از شانهسازی ۱۸ شهرستان تا کاهش ۱۲ درصدی تصادفات؛ روایت مردانی که در سختترین شرایط، راه را برای عبور مردم باز نگه میدارند
فرخنده آشوری – شهر مردم
راه را میتوان ساخت، آسفالت کرد، خطکشی زد، تابلو نصب کرد و با حفاظ و روشنایی به آن شکل داد؛ اما نگه داشتن راه و ایمن نگه داشتن آن، داستان دیگری است. جاده از همان لحظهای که ساخته میشود، در معرض فرسایش، بارندگی، سیلاب، ریزش کوه، تردد سنگین، حوادث رانندگی و دهها عامل دیگر قرار دارد و درست همینجاست که نقش راهدار از پشت صحنه بیرون میآید؛ کسی که شاید کمتر دیده شود، اما نبودنش خیلی زود در جاده احساس خواهد شد.
این روزها در فارس، یکی از گستردهترین طرحهای راهداری با هدف افزایش ایمنی محورهای مواصلاتی در حال اجراست؛ طرحی که قرار است تا ۱۵ مهرماه در ۱۸ شهرستان استان ادامه داشته باشد و محور اصلی آن، شانهسازی و ایجاد حاشیهای ایمنتر برای جادههاست.
دکتر سیدعلی قائمی، معاون راهداری ادارهکل راهداری و حملونقل جادهای فارس، با اشاره به آغاز این عملیات از ابتدای خردادماه گفت: عملیات راهداری محوری با استفاده از ظرفیت نیروها و ماشینآلات استان در شهرستانهای فارس آغاز شده و علاوه بر راهداری منطقهای، طرح ویژه راهداری محوری با رویکرد شانهسازی نیز در دستور کار قرار گرفته است.
پنج شهرستان همزمان در خط مقدم عملیات
آنچه این طرح را از یک عملیات معمول راهداری متمایز میکند، نحوه بهکارگیری امکانات و جابهجایی مستمر ظرفیتهای اجرایی در سطح استان است.
به گفته قائمی، به صورت همزمان پنج شهرستان میزبان عملیات راهداری محوری هستند و علاوه بر ماشینآلات شهرستان میزبان، کامیونها و کمپرسیهای شهرستانهای همجوار نیز برای اجرای عملیات به کمک این شهرستانها میآیند.
در هر شهرستان، عملیات حدود دو تا سه هفته ادامه پیدا میکند و پس از اجرای بیش از هفت کیلومتر شانهسازی در کریدورهای اصلی، گروههای عملیاتی به شهرستان بعدی منتقل میشوند و بر اساس برنامهریزی انجامشده، در هر شهرستان به طور میانگین حدود ۱۰ کیلومتر عملیات شانهسازی انجام خواهد شد.
این طرح قرار است در مجموع ۱۸ شهرستان فارس را پوشش دهد؛ اقدامی که معاون راهداری فارس آن را از نظر حجم و گستردگی، کمسابقه توصیف میکند.
تمرکز عملیات نیز اتفاقی نیست؛ کریدورهای ملی و شریانی و محورهایی که به دلیل سابقه تصادفات واژگونی یا رخبهرخ نیاز بیشتری به اقدامات ایمنی دارند، در اولویت قرار گرفتهاند؛ از محور شیراز ـ اصفهان و شیراز ـ بوشهر گرفته تا مسیرهای ارتباطی کوهچنار به سمت استانهای کهگیلویه و بویراحمد، خوزستان و بوشهر، محورهای منتهی به کرمان و سیستان و بلوچستان، نیریز و همچنین مسیرهای شیراز ـ کازرون ـ فیروزآباد و فراشبند.
«جاده بخشنده»؛ فرصتی برای نجات
شاید شانه خاکی یا آسفالته کنار جاده در نگاه نخست، تنها بخشی از عرض راه به نظر برسد؛ اما در یک لحظه بحرانی میتواند فاصله میان یک انحراف ساده و یک حادثه مرگبار باشد.
قائمی هدف اصلی شانهسازی را افزایش ایمنی حاشیه راه عنوان میکند و میگوید بخش مهمی از عملیات در محورهایی انجام میشود که سابقه تصادفات واژگونی ناشی از خوابآلودگی رانندگان دارند.
وقتی رانندهای بر اثر خستگی یا خوابآلودگی کنترل خودرو را از دست میدهد، هر متر فضای ایمن در حاشیه جاده میتواند فرصتی برای بازگشت خودرو به مسیر باشد و به همین دلیل، اصطلاح «جاده بخشنده» تنها یک تعبیر فنی نیست؛ فلسفهای برای کاهش شدت پیامدهای یک خطای انسانی است.
این موضوع در محورهای دوطرفه اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ جایی که در صورت انحراف ناگهانی یکی از خودروها، وجود فضای مناسب در طرفین مسیر میتواند به رانندگان فرصت دهد از برخورد رخبهرخ جلوگیری کنند.
کاهش ۱۲ درصدی تصادفات؛ اما راه هنوز ادامه دارد
اقدامات راهداری در حالی دنبال میشود که آمارهای چهار ماه نخست امسال، از کاهش ۱۲ درصدی تصادفات رانندگی در استان فارس حکایت دارد؛ آماری که البته برای متولیان ایمنی راه پایان مسیر نیست، بلکه انگیزهای برای ادامه اقدامات است.
فارس به دلیل برخورداری از حدود ۱۰ درصد طول راههای کشور و قرار گرفتن در مسیر کریدورهای مهم ارتباطی، استانی پرتردد محسوب میشود و همین گستردگی باعث میشود مقایسه صرف تعداد تصادفات، تصویر دقیقی از وضعیت ایمنی راههای استان ارائه نکند.
بر اساس توضیحات معاون راهداری فارس، اگر تعداد تصادفات با میزان پیمایش در شبکه راههای استان تعدیل شود، فارس در رتبه بیستویکم قرار میگیرد؛ شاخصی که نشان میدهد وضعیت ایمنی محورهای استان، با وجود حجم بالای تردد و گستردگی شبکه راهها، از ۲۰ استان دیگر مناسبتر است.
با این حال، هدف همچنان کاهش بیشتر تصادفات و تلفات جادهای است؛ هدفی که تنها با یک طرح محقق نمیشود.
نصب و اجرای حفاظهای ایمنی، اصلاح و نصب تابلوها و علائم، خطکشی محورها، اجرای برجهای روشنایی و روشنایی خطی، در کنار شانهسازی و سایر عملیات نگهداری، مجموعه اقداماتی است که باید همزمان پیش برود.
راهداری؛ کاری که فقط در بحران دیده میشود
اما پشت تمام این اعداد و پروژهها، انسانهایی ایستادهاند که بخش مهمی از کارشان زمانی دیده میشود که دیگران در شرایط سخت قرار گرفتهاند. راهدار زمانی به چشم میآید که سیلاب راه را میبندد، کوه ریزش میکند، برف جاده را مسدود میکند یا خودرویی در نیمهشب گرفتار میشود. وقتی سیلاب میآید، راهدار باید دهانه آبروها را پاکسازی کند، مسیر آب را باز کند، بخشهای آسیبدیده را ترمیم کند و راه ارتباطی را دوباره به زندگی برگرداند و وقتی کوه ریزش میکند، باید مسیر پاک شود؛ وقتی برف میبارد، تنها برفروبی مطرح نیست؛ گاهی راهدار باید به سرنشینان خودروهای گرفتار غذا و سوخت برساند، برای آنها اسکان اضطراری فراهم کند یا در سرمای شدید زنجیر چرخ ببندد تا خودرو بتواند حرکت کند.
حتی چند لیتر گازوئیل ریختهشده روی آسفالت میتواند به خطری جدی برای خودروهای عبوری تبدیل شود و اینجا نیز راهدار باید با ماسهپاشی و ایمنسازی سطح مسیر، خطر لغزندگی را کاهش دهد؛ اینها شاید در گزارشهای اداری، تنها چند ردیف از فهرست وظایف باشند، اما برای خانوادهای که نیمهشب در یک محور برفی گرفتار شده، معنای دیگری دارند؛ معنای امنیت.
جاده تعطیل نمیشود
راهداری البته فقط در زمان بحران معنا پیدا نمیکند، حتی در روزهایی که هیچ سیلابی نیامده، کوهی ریزش نکرده و برفی نباریده است، راهداران همچنان مشغول کارند.
پاکسازی حریم راه، اصلاح شانه، لکهگیری، رسیدگی به آبروها، پاکسازی دهانه پلها، جمعآوری لاشه حیوانات، شستوشو و اصلاح تابلوها، تعویض علائم آسیبدیده و دهها عملیات دیگر، فعالیتهایی روزمرهاند که شاید کمتر به چشم بیایند.
تابلویی که راننده شب هنگام باید ببیند، باید خوانا باشد؛ خطکشی باید واضح باشد؛ حفاظ ایمنی باید سالم بماند؛ سیستم روشنایی باید کار کند و آب باید بتواند از زیر پلها و آبروها عبور کند.
حتی گرمای تابستان نیز برای راهدار پایان کار نیست. زمانی که بسیاری از مردم تلاش میکنند از گرمای شدید دور بمانند، نیروهای راهداری در کنار ماشینآلات سنگین، در جادهها مشغول شانهسازی، پاکسازی حریم، لکهگیری و اجرای عملیات ایمنی هستند؛ چون جاده تعطیل نمیشود.
راهدار؛ راهگشای دیگر خدمترسانان
یکی از مهمترین نقشهای راهدار، نقشی است که کمتر درباره آن سخن گفته میشود: راهدار در بسیاری از حوادث، یکی از نخستین حلقههای زنجیره امدادرسانی است. وقتی تصادفی رخ میدهد یا سیل و ریزش کوه مسیر را مسدود میکند، پیش از آنکه آمبولانس، آتشنشانی یا دیگر نیروهای امدادی بتوانند مأموریت خود را انجام دهند، باید راهی برای رسیدن آنها وجود داشته باشد و راهدار راه را باز میکند تا آمبولانس عبور کند؛ مسیر را ایمن میکند تا پلیس به صحنه برسد و شرایط را برای حضور سایر نیروهای امدادی فراهم میکند؛ او در واقع راهگشای خدمترسانی است.
با این حال، این قهرمانان کمتر در قاب دوربینها دیده میشوند؛ مردانی که گاهی در برف و کولاک، گاهی زیر باران و سیلاب و گاهی در گرمای طاقتفرسای تابستان، در حاشیه جادههای پرتردد ایستادهاند تا دیگران بتوانند عبور کنند. پشت هر عملیات راهداری، یک انسان ایستاده و پشت هر انسان، خانوادهای که چشمانتظار بازگشت اوست. آمار جانباختن نیروهای راهداری در حین خدمت نیز یادآوری میکند که این شغل صرفاً یک عنوان اداری نیست؛ مأموریتی است که گاهی هزینه آن، جان راهدار است.
راه را یکبار میسازند، اما هر روز باید نگه داشت
داستان راهداری فارس در نهایت فقط داستان یک طرح شانهسازی یا چند صد دستگاه ماشینآلات نیست، این داستان نگاه دیگری به ایمنی جاده است؛ نگاهی که میگوید برای کاهش تصادف، باید پیش از وقوع حادثه وارد میدان شد؛ باید حاشیه راه را ایمن کرد، حفاظ نصب کرد، خطکشی را خوانا نگه داشت، روشنایی را توسعه داد و مسیر را برای لحظهای که راننده ممکن است کنترل خودرو را از دست بدهد، آماده کرد.
کاهش ۱۲ درصدی تصادفات در چهار ماه نخست سال، اجرای طرح شانهسازی در ۱۸ شهرستان و تمرکز بر کریدورهای اصلی فارس، بخشی از این مسیر است؛ اما جاده برای ایمن ماندن، هر روز به مراقبت نیاز دارد.
راه را میتوان یکبار ساخت؛ اما باید هر روز آن را نگه داشت و شاید بهترین توصیف برای مردانی که این مسئولیت را بر دوش دارند، همین باشد: راهدار خودش در سختترین شرایط میایستد تا دیگران بتوانند به راهشان ادامه دهند.



