کالبد شکافی قتل میلیون ها ماهی و گونه های متنوع آبزیان ، تکرار یک نسل کُشی زیست محیطی که همچنان در سکوت گم می شود
یک اکوسیستم در فارس نابود شد بی آن که از پیمانکار یا عوامل این کشتار در برابر افکار عمومی کمترین توضیحی خواسته شود
فرنگیس شنتیا – شهرمردم
قتلگاه: رودخانه مسقان، کوهمره سرخی
قربانیان: ۷۵ هزار قطعه ماهی بومی و گونههای دیگر آبزیان
زمان: گرماگرم تابستان همین امسال
علت: اهمالکاری در اجرای طرحی برای هدایت آب شور از طریق لوله و جلوگیری از اختلاط آن با آب شیرین.
قصوری که مدیر روابط عمومی شرکت آب منطقهای فارس، آن را به کوهستانی و صعبالعبور بودن مسیر اجرای پروژه، مشکلات فنی و از همه مهمتر ، کمبود اعتبار مرتبط میداند.
مردادماه امسال، با وجود انتشار چندین کلیپ دلخراش و گزارشهای متعدد از لاشههای گندیده و تلنبارشده هزاران ماهی در رودخانه کوهمره سرخی شیراز، نه آب از آب تکان خورد و نه حتی عوامل این کشتار دستهجمعی از سوی مقامات بالادست فراخوانده شدند تا در برابر رسانهها و افکار عمومی، مورد باز خواست قرار گیرند .
رقم خوردن این فاجعه زیستمحیطی در بستر رودخانههای فارس، حرف امروز و دیروز نیست. به گفته کارشناسان محیط زیست، این کشتار بیصدا چندین سال است که در دل این رودخانه رقم میخورد.
کامران اسلاملو، رئیس اداره حفاظت محیط زیست شهرستان شیراز، نیز به صراحت تأکید میکند که مشکل رودخانه کوهمره سرخی موضوع تازهای نیست و این منطقه چندین سال است با ورود آب شور به رودخانه و پیامدهای ناشی از آن مواجه است.
او در گفتوگو با ایرنا، با اشاره به پیگیریهای حقوقی محیط زیست میگوید: سال گذشته نیز در پی وقوع این حادثه، پروندهای در مراجع قضایی تشکیل شد و امسال نیز پس از تلفات اخیر، همین اقدام انجام شده و موضوع از مسیر قانونی در حال پیگیری است.
به گفته وی، متولی اجرای این طرح باید هرچه سریعتر به تعهدات خود عمل کند؛ زیرا ادامه این وضعیت، علاوه بر مرگ ومیر گسترده آبزیان، موجب از بین رفتن اکوسیستم منطقه، جریحهدار شدن افکار عمومی وهمچنین وارد شدن خسارت به باغات پاییندست خواهد شد.
کشتار چگونه رقم خورد؟
این سومین بار است که کشتار آبزیان در همین رودخانه، بر اثر شوک نمکی و ورود حجم زیادی از شورابه با غلظت بسیار بالا ، رقم میخورد؛ مرگی دستهجمعی که دست کم از یک دهه قبل در رودخانههای این استان فراگیر شده است.
در همین رابطه، نبیالله مرادی، معاون محیط زیست طبیعی اداره کل حفاظت محیط زیست فارس، از تشکیل پرونده برای دو مورد مرگ دستهجمعی ماهیها که پیشتر در بستر همین رودخانه رقم خورده بود، خبر میدهد و میگوید : پرونده سال گذشته همچنان در مراحل پایانی رسیدگی قضایی قرار دارد.
او در گفتوگو با ایسنا، درباره تلف شدن آبزیان در رودخانه مسقان و ارتباط آن با گنبد نمکی رمقان توضیح میدهد: متأسفانه در سالهای گذشته، بهویژه از دهه ۸۰، باغات انار و باغات مشابه در محدوده گنبد نمکی توسعه پیدا کردهاند که حتی بعضی از آنها خارج از اراضی مستثنیات نیز توسعه یافتهاند.
به گفته معاون محیط زیست فارس، برای آبیاری این باغات مستقیماً از داخل رودخانه پمپ نصب شده و این پمپ با ایجاد تلورانس در کف رودخانه، موجب اختلاط بیشتر نمک میشود؛ در نتیجه برداشت نمک از پایین بیشتر شده و آب شور به سمت بالا منتقل میشود.
وی ادامه میدهد که آب مورد استفاده برای آبیاری باغات نیز در زمین نفوذ میکند و از سوی دیگر، یک چشمه آب شیرین در پاییندست رمقان وجود دارد که از آنجا وارد رودخانه اصلی میشود.
مرادی همچنین به طرحی اشاره میکند که شرکت آب منطقهای فارس برای مدیریت این مشکل برعهده گرفته است؛ اما به گفته او، این طرح به صورت یکجا اجرا نشده و در سالهای اخیر تنها مخزن بالادست ایجاد شده است.
معاون محیط زیست فارس تأکید میکند که شرکت آب منطقهای فارس باید در این باره پاسخگو باشد.
فاجعه پشت فاجعه در گریزگاه متخلفان
اما نسلکشی ماهیها در فارس به بستر رودخانه مسقان کوهمره سرخی ختم نمیشود. ناقوس مرگ این کشتارها از اوایل دهه ۹۰ در این استان به صدا درآمد و دامنه آن تا سال ۱۴۰۳ کشیده شد؛ سالی که یکی از تکاندهنده ترین فجایع زیستمحیطی فارس در آن رقم خورد: مرگ پنج میلیون قطعه ماهی در رودخانه کُر.
فاجعهای زیست محیطی که به گفته فعالان محیط زیست، ردپای سدسازی و صنایع آلاینده در آن دیده میشد. پروندهای که حتی انجام آزمایش روی لاشه ماهیها و پیگیریهای مکرر از سوی رسانهها هم موجب نشد ، ابعاد آن را برای افکار عمومی روشن کنند و در نهایت، این فجایع با پرسشهای بیپاسخ بسیار، به داستانی تراژیک با پایانی باز تبدیل شد تا در سال های بعد هم بدون معرفی مسببان آن دوباره تکرار شوند .
بازوی بی زور محیط زیست فارس در برابر قصورها و تخریب ها
اما آنچه در این میان، بیش از مرگ هزاران ماهی و نابودی یک اکوسیستم نگرانکننده است، تکرار این مرگ های دسته جمعی در مارپیچی از سکوت است؛ بیآنکه افکار عمومی بداند سرانجام چه کسی مسئول این فاجعه بوده و با عامل یا عوامل آن چه برخوردی شده است.
سال هاست که محیط زیست فارس در برابر چنین تخریبهای پی درپی، بازویی دارد بی زورکه نه توان بازدارندگی کافی از آن بر می آید و نه قدرتی برای گرفتن یقه مسببان و معرفی آن ها به افکار عمومی .
وقتی یک فاجعه زیست محیطی پس از سالها همچنان به گزارش های رسانه ای بی پاسخ محدود می شود و نام و نقش مسئولان، پیمانکاران یا عوامل دخیل در آن برای مردم روشن نمیشود، دیگرفقط مرگ میلیون ها ماهی نیست که افکار عمومی را حساس می کند ، این جا دیگر بحث عادی شدن و تکرار تخلف و بی عقوبت ماندن ویرانگران طبیعت در میان است .
و حالا، پس از یک دهه تکرار مرگهای دستهجمعی، این پرسش همچنان بیپاسخ مانده است: در پروسه این نسلکشی خاموش، با مسببان چه برخوردی شد و چه کسی باید پاسخگو باشد؟



