×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

خبر فوری

true
true
true
فجرسپاسی؛ اسیر در گردابِ خودخواسته

مسعود محجوبی – خبرنگار شهرمردم، تیم فجر شهید سپاسی شیراز که به‌عنوان تیمی کم‌حاشیه، زبانزد فوتبال‌دوستان ایرانی بوده و همواره توجه به اصول اخلاقی را سرلوحه امور خود قرار داده، مدتی است که با دست خودش حاشیه تولید می‌کند و متأسفانه دود این حواشی، ابتدا به چشمان خودش می‌رود.«من مربی گرانی هستم و احتمالاً سال آینده در این تیم نخواهم بود»؛ شاید این جمله ناشیانه «پیروز قربانی»، آغازگر تمام حواشی ایجادشده اطراف باشگاه فجر شهید سپاسی بود؛ البته سرمربی جوان فجری‌ها پیش از این نیز پالس‌هایی برای خبرنگاران (شما بخوانید مدیران تیم) فرستاده بود که شاید سال آینده در تیمی متمول کار کنم.

بیان این جملات که مشابه آن را از هیچ سرمربی دیگری نه دیده و نه شنیده بودیم، بیش از هر چیز نشان از کم‌تجربگیِ پیروز است، «اظهر من‌الشمس» است که بازیکن ایرانی اگر بداند مربی‌اش پای ماندن ندارد، دیگر یا مثل سابق دل به کار نمی‌دهد و یا با استرس ناشی از آینده‌ای مبهم به کار ادامه خواهد داد، که نمونه بارزش را می‌توان در دست‌پاچگیِ مدافعان فجر در دفع ساده‌ترین توپ‌ها و یا مصاحبه بازیکنان باتجربه این تیم مثل مسعود ریگی و محمود مطلق‌زاده با اهالی رسانه دید.

فقط حاشیه‌های ایجادشده در این مسابقه، برای کل فصل یک تیم کافی است.

تعدادی از این حاشیه‌ها را مرور کنیم:

«قبل از شروع» 

ابتدا روز قبل از مسابقه و کنفرانس خبریِ سرمربی تیم؛ «این را برای اولین بار می‌گویم و شاید اعضای هیئت‌مدیره این حرفم را به‌عنوان هشدار تلقی کنند؛ از لحاظ انگیزه‌بخشی تیم ما بسیار مشکل دارد. در تعهدی که باشگاه به بازیکن تزریق می‌کند ما مشکل پیدا کردیم. بازیکنان ما تا الان نجابت به خرج داده‌اند، ولی به نظرم باشگاه باید خواسته‌های به‌حق بازیکنان را به بهترین شکل ممکن برآورده کند، الان واقعیت این است که باشگاه از بازیکنان عقب است. امیدوارم هیئت‌مدیره شرایط تیم را درک کند؛ تیمی که تا به اینجای کار به‌عنوان یک تیم تازه‌وارد به لیگ برتر بسیار خوب نتیجه گرفته، الان باید خدماتی در حد لیگ برتر به این بازیکنان داده شود، پارسال چنین مشکلی نداشتیم و همه‌چیز خوب انجام شد، اما الان متأسفانه هرچه زمان می‌گذرد این شکاف بیشتر می‌شود.»

در جهان، کدام مربی را سراغ دارید که کمتر از ۲۴ ساعت مانده تا شروع یک رقابت حساس، این‌چنین برای تیمش حاشیه ایجاد کند؟

«حین مسابقه»

از ابتدای فصل مشخص بود که رقابت استقلال خوزستان و فجرسپاسی شیراز آبستن حوادث احتمالی خواهد بود؛ چراکه دو تن از کاپیتان‌های آبی‌پوشان اهواز با دلخوری از این تیم جدا شده و راهی دیار حافظ و سعدی شدند.

گل مطلق‌زاده در مسابقه رفت و شادی بیش از اندازه و غیرمعمول این بازیکن، آتش اختلافات را شعله‌ور کرد. بازیکنان و کادرفنی استقلال چنان کینه‌ای از این حرکت کاپیتان سابق‌شان به دل گرفتند که حتی جبران آن گل و پیروزی در شیراز و رقص و پایکوبی مقابل چشمان متعجب مطلق‌زاده و هِلیچی نیز آن‌ها را راضی نکرد؛ به‌طوری‌که پس از سوت پایان مسابقه برگشت، حسین کعبی، کمک‌مربی جنجالی آبی‌ها، رو به مطلق‌زاده می‌گوید: «حالا خوشحالی کن».

«توانایی پذیرش شکست»

اما بی‌حرمتی سرمربی فجر به همتای معمولاً آرام خود در تیم مقابل، جنجال اصلی را رقم زد؛ جایی که سرمربی شکست‌خورده به سمت سرمربی تیم حریف می‌رود، با او دست می‌دهد، اما به‌جای گفتن تبریک، با به‌کار بردن جمله سطح پایینی مثل «بازی‌تان در سطح محلات است»، امیر خلیفه‌اصلِ کم‌حاشیه را نیز عصبانی کرده و جنجال بزرگی را رقم می‌زند که پای بازیکنان هم به این درگیری باز می‌شود.

«پس از مسابقه»

بازیکنان و مربیان بزرگ دنیا پس از سوت پایان مسابقه، ولو اینکه بسیار هم پُرتنش دنبال شده باشد، با حریف خود دست داده و اتفاقات مسابقه را همان لحظه به دست تاریخ می‌سپارند تا با ذهنی آرام مهیای مسابقه بعد شوند. اینجا اما رفتارها چندان حرفه‌ای نیست.

«با یک نفر در آن تیم مشکل دارم»

به این صحبت محمود مطلق‌زاده به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترهای تیم پس از اتمام مسابقه دقت کنید: «مگر می‌شود به تیم شهرم فکر نکنم؟ من با مجموعه استقلال خوزستان و بچه‌ها هیچ مشکل خاصی ندارم. مشکل من با یک شخص بود که خدا را شکر دارند کم‌کم از مجموعه دورش می‌کنند، مردم خوزستان می‌دانند که منظور من چه کسی است. آن شخص هرچه از باشگاه استقلال خوزستان دورتر می‌شود، شرایط چه از لحاظ مالی و نتیجه‌گیری و چه از لحاظ شخصیتی در حال بهتر شدن است.»

یا مصاحبه پیروز قربانی در کنفرانس خبری پس از مسابقه: «نمی‌خواهم برد حریف را لوث کنم، ولی این همه حرف! این توان از حرف زدن را داخل بازی بگذارند بهتر نتیجه می‌گیرند، نظر من این است. منتها خیلی حرف بود از همان دقیقه یک و از سکو تا نیمکت؛ مدام حرف، حرف. من این روش را نمی‌پسندم و به ایشان هم گفتم. حالا می‌خواهد ناراحت بشود یا نشود، مشکل خودش است. این نوع برخوردها را در شأن لیگ برتر ندیدم. شاید هم در فوتبال ایران این‌طور نتیجه می‌گیرند، نمی‌دانم. من نه توان این را دارم که از دقیقه یک حرف بزنم و نه چیزی دیگر. سعی می‌کنم از دقیقه یک روی کار تیم خودم تمرکز کنم. همین را به ایشان گفتم. می‌خواهد ناراحت بشود یا نشود، مشکل خودش است؛ برایم مهم نیست.»

«لطفاً با کلمات بازی نکنید»

حسین کعبی، دستیار خلیفه‌اصل نیز که معمولاً از هیچ فرصتی برای دیده شدن نمی‌گذرد، در مقام پاسخ‌گویی برآمد و این‌چنین بی‌محابا به سرمربی فجرسپاسی حمله کرد: «ما نیم‌فصل اول هم فجر را شکست دادیم و سرمربی آن‌ها مدعی شده بود که ما را دست‌کم گرفته‌اند، در حالی که سرمربی ما همیشه بعد از بازی از تیم حریف تمجید می‌کند. بعد از این بازی هم سرمربی آن‌ها با ادبیاتی بسیار بد با آقای خلیفه‌اصل صحبت کرد و حتی گفت که ما یک تیم محلی هستیم. ورزشگاه خالی بود و بعد از بازی همه صداها به‌وضوح شنیده شد. مشخص بود کدام تیم چه رفتاری کرد و بازیکنان کدام تیم سمت نیمکت حریف رفتند و کری خواندند. بعد سرمربی تیم فجرسپاسی از ادب می‌گوید؟ به‌جای آن‌که در مصاحبه‌های خود با کلمات بازی کنید، اول به لحاظ تاکتیکی کیفیت تیم‌تان را بالا ببرید. از ابتدای فصل تا به حال امیر خلیفه‌اصل و من با هیچ‌کدام از سرمربیان تیم‌های رقیب درگیر نشدیم. چه‌کاره هستید از ورزشگاه فولاد آرنا عذرخواهی می‌کنید؟ چنین رفتارهایی قدیمی شده است. من با پیروز قربانی در تیم ملی هم‌بازی بودم و او را خوب می‌شناسم. این‌که به کتاب خواندن روی آورده بد نیست، ولی بیش از اندازه کتاب خواندن هم اثر منفی دارد! البته پیروز قربانی مدعی شده که سر و صدا در ورزشگاه خیلی زیاد بود. به هر حال استادیوم خالی است و از مجموعه تیم ما افراد زیادی روی سکوها حضور دارند. این اتفاق در بازی تیم‌های پرطرفدار هم رخ می‌دهد، اما ایشان عادت دارد با کلمات بازی کند، در حالی که مردم ما فریب این نوع صحبت‌ها را نمی‌خورند. این رفتار دیگر در فوتبال ما جواب نمی‌دهد. این آقا همان‌طور که ادعا دارد، بهتر است تمرکزش را به‌جای استفاده از کلمات به تیمش معطوف کند.»

«چرا این کابوس تمام نمی‌شود؟»

اما فارغ از تمام حواشی ایجادشده توسط عوامل تیم، عجیب‌ترین حاشیه مربوط به انتخاب پنالتی‌زن بود که اگر هر بازیکنی به‌جز فرشید اسماعیلی پشت توپ قرار می‌گرفت، فارغ از این‌که پنالتی گل می‌شد یا نه، چنین کابوسی برای او رقم نمی‌خورد؛ اما پنالتی زدن فرشید، تکرار کابوسی است که گویا قصد ندارد با گذشت سال‌ها گریبانش را رها کند.

«شاید رحمتی هم مقصر بود»

به هفت سال پیش برمی‌گردیم؛ دربی شماره ۸۹، در مسابقه‌ای که جدا از حساسیت‌هایی که در تمام شهرآوردهای دنیا وجود دارد، حتی می‌توانست تعیین‌کننده سرنوشت قهرمان فصل باشد. ابتدا احمد نوراللهی پرسپولیس را پیش انداخت، اما در دقیقه چهل‌وسوم، کمال کامیابی‌نیا در محوطه جریمه خودی به‌جای توپ، پای فرشید اسماعیلی را هدف قرار داد تا اشکان خورشیدی پس از مشورتی کوتاه با محمدرضا اکبریان در سوت خود به علامت پنالتی برای استقلال بدمد.

نیمه آبی ورزشگاه از شادی منفجر شد، چون می‌دانستند آیاندا پاتوسی پنالتی‌زن ماهری است، اما ناگهان گادوین منشا توپ را برداشت و به سمت محوطه جریمه رفت. خوشحالی آبی‌ها دوچندان شده بود؛ چراکه با پنالتیِ منشا، علاوه بر جبران گل خورده، زخمی نیز بابت گل‌زنی مهاجم سابق سرخ‌پوشان به این تیم می‌زدند. اما سرنوشت خواب دیگری برای فرشید دیده بود. سیدمهدی رحمتی دروازه خود را رها کرده و توپ را از جلوی پای منشا برداشت و با اصراری عجیب به دست اسماعیلی سپرد. دهان منشا، مانند همه حاضران در ورزشگاه، از تعجب بازمانده بود؛ زیرا تا آن زمان فرشید اسماعیلی پشت ضربات پنالتی قرار نمی‌گرفت.

در هر حال، ضربه پنالتی نواخته شد و نتیجه را دیگر خودتان بهتر می‌دانید؛ یک چیپ ناشیانه که باعث شکست استقلال و در نهایت به قیمت از دست رفتن جام قهرمانی برای آن‌ها منجر شد. تیفوسی‌های آبی هرگز او را نبخشیدند تا پس از چندی، راه تیم و بازیکن هم از یکدیگر جدا شود.

«بیش از ۲۵۰۰ روز پس از آن روز»

و حالا پس از 2 هزار و 513 روز، پنالتی برای فجرسپاسی و بدترین انتخاب ممکن، یعنی فرشید اسماعیلی.

این بار او چیپ نزد، ولی شانس برتری در این مسابقه و جبران شکست دور رفت را از فجری‌ها گرفت تا کابوس ضربات پنالتی باز هم دست از سر فرشید برندارد.

 

true
true
فجرسپاسی؛ اسیر در گردابِ خودخواسته
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

true