×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

خبر فوری

true
true
true
جهان شیرین پیر قصه گوی فارس ، خیلی ساده و  اتفاقی

فاطمه مقدم – خبرنگار شهر مردم، برگزیده بیست‌وهفتمین جشنواره بین‌المللی قصه‌گویی یا همان پدربزرگ کانون پرورش فکری کازرون به تعبیر مربیان کانون این شهر، یک معلم بازنشسته است که با داستانی شنیدنی‌تر که به صحنه آمد، توانست گوش‌های بسیاری را برای قصه‌اش بخرد. تعریف قصه برای عبدالحسین حسینی‌روش ۷۰ ساله، یک رسم دیرینه در کلاس درس با کمک تمرین‌های تئاتری‌اش بود که او را ناخواسته قهرمان یک اتفاق شیرین در جشنواره‌ای متفاوت کرد.

ورود او به این رقابت نه با برنامه‌ریزی، که با یک درخواست ساده از طرف نوه‌اش آغاز شد. یک ویدئوی موبایلی از روایت قصه «حضرت سلیمان و هیزم‌شکن» با لهجه کازرونی، کسب مقام اول برگزیده بخش بزرگسالان بیست‌وهفتمین جشنواره بین‌المللی را به همراه داشت؛ جشنواره‌ای به میزبانی اصفهان که با شعار «جهان با قصه، کودکان را از آنِ خود کرد» برگزار شد. عبدالحسین حسینی‌روش جز آن تندیس، توانست در رقابت با ۶۰ قصه‌گوی دیگر از سراسر کشور، در دل مخاطبان جای بگیرد و جایزه ویژه مخاطبان را نصیب خود کند.

گرچه این موفقیت هنری باعث پیوند خوردن نام این قصه با استان فارس در خبرها شده است، اما خاستگاه جغرافیایی قصه «حضرت سلیمان و هیزم‌شکن» منطقه شامات (شام قدیم یا سوریه امروزی) است و در منابع معتبری مانند «بحارالانوار» نیز روایت مشابهی با این مضمون وجود دارد.

برگزیده بیست‌وهفتمین جشنواره بین‌المللی قصه‌گویی در گفت‌وگو با «شهر مردم»، ورودش به این جشنواره را اتفاقی خواند و گفت: ورود من به جشنواره قصه‌گویی کاملاً اتفاقی بود؛ نوه‌ام که عضو فعال کانون پرورش فکری است، یک روز از من خواست جلوی دوربین موبایلش برایش قصه‌ای تعریف کنم و من بدون هیچ آمادگی قبلی، یکی از قصه‌هایی که بلد بودم را بیان کردم، نوه‌ام ویدئو را به کانون برد و همان قصه ساده در کازرون اول شد؛ بعد به شیراز دعوت شدیم تا اجرا را به‌صورت ویدئو بازسازی کنیم. اجرا راهی مسابقه منطقه‌ای شد، آن‌جا هم مقام گرفت و به مرحله کشوری راه پیدا کرد. وقتی به جشنواره‌ای رسیدیم که به میزبانی اصفهان برگزار می‌شد، با حمایت و دلگرمی مسئولان کانون، در نهایت توانستم در بخش بزرگسالان مقام نخست را به دست آورم.

عبدالحسین حسینی‌روش با اشاره به اینکه این اولین تجربه او در قصه‌گویی بوده است، اظهار کرد: البته در کلاس درس همواره برای دانش‌آموزان، قصه‌هایی را که ریشه در ضرب‌المثل‌ها دارند، تعریف می‌کردم، همچنین من ۴۰ سال است که بازیگر تئاتر هستم و در جشنواره‌های سراسری شرکت کرده‌ام و در این مسیر، مقام دوم بازیگر مرد تئاتر استان را به دست آورده‌ام و در سالن‌های سنگلج و مولوی تهران و همچنین سالن ابوریحان شیراز به اجرا پرداخته‌ام.

پدربزرگ کانون پرورش فکری کازرون که مردی ۷۰ ساله است، در ادامه در پاسخ به این سؤال که در طول مسابقه چه چالش‌هایی را در قصه‌گویی داشتید، بیان کرد: با وجود آنکه این اولین حضور من در جشنواره قصه‌گویی بود، هیچ استرسی نداشتم؛ چرا که 30 سال است که در شهر کازرون مجری برنامه‌های مختلف بوده‌ام و فعالیتم را از سال ۱۳۶۷ در این شهر آغاز کرده‌ام اما تنها چالشی که با آن روبه‌رو بودم، این بود که مبادا مردم لهجه مرا به‌درستی متوجه نشوند، به همین دلیل، با ایجاد تغییرات دستوری در متن داستان، آن را برای همه قابل فهم ساختم.

حسینی‌روش پیام قصه «حضرت سلیمان و هیزم‌شکن» را تأکید بر اینکه روزی‌دهنده خداست و تأکید بر امانت‌داری دانست و با اشاره به اینکه شاید کمتر کسی بداند قصه‌گویی چقدر می‌تواند آموزنده باشد، ابراز کرد: این هنر می‌تواند در پرورش فکر و اخلاق نسل جوان خیلی مؤثر باشد، به شرط آنکه بتوانی بچه‌ها را با لحن و کلامت میخکوب کرده و جذب داستان کنی.

وی راه جذب بچه‌ها به شنیدن قصه را اول انتخاب درست قصه مطابق با رشد فکری و سنی کودکان خواند و عنوان کرد: همین قصه‌ها می‌تواند درست مثل کارتون‌ها، بچه‌ها را جذب کند. اینکه بچه‌ها جذب انیمیشن‌هایی مثل باب اسفنجی شده‌اند، به دلیل قصه بسیار زیبای آن است؛ حال آنکه ما به‌جای آن می‌توانیم قصه‌های خودمان را به بچه‌ها تعریف کنیم.

به گفته این قصه‌گو، جذب شدن بچه‌ها به گوشی فقط به دلیل بی‌حوصلگی والدین است. مادر، یک کارتون یا بازی در گوشی روشن می‌کند و دست بچه می‌دهد تا خودش خلاص شود و این بزرگ‌ترین ظلم به بچه‌هاست؛ حال آنکه اگر حوصله کنی و زبان بچگی را به کار ببری، حتماً بچه جذب قصه‌ای خواهد شد که والدین و اطرافیان برایش تعریف می‌کنند و سرشار از صمیمیت و احساس‌های مشترک و لمس‌شده برای اوست.

حسینی‌روش در ادامه، در توصیه به تازه‌واردان عرصه قصه‌گویی و اینکه از کجا باید آغاز کنند تا صدایشان در دل شنونده بنشیند و قصه‌شان جان بگیرد، تصریح کرد: هر قصه‌گو باید در ابتدا، خود و قصه‌ای را که می‌گوید با جان و دل باور داشته باشد. همان‌طور که می‌گویند: «سخن کز دل برآید، لاجرم بر دل نشیند.» من اگر می‌خواهم مطلبی را نقل کنم، خودم ابتدا باید آن نقل را باور و قبول داشته باشم. ما با اعتقاداتمان زندگی می‌کنیم؛ برای مثال، وقتی می‌گوییم اگر آیت‌الکرسی را بخوانی، خداوند ملکی را برای محافظت بر شانه‌هایت می‌گذارد، باید با چنان اعتقاد و باوری آن را بیان کنیم که گویی واقعاً این باور را می‌بینیم، نه اینکه با شک و تردید آن را بخوانیم، در قصه‌گویی نیز همین‌طور است؛ گوینده باید ابتدا خودش قصه را باور کند، در آن صورت، مخاطب (بچه) آن را درک کرده و پیام به دلش خواهد نشست.

در پایان، این قصه‌گو با تأکید بر اهمیت این روایت‌ها در انتقال فرهنگ‌های گوناگون یک جامعه، خاطرنشان کرد: اگر ما توان مالی، جسمی یا زمانی برای سفر به تمام ایران را نداریم، به‌وسیله شنیدن قصه‌های شهرهای مختلف ایران، با لهجه‌ها و فرهنگ‌های متفاوت، می‌توانیم ایران را بگردیم. این تجربه‌ای بود که ما در این جشنواره داشتیم و قصه‌هایی با لهجه‌ها و فرهنگ‌های گوناگون شنیدیم که خود برایم نوعی ایران‌گردی بود؛ چرا که قصه‌ها از دل فرهنگ مردم شهرهای مختلف آمده بود.

وی یادآور شد: زمانی که یک دختر ناشنوا با زبان اشاره قصه می‌گوید و چنان می‌تواند با مخاطب ارتباط برقرار کند که جایزه می‌گیرد، یا زمانی که یک نوجوان ۱۳ ساله در کنار منِ ۷۰ ساله رتبه اول را به دست می‌آورد، نشان می‌دهد که قصه‌گویی تا چه حد انعطاف و ظرفیت دارد؛ ظرفیتی که هنوز به‌طور کامل کشف نشده و می‌تواند در کشوری به بزرگی ایران، که به قولی کشور صد اقلیم است، جلوه‌گر شود. بلوچ، سمنانی، مشهدی، لر، فارس، گیلکی و سیستانی در کنار هم قصه گفتند؛ قصه‌هایی که شنیدنش برای همه ایرانی‌ها می‌تواند جذاب باشد، چراکه این کشور با چنین تنوع فرهنگی و داشته‌های ارزشمندی، می‌تواند سرمایه‌های بزرگی به کودکان، نوجوانان و جوانان خود ببخشد. امیدوارم خدا این کشور را از گزند حوادث در امان نگه دارد.

true
true
جهان شیرین پیر قصه گوی فارس ، خیلی ساده و  اتفاقی
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

true