زهرا وصالی – خبرنگار شهرمردم، چند روز پیش رئیس جمهور مسعود پزشکیان در سخنانی هشدار داد که ایران روزانه میلیونها دلار گاز فلر را میسوزاند؛ گازی که میتوانست به برق، خوراک پتروشیمی یا درآمد ارزی تبدیل شود. او گفت برای هر میلیون مترمکعب گاز همراه نفت که در مشعلها میسوزد، حدود ۳۳۰ هزار دلار خسارت وارد میشود. این جمله ساده اما تکاندهنده، بار دیگر توجهها را به یکی از قدیمیترین چالشهای صنعت نفت و گاز کشور جلب کرد: فلرینگ.
فلر همان شعلههای بزرگی است که در آسمان پالایشگاهها و میادین نفتی دیده میشود. کارکرد اصلی آن ایمنی است؛ وقتی فشار در مخازن بالا میرود یا واحدی دچار مشکل میشود، گاز اضافی به فلر هدایت و سوزانده میشود تا خطر انفجار از بین برود. اما در ایران، نبود زیرساختهای جمعآوری و فرآورش، ترکیب نامناسب گاز همراه و ضعف قوانین الزامآور باعث شده فلرینگ از یک اقدام اضطراری به یک رویه روزمره تبدیل شود.
به زبان ساده: فلرها هم سوپاپ ایمنی هستند و هم شعلههای اتلاف سرمایه ملی.
وضعیت ایران؛ اتلافی به بزرگی یک صنعت
برآوردها نشان میدهد ایران روزانه حدود ۵۰ میلیون مترمکعب گاز فلر میسوزاند. این معادل ۱۶ تا ۱۷ میلیون دلار در روز یا نزدیک به ۶ میلیارد دلار در سال است.
این در حالی است که صنایع کشور با کمبود گاز روبهرو هستند، هر زمستان محدودیت مصرف خانگی و صنعتی خبرساز میشود و پتروشیمیها از کمبود خوراک گلایه دارند. تناقض آشکار اینجاست: گاز میسوزد، در حالی که کشور به آن نیاز دارد.
تجارب جهانی؛ فلرینگ یک انتخاب مدیریتی است
کشورهای مختلف نشان دادهاند که فلرینگ قابل کنترل است:
– نروژ با ممنوعیت کامل فلرینگ روتین و وضع مالیات سنگین بر انتشار CO₂ توانسته تقریباً به صفر برسد.
– برزیل با جریمههای سنگین و الزام شرکتها به استفاده از گاز همراه، روند فلرینگ را معکوس کرده است.
– آمریکا شرکتهای نفتی را مجبور کرده پیش از تولید نفت، برنامه جمعآوری گاز ارائه دهند.
– قطر با سرمایهگذاری عظیم، گازهای همراه را به خوراک LNG و پتروشیمی تبدیل کرده و از آن درآمد ارزی پایدار ساخته است.
این کشورها نشان دادهاند که فلرینگ یک «سرنوشت محتوم» نیست؛ یک انتخاب مدیریتی است.
مزایا و دستاوردهای اقدام
جمعآوری فلرها میتواند ایران را در چند محور متحول کند:
– اقتصاد:سالانه میلیاردها دلار درآمد ارزی تازه.
– انرژی:تأمین گاز زمستانی، خوراک صنایع و کاهش خاموشیها.
– محیطزیست:کاهش انتشار متان و دیاکسیدکربن، بهبود سلامت مردم مناطق نفتخیز.
– صنعت:توسعه واحدهای پتروشیمی، نیروگاههای کوچک و صنایع پاییندستی.
– اجتماع: ایجاد هزاران شغل مستقیم و غیرمستقیم در مناطق نفتخیز.
– اعتبار بینالمللی: خروج از فهرست بزرگترین فلرکنندگان جهان و ارتقای جایگاه ایران در گزارشهای جهانی.
البته مسیر آسان نیست. جمعآوری فلر نیازمند سرمایهگذاری سنگین در خطوط لوله و واحدهای فرآورش است. پراکندگی جغرافیایی میادین و ترکیب متفاوت گازها کار را پیچیدهتر میکند. نبود قوانین الزامآور و جریمههای مؤثر، محدودیتهای مالی و تحریمها نیز مانع جدیاند. اما تجربه جهانی نشان میدهد که این چالشها قابل مدیریتاند، اگر اراده سیاسی و برنامه ملی وجود داشته باشد.
در پایان باید گفت که فلرها فقط شعلههای آسمان نفتی نیستند؛ نماد اتلاف سرمایه ملی و آلودگی محیطزیستاند. سخنان رئیسجمهور نشان میدهد که موضوع از سطح شعار عبور کرده و به یک مطالبه اجرایی تبدیل شده است. اگر ایران بتواند با یک برنامه ملی، قوانین الزامآور و سرمایهگذاری هدفمند، فلرها را جمعآوری کند:
– اقتصاد انرژی متحول میشود،
– محیطزیست نفس تازه میکشد،
– صنایع پاییندستی رونق میگیرند،
– و ایران از جایگاه یکی از بزرگترین فلرکنندگان جهان خارج خواهد شد.
در واقع فلرها پولی هستند که هر روز در آسمان میسوزند؛ اگر جمعشان کنیم، میتوانند موتور توسعه پایدار کشور باشند. باشد که این هشدارها در حد کلمات نماند؛ به عمل درآید، تا شعلههای فلر نه نشانه اتلاف، که آغازگر روشنایی توسعه پایدار ایران باشند.
بسنده می کنم به این شعر :
«فرصت شمار صحبت، کاین دلستان عزیز
چون رفت، صد هزار چو او در نظر نیاید»





