×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

خبر فوری

true
true
true
خواب  بی تعبیر بانک ورشکسته «زمان»  برای فارس 

بهزیستی فارس از اجرای پایلوت «بانک زمان» پس از تهران خبر می‌دهد، اما پرسش اصلی پابرجاست: این بار چه چیزی تغییر کرده است؟

در این طرح به جای پول، «زمان»  واحد مبادله قرار می‌ گیرد  و بر این فرض استوار است که هر فرد،  می تواند به صورت رایگان با اختصاص بخشی از وقت و توان خود به دیگران کمک کند و در مقابل، در آینده از خدمات دیگران بهره‌مند شود

فرخنده آشوری – شهر مردم

در روزگاری که فشار اقتصادی، فرسودگی اجتماعی، تنهایی سالمندان و کاهش اعتماد عمومی، زیست روزمره شهروندان را پیچیده‌تر از همیشه کرده است، هر طرحی که بخواهد بر پایه «همیاری اجتماعی» شکلی تازه از مشارکت را سازمان دهد، به طور طبیعی توجه‌ها را به خود جلب می‌کند. «بانک زمان» یکی از همین ایده‌هاست؛ طرحی که به جای پول، «زمان» را واحد مبادله قرار می‌دهد و بر این فرض استوار است که هر فرد، فارغ از دارایی مالی، می‌تواند با اختصاص بخشی از وقت و توان خود به دیگران کمک کند و در مقابل، در آینده از خدمات دیگران بهره‌مند شود.

در ساده‌ترین تعریف، بانک زمان سازوکاری است که در آن افراد با ارائه خدمت به دیگران، «اعتبار زمانی» کسب می‌کنند؛ اعتباری که بعداً می‌توانند برای دریافت خدمت از دیگر اعضا خرج کنند و در این الگو، یک ساعت کمک به دیگری، یک واحد ارزش محسوب می‌شود؛ واحدی که نه پول است و نه دستمزد، بلکه نوعی ذخیره اجتماعی برای روز نیاز به حساب می‌آید.

اما در ایران، این ایده بیش از آنکه با یک اجرای پایدار و موفق شناخته شود، با تبلیغات پررنگ، جابه‌جایی بین نهادهای مختلف، ابهام در سرنوشت بودجه‌ها، توقف‌های مکرر و بلاتکلیفی اجرایی به خاطر آورده می‌شود که حالا پس از سال‌ها سکوت و تجربه‌های نیمه‌تمام، بهزیستی از احیای دوباره این طرح سخن می‌گوید؛ این بار با استناد به ماده ۳۱ قانون برنامه هفتم توسعه و با این ادعا که قرار است بانک زمان، در قالبی تازه و با رویکردی «محله‌محور»، از مرحله آزمایشی به اجرا نزدیک شود.

پرسش اما همچنان پابرجاست که آیا این بار با یک طراحی تازه روبه‌رو هستیم، یا صرفاً همان ایده قدیمی با متولی جدید و ادبیاتی تازه به میدان برگشته است؟ بانک زمان چیست و بر چه منطقی استوار است؟

بانک زمان بر یک مفهوم ساده اما عمیق تکیه دارد: زمان، سرمایه‌ای مشترک میان همه انسان‌هاست.

در این الگو، هر فرد می‌تواند زمانی را برای همیاری به دیگران اختصاص دهد؛ از آموزش و همراهی گرفته تا مراقبت، خرید، رسیدگی، مشاوره، یا حتی حضور و همصحبتی با یک سالمند تنها، و در ازای این خدمت، زمان صرف‌شده برای فرد ثبت می‌شود و او بعداً می‌تواند به همان میزان، از خدمات دیگران استفاده کند.

طرفداران بانک زمان معتقدند ارزش بسیاری از خدمات اجتماعی را نمی‌توان صرفاً با پول سنجید؛ مراقبت از سالمندان، تقویت پیوندهای همسایگی، کاهش انزوا، بازسازی اعتماد عمومی و ایجاد حس تعلق اجتماعی، از جمله حوزه‌هایی هستند که با منطق بازار و مبادله مالی، یا اصلاً قابل تأمین نیستند یا به شدت پرهزینه‌اند؛ از این منظر، بانک زمان تلاشی است برای فعال‌سازی ظرفیت‌های خاموش جامعه، ظرفیتی که در ساختار رسمی خدمات یا نادیده گرفته می‌شود یا به رسمیت شناخته نمی‌شود.

در این ساختار، افراد عضو یک گروه می‌شوند؛ گروهی که معمولاً بر پایه محله، اجتماع محلی، بازنشستگان یک نهاد، یا یک جامعه هدف مشخص شکل می‌گیرد و هرگاه فردی به خدمتی نیاز داشته باشد، درخواست خود را ثبت می‌کند و دیگر اعضا در صورت توان آن را می‌پذیرند؛ سپس از اعتبار زمانی فرد دریافت‌کننده کسر و به اعتبار زمانی فرد ارائه‌دهنده افزوده می‌شود.

یک ایده جهانی با سابقه‌ای طولانی

بانک زمان در دنیا پدیده‌ای نوظهور نیست. ریشه‌های نظری آن را می‌توان تا «نظریه ارزش کار» پی گرفت؛ جایی که اقتصاددانانی چون آدام اسمیت به نسبت میان کار و ارزش اشاره می‌کردند و بعدها این ایده در آرای کارل مارکس نیز بازتاب یافت. نخستین تجربه‌های نزدیک به این مدل به اوایل قرن نوزدهم بازمی‌گردد؛ زمانی که جوشیا وارن در سال ۱۸۲۷ با راه‌اندازی «فروشگاه زمان سینسیناتی» کوشید ارزش کار را به شکلی عملی بیازماید.

با این حال، شکل مدرن بانک زمان بیشتر به نیمه دوم قرن بیستم تعلق دارد. در ژاپن، تروکو میزوشیما در سال ۱۹۷۳ «بانک کار داوطلبانه» را راه‌اندازی کرد؛ شبکه‌ای که بعدها به «شبکه کار داوطلبانه» تغییر نام داد و به سرعت گسترش یافت (شبکه‌ای که امروزه با گسترش شبکه‌های اجتماعی بسیار پرطرفدار و حتی تبدیل به یک نوع از سبک زندگی برای قشر قابل توجه‌ای از جامعه شده است). در شرایطی که ژاپن تا سال ۲۰۰۰ از نظام فراگیر بیمه مراقبت سالمندان برخوردار نبود، این شبکه به ویژه برای سالمندان تنها کارکردی جبرانی پیدا کرد.

در ایالات متحده، نام ادگار کاهن با بانک زمان گره خورده است. او مفهوم «دلار زمانی» را صورت‌بندی کرد و بانک زمان را راهکاری برای جبران کمبود منابع در برنامه‌های اجتماعی دانست. از نگاه کاهن، نظام‌های رسمی حمایت اجتماعی، زمانی ناکام می‌مانند که مشارکت مردم را فقط در جایگاه دریافت‌کننده ببینند و نه شریک و کنشگر. او بر این باور بود که جامعه را نمی‌توان فقط از بالا به پایین اداره کرد و بخش بزرگی از ظرفیت اجتماعی، در میان خود مردم نهفته است.

یکی از نمونه‌های موفق، «ایثاکا اورز» در نیویورک بود که پاول گلوور در سال ۱۹۹۱ راه‌اندازی کرد که در این تجربه، ساعت کار به واحد مبادله تبدیل شد و این سیستم توانست در سطحی گسترده، هزاران عضو و صدها کسب‌وکار را درگیر کند. در انگلستان نیز از ۱۹۹۸ به بعد، بانک‌های زمان رشد چشمگیری یافتند و نهاد Timebanking UK  تا سال ۲۰۲۱ از ثبت بیش از ۶ میلیون ساعت تبادل خدمت خبر داده بود.

برآوردها نشان می‌دهد امروز بیش از سه هزار بانک زمان در جهان وجود دارد و کشورهایی مانند آمریکا و انگلیس صدها نمونه از آن را تجربه کرده‌اند؛ در منطقه نیز کشورهایی چون ترکیه، امارات و عربستان سعودی به سراغ الگوهای مشابه رفته‌اند. (البته این آمار متعلق به حدود چهار سال قبل است و خبرنگار شهر مردم، موفق به کسب آمار به‌روزرسانی نشد و به علت تناقض در آمارهای ارائه شده توسط سایت‌های غیررسمی و دستیارهای هوش مصنوعی به آمار رسمی 2022 استناد کردیم.)

چرا بانک زمان در ایران مسئله‌دار شد؟

مشکل بانک زمان در ایران، دست‌کم در حافظه رسانه‌ای و اجرایی، نه در «اصل ایده» بلکه در شیوه اجرا، تغییر مکرر متولیان، ابهام در مدل عملیاتی و نبود شفافیت بوده است.

آن‌گونه که از روایت‌های میدانی و حافظه خبرنگار ما برمی‌آید، طرح بانک زمان از اواخر دهه ۹۰ در فارس و شیراز به شکلی جدی مطرح و در مقاطعی این طرح به دانشگاه علوم پزشکی، مجمع خیرین، نهادهای وابسته به بازنشستگان و مجموعه‌های دیگر نسبت داده شد؛ تبلیغات شهری گسترده، سایت‌های ثبت‌نام، دعوت عمومی برای عضویت و وعده‌هایی درباره حمایت اجتماعی در سالمندی، همه وجود داشت، اما در عمل، این طرح هر بار در میانه راه متوقف شد یا دست‌کم نتوانست به یک تجربه شفاف، پایدار و قابل ارزیابی عمومی تبدیل شود و همین سابقه سبب شده است تا اکنون که نام بانک زمان دوباره بر سر زبان‌ها افتاده است، چند پرسش اساسی دوباره مطرح شود: آیا این همان طرح قبلی است با نام و متولی جدید؟ اگر تفاوتی وجود دارد، این تفاوت دقیقاً در کجاست؟ بودجه‌های پیشین چه شد و خروجی مشخص آن‌ها چه بوده است؟ مدل جدید قرار است چه مشکلی را حل کند که نسخه‌های قبلی نتوانستند؟ و مهم‌تر از همه، اگر مردم زمان خود را در این سیستم سرمایه‌گذاری کنند و طرح دوباره متوقف شود، تضمین بازگشت این «اعتبار زمانی» چیست؟

مدیرکل بهزیستی فارس می‌گوید که «این بار بانک زمان پشتوانه قانونی و دولتی دارد»

حمید گودرزی، مدیرکل بهزیستی فارس، در گفت‌وگو با «شهر مردم» تأکید می‌کند: بانک زمان در نسخه تازه خود، تفاوتی بنیادی با تجربه‌های پیشین دارد و این بار قرار نیست یک طرح تبلیغاتی، بدون ساختار و بی‌پشتوانه باشد.

او در پاسخ به این پرسش که چرا طرحی که در نهادهای دیگر به نتیجه نرسیده، اکنون دوباره در بهزیستی مطرح شده است، می‌گوید: بانک زمان موضوع جدیدی نیست و در دنیا نزدیک به ۵۰ سال سابقه دارد؛ کشورهایی مثل ژاپن، انگلیس، آمریکا و اسپانیا هر کدام بر اساس فرهنگ خودشان مدل متفاوتی از آن را اجرا کرده‌اند، اما آنچه پیش از این در ایران با عنوان بانک زمان مطرح بوده است، به ظن من هیچ‌گونه ساختار مشخص، پشتوانه شفاف و تعریف روشن خدمات نداشته است و بیشتر مبتنی بر بخش‌نامه‌ها و پیگیری‌های مقطعی بوده و هر جا به گره می‌خورده، متوقف می‌شده است.

گودرزی مهم‌ترین تفاوت وضعیت فعلی را ورود بانک زمان به متن قانون می‌داند و توضیح می‌دهد: الان در ماده ۳۱ قانون برنامه هفتم توسعه، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی مکلف به راه‌اندازی بانک زمان شده است، متولی اصلی وزارتخانه است و در درون وزارتخانه، سازمان بهزیستی به عنوان نماینده و دستگاه مسئول در این حوزه معرفی شده و برای بهزیستی هم سه نقش مشخص تعریف شده است: صدور مجوز، نظارت و تنظیم‌گری، و همچنین اعتباربخشی و پشتوانه دادن به طرح.

به گفته مدیرکل بهزیستی فارس، در مدل جدید قرار نیست دولت مجری مستقیم همه امور باشد، بلکه وظیفه اصلی دولت تنظیم‌گری، اعتباردهی و تضمین پایداری سازوکار است.

او می‌افزاید: اتفاقاً شاید هیچ اعتبار کلانی برای اصل طرح نیاز نباشد، چون بانک زمان در ایران بر مبنای محله‌محوری طراحی شده و قرار است واگذاری آن به جامعه و خود مردم انجام شود؛ موسسات و نهادهایی در این حوزه ثبت می‌شوند، مجوز می‌گیرند و با رعایت شاخص‌های اخلاقی، حرفه‌ای و اجتماعی فعالیت می‌کنند و بهزیستی و نهادهای تخصصی هم به عنوان پشتوانه در کنار آن‌ها قرار می‌گیرند.

پایلوت فعلاً در تهران؛ فارس در صف اجرای بعدی

یکی از نکات مهم صحبت‌های گودرزی، روشن شدن وضعیت اجرای عملی طرح است که در این زمینه اعلام می‌کند: در حال حاضر اجرای پایلوت فقط در منطقه ۴ تهران آغاز شده است و هنوز هیچ ارزیابی نهایی از موفقیت یا شکست آن در دست نیست.

او خاطرنشان می‌کند: فعلاً بازخورد نهایی از تهران نگرفتیم؛ قرار بر این است که پس از یک منطقه، طرح در ۱۰ منطقه دیگر تهران هم بررسی شود و بعد از آن به یکی از استان‌ها تسری پیدا کند که ما در فارس اعلام آمادگی کرده‌ایم که پس از تهران، این طرح در شیراز اجرا شود.

براساس اظهارات مدیرکل بهزیستی فارس، برخلاف برخی برداشت‌ها، بانک زمان هنوز در شیراز وارد فاز اجرایی نشده است و فارس فعلاً در جایگاه استان داوطلب برای اجرای مرحله بعدی قرار دارد، نه استانی که اجرای قطعی آن آغاز شده باشد.

خدمات چگونه محاسبه می‌شود؟ آیا همه ساعت‌ها برابرند؟

از مهم‌ترین ابهام‌های عمومی درباره بانک زمان، نحوه ارزش‌گذاری خدمات است که آیا یک ساعت تدریس، با یک ساعت مراقبت از سالمند یا نگهداری از کودک برابر است؟ آیا تخصص، سختی کار یا حساسیت خدمت در محاسبه اعتبار زمانی اثر دارد؟

پاسخ‌های گودرزی نشان می‌دهد که در منطق کلی طرح، اصل بر تبادل خدمت و ثبت زمان است، نه قیمت‌گذاری پولی بر خدمات.

او برای توضیح این موضوع مثالی می‌زند: فرض کنید شما معلم ریاضی هستید، می‌روید در بانک زمان یا موسسه مرتبط خودتان را معرفی می‌کنید و می‌گویید من حاضرم در هفته چند ساعت آموزش رایگان بدهم، در مقابل، این زمان برای شما ذخیره می‌شود و بعداً هر زمانی که نیاز به خدمتی داشته باشید، از همان بانک خدمت می‌گیرید؛ لازم هم نیست همان فردی که از شما خدمت گرفته است، به شما خدمت بدهد؛ سیستم بر اساس نیاز شما و ظرفیت موجود، خدمت متقابل را تأمین می‌کند.

 

با این حال، از دل همین پاسخ‌ها هم روشن است که جزئیات دقیق مدل ارزش‌گذاری خدمات هنوز برای افکار عمومی شفاف نشده است و پرسش‌هایی از این دست همچنان باقی است که آیا همه خدمات، صرف‌نظر از دشواری و تخصص، صرفاً بر حسب ساعت سنجیده می‌شوند؟ اگر در یک محله خدمتی که فرد بعداً نیاز دارد اصلاً وجود نداشته باشد، چه خواهد شد؟ آیا دولت صرفاً اعتبار می‌دهد یا در چنین مواقعی وارد تأمین خدمت هم می‌شود؟

 

گودرزی در این‌باره متذکر می‌شود: پشتوانه دولتی دقیقاً برای پاسخ به همین نگرانی در نظر گرفته شده است؛ ممکن است شما خدمتی ارائه دهید، اما خدمتی که بعداً نیاز دارید در همان محله یا همان شبکه وجود نداشته باشد که در اینجا دستگاه‌های تخصصی مثل بهزیستی و سایر نهادهای فنی، پشتوانه این قضیه هستند؛ یعنی اگر خدمت متقابل موجود نباشد، ما به عنوان متولی و پشتیبان طرح تضمین می‌کنیم که آن خدمت برای فرد تأمین شود.

چرا نسخه‌های قبلی با استقبال روبه‌رو نشدند؟

از جمله نقدهای مطرح به بانک زمان در ایران این است که این طرح پیش از این در حوزه سلامت‌محوری، سالمندمحوری و حتی در برهه شیوع بیماری کووید-19 برای کادر درمان هم مطرح شد، اما نتوانست با مشارکت جدی مردم همراه شود؛ چرا باید تصور کرد نسخه محله‌محور آن موفق‌تر خواهد بود؟

مدیرکل بهزیستی فارس پاسخ می‌دهد: بانک زمان اکنون در مرحله آزمون است و اصولاً طرح‌های اجتماع‌محور در آغاز با احتیاط مردم مواجه می‌شوند؛ تمام خدمات اجتماع‌محور زمان می‌برند تا جا بیفتند، مردم باید طرح را بشناسند، به آن اعتماد کنند، شفافیتش را ببینند و زیرساخت‌هایش را باور کنند؛ یکی از دلایل عدم استقبال در گذشته همین نبود شفافیت و زیرساخت بوده است.

او شفافیت، زیرساخت و سامانه قابل اعتماد و پشتوانه رسمی و دولتی را سه رکن ضروری موفقیت این طرح می‌داند و ادامه می‌دهد: الان مردم اگر بدانند پشت این موضوع یک دستگاه دولتی مثل بهزیستی یا مجموعه وزارت تعاون ایستاده است، با فراغ بال بیشتری وارد می‌شوند؛ ممکن است بگویند اگر من خدمت بدهم و بعداً نوبت به دریافت خدمت برسد، چه می‌شود؟ ما اینجا تضمین می‌کنیم که خدمت فرد از بین نمی‌رود.

مدیرکل بهزیستی فارس همچنین از ظرفیت‌های پیشین شبکه‌های داوطلبی در استان سخن می‌گوید و معتقد است که این ظرفیت می‌تواند به موفقیت بانک زمان کمک کند و خاطرنشان می‌کند: در پویش‌های محله‌محور، از جمله پویش سلامت، استان فارس موفق شد ۲۵ هزار داوطلب را در ۱۰ شاخص تخصصی شناسایی کند؛ این یک بانک اطلاعاتی قوی برای شروع کار است و می‌تواند به ما کمک کند تا بانک زمان را در محله‌ها بر بستر ظرفیت‌های واقعی مردم راه‌اندازی کنیم.

مهم‌ترین پرسش بی‌پاسخ: اگر طرح شکست بخورد، تکلیف زمان مردم چه می‌شود؟

شاید مهم‌ترین پرسش افکار عمومی همین باشد که در نظام بانکی معمول، سپرده‌گذار انتظار دارد سرمایه‌اش محفوظ بماند؛ در بانک زمان نیز فرد، «زمان» خود را سرمایه‌گذاری می‌کند، اگر طرح متوقف شود، موسسه منحل شود، یا مدل اجرایی تغییر کند، آیا این اعتبار زمانی از بین می‌رود؟

در گفت‌وگو با مدیرکل بهزیستی فارس، پاسخ کلی بر وجود پشتوانه دولتی استوار است و تأکید می‌کند: چون سازمان بهزیستی و سایر نهادهای زیرمجموعه وزارت تعاون نقش پشتیبان را دارند، نگرانی از تضییع حقوق افراد نباید وجود داشته باشد؛ با این وجود، باید گفت این بخش از طرح هنوز نیازمند تدوین و اعلام عمومی سازوکار حقوقی روشن است.

 

با تمام این توضیحات، افکار عمومی حق دارد بداند که آیا اعتبارات زمانی، قابل انتقال میان شهرها و بانک‌ها هستند؟ اگر یک موسسه تعطیل شود، اعتبار افراد به کدام نهاد منتقل می‌شود؟ آیا بهزیستی ضمانت حقوقی مکتوب برای حفظ این اعتبارات می‌دهد؟ آیا سامانه‌ای یکپارچه و ملی برای ثبت این زمان‌ها ایجاد خواهد شد یا هر موسسه، دفترچه و پایگاه مستقل خود را خواهد داشت؟ و تا زمانی که پاسخ شفاف، رسمی و عمومی به این پرسش‌ها داده نشود، بعید است مردم با اطمینان کامل زمان خود را وارد چنین ساختاری کنند.

از سالمندمحوری تا محله‌محوری؛ تغییری واقعی یا تغییر در روایت؟

بانک زمان در تجربه‌های جهانی، صورت‌های مختلفی داشته است و به گفته گودرزی، ژاپن بیشتر بر سالمندمحوری، انگلیس بر محله‌محوری، آمریکا بر سلامت‌محوری و اسپانیا بر شهرمحوری تکیه کرده است و در ایران، به نظر می‌رسد نسخه جدید می‌خواهد از تمرکز صرف بر سالمندان فاصله بگیرد و آن را به یک سازوکار اجتماعی گسترده‌تر در سطح محله تبدیل کند.

 

این تغییر اگر واقعی و نه صرفاً تبلیغاتی باشد، می‌تواند مزیت مهمی داشته باشد، چون مشارکت اجتماعی وقتی پایدار می‌شود که یک طرح فقط برای «گروه‌های خاص» تعریف نشود، به نیازهای متنوع روزمره مردم پاسخ دهد، حس یک‌طرفه بودن نداشته باشد و افراد را تنها در جایگاه خدمت‌دهنده یا خدمت‌گیرنده ثابت قرار ندهد.

اگر بانک زمان صرفاً به پروژه‌ای برای سالمندان یا گروه‌های خاص تقلیل یابد، احتمالاً دوباره با همان محدودیت‌های گذشته روبه‌رو خواهد شد، اما اگر بتواند آموزش، مراقبت، مشاوره، همراهی، توانبخشی، مهارت‌آموزی، خدمات کوچک روزمره و انواع دیگر همیاری را در یک شبکه محله‌ای منظم سامان دهد، شاید بتوان برای آن شانس بیشتری قائل شد.

امید اجتماعی به شرط شفافیت اجرایی

بانک زمان، در ذات خود، ایده‌ای جذاب و حتی ضروری برای جامعه امروز ایران است؛ جامعه‌ای که از یک سو با فرسایش سرمایه اجتماعی مواجه است و از سوی دیگر، با انبوهی از نیازهای پاسخ‌نگرفته در حوزه سالمندی، معلولیت، تنهایی، مراقبت و همیاری روزمره روبه‌روست؛ این طرح اگر درست طراحی و اجرا شود، می‌تواند میان «خدمت»، «اعتماد» و «مشارکت» پلی واقعی بزند.

اما هم‌زمان، حافظه اجرایی و رسانه‌ای کشور نشان می‌دهد که ایده خوب، بدون ساختار شفاف، تضمین حقوق مردم، پاسخ‌گویی درباره بودجه‌ها و مدل عملیاتی روشن، به سرعت به بی‌اعتمادی عمومی منتهی می‌شود.

البته اظهارات مدیرکل بهزیستی فارس چند نکته امیدوارکننده را روشن می‌کند: بانک زمان اکنون پشتوانه قانونی پیدا کرده است، بهزیستی نقش تنظیم‌گر و اعتباربخش را دارد، اجرای سراسری هنوز آغاز نشده و طرح در مرحله آزمایشی است، قرار است مدل محله‌محور جایگزین نسخه‌های پراکنده و بی‌ساختار قبلی شود و دولت وعده داده است که در صورت خلأ خدمت متقابل، پشتوانه تأمین باشد.

اگرچه این طرح فعلا فقط در منطقه 4 تهران در حال اجرا است اما باتوجه به آمادگی شیراز باید دید که در صورت اجرایی شدن در شهر شیراز، محل اجرای آن کدام محله یا محلات شیراز هستند؟ سامانه عضویت دقیقاً چگونه خواهد بود؟ مدل ارزش‌گذاری خدمات چیست؟ سازوکار حفظ اعتبار زمانی مردم در صورت توقف طرح چگونه تعریف می‌شود؟ و مهم‌تر از همه، آیا تجربه‌های قبلی به شکل رسمی آسیب‌شناسی شده‌اند یا نه؟

بانک زمان اگر قرار است این بار از سطح شعار و بنر و تبلیغ عبور کند، باید پیش از هر چیز به این پرسش‌ها پاسخ دهد؛ در غیر این صورت، خطر آن وجود دارد که دوباره ایده‌ای ارزشمند، قربانی تکرار همان مسیرهای مبهم و ناتمام شود.

true
true
خواب  بی تعبیر بانک ورشکسته «زمان»  برای فارس 
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

false