عبدالغفور مصطفایی – خبرنگار شهر مردم، در روزهایی که تصویر آتشگرفتن پرچم ایران در فضای مجازی دستبهدست میشود، مسئله صرفاً یک رفتار هیجانی یا یک واکنش مقطعی نیست؛ مسئله، نسبت ما با ایران است. حتی بسیاری از منتقدان وضعیت موجود نیز با دیدن چنین صحنههایی، احساس تلخی میکنند؛ چراکه میدانند آنچه میسوزد، تنها یک تکه پارچه نیست، بلکه نشانهای از هویت تاریخی، حافظه جمعی و انسجام ملی است.
در همین زمینه، معاون فرهنگی، آموزشی و پژوهشی ادارهکل تبلیغات اسلامی استان فارس در گفتوگو با «شهر مردم»، با تأکید بر تمایز میان حق اعتراض و مرزهای تخریب، تصریح کرد: اعتراض، حقی شناختهشده در هر جامعه زنده است و مطالبهگری اگر در چارچوب عقلانیت و قانون صورت گیرد، میتواند موتور اصلاح و پیشرفت باشد؛ اما تاریخ نشان داده است که هر اعتراض الزاماً به اصلاح منتهی نمیشود. شیوه اعتراض، گاه از خودِ مطالبه مهمتر است.
پرچم؛ نماد پیوستگی تاریخی یک ملت
حجتالاسلام احسان قاسمی با اشاره به جایگاه نمادهای ملی افزود: پرچم ایران، پیش و پس از انقلاب اسلامی ایران، نماد پیوستگی یک ملت بوده است. این سهرنگ که ریشه در حافظه تاریخی ایرانیان دارد، پس از انقلاب با نشان «الله» و شعار «اللهاکبر»، هویت اسلامی ـ انقلابی خود را تثبیت کرد و به نشانهای از وحدت و استمرار تاریخی تبدیل شد.
وی ادامه داد: این نماد، یادآور روزهای سخت دفاع، ایستادگی در برابر فشارهای بیرونی و مقاومت در بزنگاههای تاریخی است و تعرض به آن، صرفنظر از انگیزه فردی، در افکار عمومی بهعنوان تعرض به کلیت کشور فهم میشود؛ زیرا پرچم، عصاره یک تاریخ مشترک است و در هر جامعهای، نمادهای ملی جایگاهی فراتر از اختلافات سیاسی دارند و بهمثابه چتری مشترک عمل میکنند که گرایشهای متنوع فکری را در خود جای میدهد؛ از این منظر، نقد عملکردها با تعرض به نمادها تفاوت ماهوی دارد.
معاون فرهنگی، آموزشی و پژوهشی ادارهکل تبلیغات اسلامی فارس با طرح یک پرسش کلیدی که آیا تخریب نماد ملی، راهی برای شنیدهشدن مطالبه است یا آنکه اصل مطالبه را به حاشیه میبرد و زمینه سوءبرداشت و سوءاستفاده را فراهم میکند، بیان کرد: تجربههای اجتماعی نشان دادهاند رفتارهای هیجانی، بیش از آنکه سازوکار اصلاح را فعال کنند، فضا را دوقطبی و گفتوگو را دشوار میسازند و در چنین شرایطی، تمرکز افکار عمومی از اصل مطالبه به حاشیههای پرتنش معطوف میشود و فرصت اقناع و اصلاح کاهش مییابد. اعتراض زمانی کارآمد است که بتواند افکار عمومی را همراه سازد و ظرفیت گفتوگو را افزایش دهد؛ هر اقدامی که این ظرفیت را تضعیف کند، عملاً به زیان همان مطالبهای تمام میشود که قرار بوده تقویت شود.
قاسمی تأکید کرد: بیتوجهی به ریشههای نارضایتی نیز خطاست و هرجا احساس بیعدالتی یا بیپاسخی شکل بگیرد، زمینه ناآرامی فراهم میشود و تقویت سازوکارهای پاسخگویی، شنیدن صادقانه مطالبات و گشودن مسیرهای قانونی برای بیان نقد، ضرورتی انکارناپذیر است.
وی افزود: اما این ضرورت، مجوز عبور از مرزهای هویت ملی و امنیت عمومی نیست. اصلاح، نیازمند عقلانیت دوطرفه است؛ هم مسئولان باید گوش شنوا داشته باشند و هم منتقدان، شیوهای برگزینند که به انسجام ملی لطمه نزند. جامعهای که در آن مسیرهای قانونی و مدنی برای طرح انتقاد فعال باشد، کمتر شاهد بروز رفتارهای رادیکال و هیجانی خواهد بود و در چنین فضایی، گفتوگو جایگزین تقابل میشود و سرمایه اجتماعی تقویت خواهد شد.
تصویرها در جهان امروز، فراتر از نیتها معنا میشوند
معاون فرهنگی، آموزشی و پژوهشی ادارهکل تبلیغات اسلامی فارس با اشاره به شرایط رسانهای جهان امروز گفت: در عصر ارتباطات، تصویرها در چند ساعت به ابزار تحلیلهای بینالمللی تبدیل میشوند. هر حرکت نمادین میتواند پیامدهایی فراتر از نیت اولیه داشته باشد و صحنهای که شاید برای فردی تخلیه خشم باشد، در سطحی گستردهتر نشانه شکاف ملی تعبیر میشود و خوراک تبلیغاتی برای دشمنان و بدخواهان کشور فراهم میکند؛ بنابراین مسئولیت اجتماعی افراد در چنین شرایطی سنگینتر از گذشته است و کنشهای اعتراضی، علاوه بر پیام داخلی، حامل پیام خارجی نیز هستند و نمیتوان از تأثیرات بینالمللی آنها غافل شد.
اعتراض مسئولانه؛ جمع میان نقد و وفاداری
قاسمی خاطرنشان کرد: میتوان منتقد بود و در عین حال، به ریشههای مشترک وفادار ماند و خواهان اصلاح بود و همزمان پاسدار انسجام ملی و اتحاد مقدس باقی ماند. مطالبهگری و مسئولیتپذیری دوگانهای متعارض نیستند، بلکه مکمل یکدیگرند. مرز اعتراض و تخریب، مرز میان اصلاح مسئولانه و تضعیف سرمایه ملی است. جامعهای که سرمایه انسجام خود را از دست بدهد، حتی برای اصلاح نیز با هزینههای سنگینتری روبهرو خواهد شد و سرمایه اجتماعی و انسجام ملی، بستر هرگونه تحول مثبت است و بدون آن، اصلاحات پایدار دشوار خواهد بود.
در پایان، معاون فرهنگی، آموزشی و پژوهشی ادارهکل تبلیغات اسلامی استان فارس با تأکید بر جایگاه تاریخی و معنوی کشور گفت: ایران صرفاً یک جغرافیا نیست؛ بلکه حاصل خونها، مجاهدتها و ایمان مردمی است که در بزنگاههای تاریخی پای کشورشان ایستادهاند. خانه را میتوان اصلاح کرد، اما سست کردن ستونهایش، راه آبادانی نیست.





