روزانه خدمات ارائه میدهند؛ در این مراکز خدمات مددکاری اجتماعی، خدمات روانشناختی، حمایتهای آموزشی، آموزش مهارتهای کسب و کار و همچنین آموزش به خانوادهها ارائه میشود که این خدمات در قالب یک بسته حمایتی کامل از زمان ورود کودک به چرخه خدمات بهزیستی تا زمانی که از این چرخه خارج شود ادامه دارد تا بتواند در نهایت زندگی مؤثرتری برای خود، خانواده و جامعه رقم بزند.
در کنار حمایتهای اجتماعی، موضوع مسکن نیز یکی از محورهای مهم توانمندسازی در بهزیستی محسوب میشود که گودرزی در این باره تاکید میکند: ما معتقدیم هدف نهایی فعالیتهای بهزیستی توانمندسازی اجتماعی است؛ چیزی که میتوان آن را کعبه آمال و مدینه فاضله این سازمان دانست؛ در این مسیر، مسکن و اشتغال دو رکن اساسی به شمار میروند.
او توضیح میدهد: بر اساس تعهداتی که سازمان بهزیستی برای استان ها تعیین کرده است، امسال در استان فارس ساخت ۸۰۰ واحد مسکونی برای محرومان و نیازمندان در دستور کار قرار دارد که از این تعداد، ۵۰۰ واحد در مناطق شهری و ۳۰۰ واحد در مناطق روستایی احداث خواهد شد.
به گفته گودرزی، در همین راستا نیز تفاهمنامهای میان بهزیستی، بنیاد مسکن انقلاب اسلامی و مجموعهای از انجمنهای خیریه در حال نهایی شدن است که بر اساس این تفاهمنامه، هر یک از دستگاهها تعهدات مشخصی خواهند داشت و علاوه بر تسهیلات بلاعوضی که از سوی این نهادها ارائه میشود، از ظرفیت خیرین و شرکای اجتماعی نیز برای تکمیل این پروژهها استفاده خواهد شد.
وی در ادامه سخنان خود از خیران نیکاندیش دعوت میکند در این مسیر همراهی کنند تا جامعه هدف بهزیستی بتواند از سرپناهی مناسب برخوردار شود.
مدیرکل بهزیستی فارس در ادامه به الگوهای تکرارشونده در آسیبهای اجتماعی اشاره میکند و ادامه میدهد: از زمان راهاندازی اورژانس اجتماعی، تماسها به صورت ماهانه و فصلی مورد تحلیل قرار میگیرند و نتایج این بررسیها نشان میدهد که کاهش تابآوری اجتماعی و افزایش خشونتهای خانوادگی و اجتماعی یکی از مهمترین عوامل افزایش تماسهاست.
گودرزی معتقد است ساماندهی آسیبهای اجتماعی تنها بر عهده یک دستگاه نیست و خاطرنشان میکند: اورژانس اجتماعی زمانی وارد عمل میشود که بحران شکل گرفته است؛ در واقع بهزیستی و اورژانس اجتماعی در آخرین خط مداخله می گیرد در حالی که از گذشته ریشه بسیاری از آسیبها در حوزههای دیگری شکل گرفته و زمانی که به اورژانس اجتماعی میرسد، مرحله بحران آغاز شده است.
او در تشریح این ریشهها به عواملی مانند فقر، تورم، کاهش آستانه تحمل اجتماعی، نبود مهارتهای کنترل خشم و حل مسئله و همچنین برخی نابرابریها و تبعیضهای اجتماعی اشاره میکند؛ عواملی که میتوانند به شکلگیری خشم انباشته در جامعه منجر شوند و در نهایت خود را در قالب خشونت یا بحرانهای خانوادگی نشان دهند.
مدیرکل بهزیستی فارس در بخش دیگری از این گفت وگو به وضعیت مراکز اورژانس اجتماعی در شهرستانهای استان اشاره میکند و میگوید: در حال حاضر استان فارس ۳۷ شهرستان دارد که از این میان ۲۶ شهرستان دارای مرکز اورژانس اجتماعی هستند و 11 شهرستان فاقد این مرکز هستند که در سفر اخیر رئیس سازمان بهزیستی کشور، قول صدور مجوز برای ایجاد پنج مرکز جدید اورژانس اجتماعی داده شد و پیگیری های لازم در حال انجام است و تا زمان تأمین مجوز و اعتبارات لازم، خدمات از طریق شهرستانهای معین و متخصصان مستقر در مناطق همجوار ارائه خواهد شد تا هیچ وقفهای در ارائه خدمات ایجاد نشود.
در حوزه درمان و ترک اعتیاد نیز بهزیستی استان شبکه ای از مراکز تخصصی را مدیریت میکند که گودرزی در مورد آن توضیح میدهد: در حال حاضر حدود ۷۶ مرکز ماده ۱۵ در استان فعال هستند که همان کمپهای ترک اعتیاد و مراکز اقامتی را شامل میشوند و به افرادی خدمات ارائه میدهند که داوطلبانه برای ترک اعتیاد مراجعه میکنند؛ علاوه بر این، یک مرکز ماده ۱۶ تحت نظر بهزیستی نیز در استان فعالیت دارد که برای نگهداری و درمان معتادان متجاهر در نظر گرفته شده است و این افراد با همکاری نیروی انتظامی و شهرداری جمع آوری و به این مراکز معرفی میشوند و خدمات تخصصی مانند مددکاری اجتماعی، خدمات روانشناختی، خدمات بهداشتی و پزشکی در اختیار آنان قرار میگیرد.
به گفته او، این مراکز حتی در شرایط دشوار اقتصادی نیز فعال بودهاند و نقش مهمی را در مدیریت آسیبهای مرتبط با اعتیاد ایفا کردهاند.
یکی از دغدغههای مهم در حوزه خدمات اجتماعی، نظارت بر مراکز نگهداری افراد دارای معلولیت است، مدیرکل بهزیستی فارس در این باره توضیح میدهد که برای این مراکز پنج سطح نظارتی تعریف شده است؛ نخست، نظارت خود مراکز بر عملکردشان از طریق فرمهای خوداظهاری و خودارزیابی است، سطح دوم نظارت مراکز بر یکدیگر است که بر اساس شاخصهای از پیش تعیینشده انجام میشود، در سطح سوم، نظارت شهرستانی قرار دارد که بر اساس دستورالعملهای مشخص و در بازههای زمانی مختلف انجام میشود، سطح چهارم نظارت استانی است که معمولا هر شش ماه یکبار انجام میشود و در برخی موارد حتی به صورت ماهانه نیز پیگیری میشود و در نهایت، نظارت کشوری قرار دارد که سالانه انجام میشود.
گودرزی تاکید میکند: علاوه بر این پنج سطح نظارت، نظارتهای دیگری نیز وجود دارد؛ از جمله نظارتهای قضایی و همچنین گزارشهای مردمی.
به گفته او، کیفیت خدمات خط قرمز بهزیستی است و هر گزارشی که در این زمینه دریافت شود بلافاصله مورد بررسی قرار میگیرد و در صورت لزوم برخورد قانونی انجام میشود.
او همچنین به مراکز شوق زندگی اشاره میکند و توضیح میدهد که این مراکز تنها متعلق به بهزیستی نیستند و چندین دستگاه در آن مشارکت دارند، در این مراکز، دستگاههای عضو سامانه آسیبهای اجتماعی خدمات خود را بهصورت مشترک ارائه میدهند و بهزیستی نیز به عنوان یکی از مهمترین دستگاههای عضو، نماینده تامالاختیار در این مراکز دارد.
به گفته مدیرکل بهزیستی فارس، راهاندازی این مراکز باعث تسهیل روند پذیرش و ترخیص توانخواهان در مراکز بهزیستی شده و تعامل میان دستگاههای مختلف و دستگاه قضایی را نیز به شکل قابل توجهی بهبود بخشیده است.
گودرزی در پایان این گفتوگو با اشاره به تجربه کاری خود و تحلیل آمارهای اورژانس اجتماعی، سه آسیب اجتماعی را به عنوان تهدیدهای جدی آینده معرفی میکند: افزایش موارد خودکشی، فرار از خانه و گسترش روابط نامشروع در سنین پایین.
او متذکر میشود که این موارد باید به عنوان زنگ خطر از سوی خانوادهها جدی گرفته شود.
او همچنین از خانوادهها میخواهد برای پیشگیری از آسیبها از خدمات آموزشی بهزیستی استفاده کنند و آموزشهایی مانند کنترل خشم، مهارت حل مسئله، مهارتهای زندگی و مدیریت استرس را از طریق دستگاههایی مانند آموزش و پرورش، شهرداری و سایر نهادهای مسئول پیگیری کنند.
گودرزی همچنین توصیه میکند: افرادی که قصد ازدواج دارند حتماً آموزشهای پیش از ازدواج را از طریق نهادهای مرتبط دریافت کنند تا در آینده با مشکلات کمتری مواجه شوند.
در پایان، مدیرکل بهزیستی فارس پیامی هم برای مردم و هم برای دستگاههای مسئول دارد. او میگوید: جامعه امروز با آسیبهای نوپدیدی مواجه است که بخشی از آنها ریشه در فرهنگهای دیگر دارد و با ساختار فرهنگی جامعه ما سنخیت چندانی ندارد؛ از این رو دستگاههای متولی باید با رویکردی تعاملی و با استفاده از همه ظرفیتهای موجود به مقابله با این آسیبها بپردازند.
به گفته وی تعامل میان دستگاهها و بسیج همه امکانات موجود میتواند در پایش و مدیریت آسیبهای اجتماعی مؤثر باشد و در کنار آن، خانوادهها نیز باید آموزشهای لازم را جدی بگیرند؛ زیرا پیشگیری از آسیبهای اجتماعی شاید در کوتاهمدت خود را نشان ندهد، اما در بلندمدت میتواند از بروز خسارتهای جبرانناپذیر برای خانواده و جامعه جلوگیری کند.



