فرنگیس شنتیا – شهرمردم
پس از گذشت بیش از دو دهه پیگیری برای احیای بارگاه شمس تبریزی در خوی ، این بنای عارفانه نه تنها افتتاح رسمی شد ، بلکه در فهرست آثار ملی ایران نیز جای گرفت . تصمیمی کم نظیر و در خور توجه که این روزها شهر خوی در آذربایجان غربی را به کانون توجه شمس پژوهان و دوستداران عرفان تبدیل کرده است .
گشایش بارگاه هفت هزار متری شمس تبریزی ، با حضور ۴۰۰ تن از نخبگان، شعرا و بزرگان ادب و هنر ایران همراه است و آنگونه که صالحی امیری، وزیر میراث فرهنگی، گردشگری اعلام کرده است ، در پی این رویداد ، قرار است گردشگری عرفانی را رسما در کشور فعال شود .
از سوی دیگر ، دبیرکل سابق کمیسیون ملی یونسکو در ایران درباره چگونگی شکلگیری ایده احیای آرامگاه شمس تبریزی در خوی می گوید : این موضوع به سال ۱۳۸۵ بازمیگردد اما مهمترین مانع اجرای این پروژه در سالهای گذشته نبود اراده کافی در این مسیر بود.
حجت الله ایوبی در گفت و گو با ایرنا اظهار کرد: در دورههای مختلف برای اجرای این پروژه مکاتبه و پیگیری کردیم. در دولتهای مختلف نیز وعدههایی داده شد و اقداماتی انجام گرفت اما روند اجرای پروژه به شکل مطلوب پیش نرفت.
وی افزود: در دوره ریاستجمهوری محمود احمدینژاد نیز موضوع را پیگیری کردیم و پس از جلساتی، اعتباری برای پروژه اختصاص یافت اما این اعتبارات کافی نبود. در دولتهای بعدی نیز مسئولان مختلف میراث فرهنگی موضوع را دنبال کردند اما پروژه با موانعی روبهرو بود.
آنگونه که دبیرکل سابق کمیسیون ملی یونسکو می گوید : سازمان برنامه و بودجه برای اجرای این پروژه حمایت قابل توجهی انجام داد و در مجموع تخصیصهایی در حدود ۶۰ میلیارد تومان و پس از آن اعتبارات دیگری برای پروژه اختصاص یافت .
روحی در کالبد گردشگری عرفانی ایران
اما اهمیت گشایش بارگاه شمس تبریزی ، فقط در ساخت یک مجموعه یا برگزاری یک مراسم افتتاحیه نیست. حکایت شمس و مولانا، داستانی است که مرزهای جغرافیایی ایران و ترکیه را درنوردیده و قرنهاست مخاطب جهانی دارد. دیداری که یکی از مهمترین نقاط برجسته در تاریخ عرفان و ادبیات فارسی به شمار می رود .
از همین رو ، با گشایش بارگاه شمس ، نه تنها میتوان میان خوی و قونیه یک کریدور فرهنگی ـ عرفانی تعریف کرد؛ بلکه بهترین فرصت است که موتورمحرکه گردشگری در خاستگاه شمس روشن شود .
جهان سالهاست که از ظرفیت شخصیتهای معنوی و میراث عرفانی برای توسعه گردشگری استفاده میکند. شاید روشنترین نمونه آن قونیه ترکیه باشد؛ شهری که توانسته میراث مولانا و آیین سماع را به بخشی از هویت گردشگری بینالمللی خود تبدیل کند. ترکیه با پیگیری هایی که داشت آیین «سماع مولویه» را در سال ۲۰۰۸ در فهرست میراث فرهنگی ناملموس یونسکو به ثبت رساند .
آن گونه که منابع رسمی گزارش می دهند ؛ موزه مولانا در سال های اخیر به یکی از پربازدیدترین موزههای ترکیه تبدیل شده و هرسال شمار بازدیدکنندگان هم در این موزه و هم در آرامگاه مولانا افزایش می یابد .
بر اساس اعلام خبرگزاری آناتولی ، در سال ۲۰۲۵ بیش از ۳ میلیون نفر از مقبره و موزه مولانا جلالالدین محمد بلخی در شهر قونیه ترکیه بازدید کرده اند .
آمارها حکایت از این دارند که تعداد بازدیدکنندگان در سال 2024 نیز 129 هزار و 775 نفر افزایش یافته و این موزه توسط 3 میلیون و 48 هزار و 44 نفر مورد بازدید قرار گرفت. این آمار در سال 2023 نیز 2 میلیون و 918 هزار و 280 نفر ثبت شده بود.
هند نیز نمونه دیگری است که در تقویت گردشگری معنوی گام های مهمی برداشته است . این کشور سالهاست این مدل گردشگری را در مقیاسی وسیع توسعه داده و اکنون این حوزه در حال عبور از مدل سنتی به سمت «سفر تجربه محور» است .
در اسپانیا نیز مسیرهای زیارتی «سانتیاگو دِ کمپوستلا» نشان میدهد که خودِ مسیر میتواند پیش از رسیدن به مقصد به شکل کارآمدی در حوزه گردشگری عمل کند.
زیارت جاده سانتیاگوبرجای مانده از قرون وسطی ، سالیان سال است که به یکی از پرطرفدارترین سفرهای معنوی در جهان تبدیل شده است. در این سفر، زائرانی از سراسر اروپا، آمیزه ای از تجارب عرفانی را پشت سر می گذراند که انتهای آن به کلیسایی در شهر «سانتیاگو د کومپوستلا» ختم می شود .
و حالا نوبت ایران است که با پشتوانه عظیم عرفانی خود که به جرات می توان گفت از بسیاری از دیگر کشورها غنی تر ، پربار تر و اصیل تر است ، «گردشگری عرفانی» را به شکلی اصولی و هدفمند تعریف و اجرا کند . و شاید این بزرگترین چشمروشنی برای ملت عشق باشد. ملتی که قرنهاست شمس و مولانا را نه فقط درلابلای اشعار، که در قلب خود و در حافظه جمعی خود زندگی کرده است.



