عبدالغفور مصطفایی ـ شهر مردم
با بازگشایی مدارس و آغاز سال تحصیلی، بار دیگر نگاهها به نقش مدرسه در آموزش و تربیت کودکان و نوجوانان معطوف شده است؛ کودکانی که در کنار فرصتهای آموزشی، در معرض مجموعهای از آسیبهای اجتماعی همچون فقر، خشونت، ترک تحصیل، کار اجباری، مشکلات خانوادگی و رفتارهای پرخطر قرار دارند، در چنین شرایطی، مدرسه تنها محل آموزش کتابهای درسی نیست، بلکه میتواند یکی از مهمترین پایگاههای شناسایی، پیشگیری و کاهش آسیبهای اجتماعی باشد.
صدای خنده و بازی، حق طبیعی هر کودک است؛ اما برای برخی کودکان و نوجوانان، این صدا زیر سایه مشکلات اجتماعی و اقتصادی کمرنگ شده است. کارشناسان اجتماعی معتقدند که کودکان مسئول شرایطی که در آن متولد میشوند و رشد میکنند، نیستند و هرگونه بیتوجهی خانواده، مدرسه و جامعه میتواند زمینه قرار گرفتن آنان در معرض آسیبهای مختلف را افزایش دهد.
از همین رو، پیشگیری از آسیبهای اجتماعی کودکان و نوجوانان نیازمند نگاه جامع و همکاری میان خانواده، آموزش و پرورش، نهادهای اجتماعی و فرهنگی و رسانههاست؛ موضوعی که باید در سیاستگذاریهای فرهنگی، آموزشی و اجتماعی بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد.
خانواده؛ نخستین سنگر پیشگیری
خانواده نخستین محیطی است که کودک در آن مهارتهای زندگی و الگوهای رفتاری را میآموزد؛ کیفیت ارتباط والدین با فرزندان، میزان محبت و حمایت عاطفی، گفتوگو، نظارت و آموزش مهارتهای فرزندپروری میتواند در شکلگیری شخصیت و رفتار اجتماعی کودکان نقش مهمی داشته باشد.
وجود اختلافات خانوادگی، بیتوجهی عاطفی، خشونت و نبود نظارت کافی، از جمله عواملی است که میتواند شرایط آسیبپذیری کودکان را افزایش دهد؛ بنابراین تقویت بنیان خانواده و آموزش والدین برای مواجهه صحیح با مسائل دوران کودکی و نوجوانی، یکی از پایههای اصلی پیشگیری به شمار میرود.
مدرسه؛ فراتر از آموزش کتابهای درسی
با بازگشایی مدارس، میلیونها دانشآموز بار دیگر بخش مهمی از روز خود را در محیط مدرسه سپری میکنند. مدرسه از این منظر، تنها محل انتقال دانش نیست، بلکه محیطی برای پرورش مهارتهای اجتماعی و شخصیتی دانشآموزان نیز محسوب میشود.
آموزش مهارتهای زندگی، مسئولیتپذیری، قانونمداری، احترام به دیگران، کنترل خشم و هیجان، حل مسئله و نحوه مواجهه با فشار همسالان میتواند در کاهش رفتارهای پرخطر مؤثر باشد؛ از سوی دیگر، شناسایی زودهنگام دانشآموزانی که با مشکلات خانوادگی، اقتصادی یا اجتماعی مواجه هستند و فراهم کردن دسترسی آنان به خدمات مشاورهای، میتواند از عمیقتر شدن آسیبها جلوگیری کند.
فقر و نابرابری؛ فشار مضاعف بر کودکان
مشکلات اقتصادی خانوادهها نیز از عواملی است که میتواند بر وضعیت تحصیلی و اجتماعی کودکان اثرگذار باشد؛ کاهش درآمد، بیکاری، ناتوانی در تأمین هزینههای تحصیل و زندگی و در برخی موارد ورود کودکان به بازار کار، بخشی از پیامدهایی است که خانوادههای کمبرخوردار ممکن است با آن مواجه شوند.
حمایت اقتصادی و اجتماعی از این خانوادهها، جلوگیری از ترک تحصیل و فراهم کردن فرصت برابر آموزشی برای دانشآموزان، از اقداماتی است که میتواند از گسترش چرخه آسیب جلوگیری کند.
فضای مجازی؛ فرصت یا تهدید؟
گسترش استفاده کودکان و نوجوانان از اینترنت و شبکههای اجتماعی، بخش دیگری از معادله آسیبهای اجتماعی را شکل داده است؛ فضای مجازی در کنار فرصتهای آموزشی و ارتباطی، در صورت استفاده نادرست میتواند کودکان را در معرض محتوای نامناسب، ارتباطات ناسالم و برخی رفتارهای پرخطر قرار دهد.
در این میان، آموزش سواد رسانهای به والدین و فرزندان اهمیت ویژهای دارد. خانوادهها باید ضمن آگاهی از شیوه استفاده فرزندان از فضای مجازی، به جای برخورد صرفاً سلبی، گفتوگو و آموزش را در اولویت قرار دهند.
پیشگیری؛ هزینه نیست، سرمایهگذاری است
پیشگیری از آسیبهای اجتماعی در دوران کودکی، به مراتب مؤثرتر از مواجهه با پیامدهای آسیب در بزرگسالی است. تقویت خدمات مشاورهای، توسعه مراکز فرهنگی، هنری و ورزشی، حمایت از دانشآموزان در معرض آسیب و ایجاد محیطهای امن برای حضور کودکان و نوجوانان میتواند بخشی از این رویکرد پیشگیرانه باشد.
در این مسیر، شناسایی دانشآموزان در معرض خطر و مداخله بهموقع نیز اهمیت زیادی دارد؛ زیرا بسیاری از آسیبهای اجتماعی در صورت شناسایی و حمایت بهموقع، قابل کنترل و پیشگیری هستند.
رسانهها؛ صدای کودکان و پل ارتباطی جامعه
رسانهها نیز در این میان مسئولیتی مهم بر عهده دارند؛ پرداختن حرفهای به آسیبهای اجتماعی، انتشار گزارشهای میدانی، گفتوگو با کارشناسان، انعکاس مشکلات خانوادهها و مطالبهگری مسئولانه از دستگاههای متولی، میتواند به افزایش حساسیت جامعه نسبت به این مسائل کمک کند.
اطلاعرسانی صحیح و پرهیز از بزرگنمایی یا عادیسازی آسیبها، زمینه را برای افزایش آگاهی خانوادهها و تصمیمگیری دقیقتر مسئولان فراهم میکند.
مسئولان چه باید بکنند؟
کاهش آسیبهای اجتماعی کودکان و نوجوانان نیازمند مجموعهای از اقدامات هماهنگ است؛ از تقویت بنیان خانواده و آموزش مهارتهای فرزندپروری گرفته تا افزایش خدمات مشاورهای در مدارس و محلهها.
جلوگیری از ترک تحصیل، حمایت از دانشآموزان در معرض آسیب، توسعه مراکز فرهنگی، هنری و ورزشی، حمایت اقتصادی و اجتماعی از خانوادههای کمبرخوردار و ارتقای سواد رسانهای والدین و فرزندان، از جمله اقداماتی است که میتواند در این زمینه مورد توجه قرار گیرد.
زنگ مدرسه؛ زنگ توجه به آینده کودکان
بازگشایی مدارس تنها آغاز یک سال تحصیلی جدید نیست؛ فرصتی است برای بازنگری در مسئولیتی که جامعه در قبال کودکان و نوجوانان بر عهده دارد. هر کودک، سرمایهای برای آینده کشور است و بیتوجهی به مشکلات او میتواند هزینههایی سنگین برای خانواده و جامعه به همراه داشته باشد.
کاهش آسیبهای اجتماعی کودکان، مسئولیت یک دستگاه یا نهاد خاص نیست. خانواده، مدرسه، نهادهای فرهنگی و اجتماعی، رسانهها و مسئولان، هر یک بخشی از این مسئولیت را بر عهده دارند.
اگر قرار است کودکان امروز سازندگان جامعه فردا باشند، باید از همین امروز برای امنیت، آموزش، سلامت روان، نشاط و آینده آنان سرمایهگذاری کرد؛ چرا که زنگ مدرسه فقط برای آغاز درس به صدا درنمیآید، بلکه میتواند زنگ توجه جدی جامعه به آینده کودکان نیز باشد.



