×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

خبر فوری

true
true
true
نمایش «وی‌لا»؛ حبس ابد در قفس کلیشه‌ها

به گزارش شهرمردم،  نمایش «وی‌لا» به کارگردانی سیروس همتی، تلاشی نافرجام برای برپایی یک کمدی تراژدی اجتماعی است که در میانه ادای سینمای فرهادی و فرم‌های تاریخ مصرف گذشته تئاتر مدرسه‌ای دست‌ و پا می‌زند.

همتی با چیدن ویترینی از مفاهیم دهان‌پرکن مثل نقد اقتصاد دلاری و سینمای ضد جنگ، عملاً اثری خلق کرده که نه تنها در لایه‌های معنایی نفوذ نمی‌کند، بلکه با پناه بردن به شوخی‌های زرد، شأن تالار چهارسو را تقلیل می‌دهد.

ساختار «وی‌لا» در نگاه نخست، تلاشی است برای بازآفرینی اتمسفر جمع‌های دوستانه در یک فضای بسته؛ الگویی که سینمای ایران سال‌هاست تحت تأثیر درباره الی درگیر آن است. اما در این نمایش، حضور شخصیت‌ها در ویلا نه به خلق تعلیق منجر می‌شود و نه بحران هویت ایجاد می‌کند. اگر در آثار فرهادی، پنهان‌کاری محرک درام است، در وی‌لا پنهان‌کاری دلار و سکه در یک بالش، تنها بهانه‌ای است برای شنیدن جک‌های تلگرامی. نمایش به جای ساختن روابط ارگانیک میان شخصیت‌ها، صرفاً آن‌ها را در یک لوکیشن حبس کرده تا بدون هیچ منطق روایی، زمان نمایش را با دیالوگ‌های بیهوده پُر کنند.

پانتومیم و بازی‌های تکراری؛ فرم در خدمت هیچ

در بخشی از نمایش، شاهد اجرای پانتومیم توسط کاراکترها هستیم؛ تمهیدی که به نظر می‌رسد برای فرار از خلأ متن و تزریق کاذب روح تئاتریکال به اثر اضافه شده است. اما پرسش اصلی مخاطب اینجاست: «خب که چی؟». این لحظات نه تنها باری از دوش روایت برنمی‌دارند، بلکه مانیفست ملال اثر را تکمیل می‌کنند. وقتی کارگردان حرفی برای گفتن ندارد، پانتومیم و بازی‌های گروهی به جای آنکه ابزاری برای شناخت شخصیت‌ها باشند، به زنگ تفریح‌های کشداری تبدیل می‌شوند که تنها کارکردشان، به تأخیر انداختن پایان نمایشی است که خیلی زودتر از رسیدن به انتها، در ذهن مخاطب تمام شده است.

کاریکاتور شخصیت‌ها؛ از همسر پزشک تا بازیگر سرگردان

شخصیت‌پردازی در وی‌لا در حد تیپ‌های سطحی باقی مانده است. حضور همسر پزشک یا مرد بازیگر تئاتر هیچ کارکرد دراماتیک یا نقد طبقاتی هوشمندانه‌ای ایجاد نمی‌کند. این کاراکترها صرفاً عابران صحنه هستند که قرار است نماینده اقشاری از جامعه باشند، اما به دلیل فقدان زیرمتن، به کاریکاتورهایی بدل شده‌اند که بازی‌های غلوآمیز و فریادهای بی‌دلیلشان، آزاردهنده است. بازیگر درون نمایش که لابد قرار بود نماینده دغدغه‌های هنری باشد، خود به قربانی متنی تبدیل شده که هنری در آن یافت نمی‌شود؛ پارادوکسی تلخ که نشان‌دهنده ضعف مفرط در مهندسی شخصیت‌هاست.

نمایش «وی‌لا»؛ حبس ابد در قفس کلیشه‌ها

ذبح مفاهیم ارزشی در مسلخ شعارزدگی

سیروس همتی مدعی نگاه گروتسک به مقوله جنگ است، اما آنچه روی صحنه می‌بینیم، استفاده ابزاری و شعارزده از مفاهیم انسانی است. انتقال پیام اخلاقی از طریق کارگری که بالش ثروت را پس می‌دهد، به قدری مستقیم و گل‌درشت است که هرگونه زیبایی‌شناسی هنری را نابود می‌کند. این نمایش به جای آنکه با زبان هنر به نقد حرص و طمع دلاری بپردازد، مانند یک برنامه تلویزیونی آموزشی، بیانیه‌های اخلاقی صادر می‌کند. تلفیق این شعارهای سنگین با شوخی‌های کمدی‌های آخر شبی، تضاد معنایی ایجاد نمی‌کند.

فرجام ملال؛ آزمون صبر در چهارسو

«وی‌لا» بیش از آنکه یک نمایش باشد، آزمونی برای سنجش آستانه تحمل تماشاگر است. کارگردان در ابتدایی‌ترین وظیفه‌اش که همان سرگرم کردن هوشمندانه است، شکست خورده است. خروج از سالن با ذهنی خالی و روانی خسته، تنها دستاورد تماشای ویلایی است که از ابتدا روی آب بنا شده بود. وی‌لا تجربه‌ای است که ثابت می‌کند با جک‌خوانی و تقلید ناقص از سینما، نمی‌توان تئاتر ساخت.

*منتقد سینما و تئاتر

عکاس: سارا ثقفی

 

true
true
نمایش «وی‌لا»؛ حبس ابد در قفس کلیشه‌ها
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

true