true
الهام فیروزی شهر مردم- در جوامع آزاد، رسانهها صدای مردم هستند و به تعادل قدرت و پیشرفت جامعه کمک میکنند، آنها به عنوان ستون چهارم دموکراسی، مسئولیت آموزش عمومی، نظارت بر قدرت، تسهیل گفتوگوی اجتماعی، حتی سرگرمی سازنده را بر عهده دارند و بر این اساس آنچه که به وضوح مشهود است، این بوده که رسالت رسانه در هر جامعهای فراتر از اطلاعرسانی صرف است؛ رسالتی که تمرکز بیش از حد و کنترل مرکزی میتواند آن را محدود کرده و از نقش نظارتیاش دور سازد. نقشی که باید آن را اصلیترین و مهمترین رسالت رسانه دانست.
رسانه، آزادی بیان و نهادهای نظارتی
با این وجود اما با مرور اخبار و آنچه که بر خبرنگارانی گذشته است که با افشای واقعیتها تلاش کردهاند، تا نه تنها گامی در راستای اطلاعرسانی در جامعه بردارند، بلکه موجب احقاق حقوق شهروندان و افراد در مواردی که حقوقشان تضیعشده است با رساندن اخبار به مسئولان شوند، با این مقوله مواجه میشویم که همواره چالشهایی مانند محدودیتهای قانونی و استفاده از ابزار فشار از سوی برخی افراد یا نهادها، این رسالت را تحت تاثیر قرار داده یا آن را از مسیر اصلی منحرف کرده است. ضمن اینکه رسانههای خصوصی که به دلیل هزینههای بالا، عدم حمایت قابل توجه از سوی دولت به سختی برای بقا تلاش میکنند تا به وظایف خود به عنوان یک رسانه مستقل و مردمی در جامعه عمل کنند، در عمل به مسئولیت خطیری که دارند، درگیر فراز و نشیبهای بسیار میشوند، اوضاع و احوالی که این روزها بسیاری از دستاندرکاران رسانهها از آن گله دارند، اینکه از آزادی بیان که در قانون به آن اشاره شده است، به اندازه کافی حفاظت نمیشود، ساختارهای نظارتی اغلب آن را به سادگی نقض میکنند و در نهایت حتی موجب تعطیلیشان میشوند.
خودسانسوری، کنشی ناخواسته یا خودخواسته؟
ولی این همه ماجرا نیست؛ به طور مثال یکی دیگر از چالشهای کلیدی که رسانهها با آن روبهرو هستند، مقوله تعادل میان آزادی بیان و حفظ امنیت شغلیشان است. اگرچه قوانین موجود بر حفاظت از آزادی بیان تاکید دارند، اما در عمل، سانسور و محدودیتها گاهاً خبرنگاران را به خودسانسوری وامیدارند. چرا که حتی در مواردی وقتی یک رسانه داخلی تنها به وظایف خود عمل کرده و در این راستا تلاش کرده با ارائه مستندات، شفاف سازی خبری و انتقال آنچه که در جامعه میگذرد، بازوی کمکی برای متولیان امر در مقابله با سوءاستفادهگران و اختلاسگران باشد، اما در این بحبوحهی رسانهای بیگانه برای بهرهبردای یکسویه به سود خود آن خبر را منتشر یا دستکاری میکند، رسانههای داخلی که هیچ نقشی در این امر نداشته و تنها به وظایف خود عمل کرده است، از سوی نهادهای نظارتی گاهاً چالش و مشکل میکند، آنچه که خلاءهای مربوط به امنیت شغلی خبرنگاران و رسانهها را به مسالهای جدی تبدیل کرده است.
ما و شاخص آزادی مطبوعات
از سوی دیگر اگر بخواهیم مروری بر برخی گزارشهای بینالمللی در زمینهی رتبهبندی آزادی مطبوعات داشته باشیم، با این موضوع مواجه میشویم که در این رتبهبندیها، کشورمان جایگاه قابل قبولی ندارد؛ به عنوان نمونه در گزارشی که در سال ۲۰۲۵ منتشر شد ایران با کسب نمره ۱۶٫۲۲ از ۱۰۰، در رتبه ۱۷۶ شاخص آزادی مطبوعات در میان 180 کشور قرار گرفت، پیشتر به عبارتی در رتبه بندی گزارشگران بدون در سال 2007 با محوریت رعایت آزادی مطبوعات در کشورهای مختلف جهان، ایران در میان 169 کشور مورد بررسی، رتبه 166 را به خود اختصاص داده بود؛ جایگاهی که حتی اگر اعلام آن را اغراقآمیز نیز بدانیم، اما فاصله کم آن با آخرین جایگاهها قابل تامل است.
آنچه که دلیلش به احتمال زیاد به برخورد با خبرنگاران در خصوص انتشار گزارشهای حساس باز میگردد؛ مطالبی که حداقل بخش قابل توجهی از آن در راستای اطلاعرسانی و احقای حقوق شهروندان بوده است؛ با این وجود به رغم ارزشمندی و ایفای نقش خبرنگارانش در راستای ایفای نقش موثر برای برقراری پل ارتباطی با متولیان امر و انتقال مشکلات، معضلات و دغدغههای اجتماعی جهت رفع آنها، اما همچنان شاهد بروز رفتارهایی هستیم که نه تنها موجب بروز چالش برای رسانهها میشود، بلکه به دلیل قرار گرفتن رسانهها در حالت خودسانسوری برای ادامه حیات به تدریج میزان اعتماد جامعه به اخبار داخلی کاهش یافته و در بسیاری از مواقع برای آگاهی از یک موضوع و اتفاق به دنبال اخباری هستند که از شبکههای خبری خارجی و یا حتی شبکههای اجتماعی آنلاین منتشر میشوند؛ روندی که خود نیز بسیار آسیبزا است و برای چنین شبکههایی شرایط موجسازیهای خبری و دستکاری در اصل خبر و سوء استفادههای فراوان را فراهم میآورد.
آنچه که ضرورت کاهش فشارهای غیرضروری، اعتماد سازی عمومی دوباره و توجه بیشتر بر اصل بیشتر شفافیتسازی را گوشزد میکند، چرا که رسانهها میتوانند در چین شرایطی با تمرکز بر مسائل واقعی جامعه، این اعتماد از دست رفته را بازسازی کنند.
رسانه؛ آینه جامعه و عامل ایجاد تغییرات مثبت
به هر صورت میتوان گفت؛ اگرچه رسانهها در کشورمان نقش مهمی در اطلاعرسانی درباره رویدادهای ملی ایفا میکنند، اما گاهی روایتهای رسمی با واقعیتهای اجتماعی همخوانی کمتری دارند که دلیل آن نگرانی از تعطیلی و مشکلات معیشتی خبرنگاران است. هر چند در سالهای اخیر، شهروند- خبرنگاری و شبکههای اجتماعی به عنوان مکملی در این حوزه ظاهر شدهاند که نشاندهنده نیاز به فضای بازتر برای بیان دیدگاهها هستند. ابزارهایی که میتوانند به شکستن انحصار اطلاعرسانی کمک کنند، البته به طور قطع با رعایت قوانین و نه در قرار گرفتن در چارچوب خودسانسوری، اما باز هم مشکلات رسانهها و خبرنگاران در خصوص آنچه که گفته شد پابرجاست.
براین اساس به طور قطع اعتمادسازی دوباره و توجه به نقش رسانهها و حقوق صنفی خبرنگاران موضوعی مهم است که علاوه بر محاسنی که با خود در راستای اعتمادسازی و جلب مخاطب در کشور به همراه دارد، اگر واقعگرا باشیم در سطح بینالمللی نیز میتواند توان رسانهها در زمینه قدرت نرم کشور را تقویت کنند، همچنین با تمرکز بر طرح انتقادهای سازنده مشارکت اجتماعی افزایش داده و افکار عمومی به سمت پیشرفت سوق دهد. زنجیرهای تعاملی که به نظر میرسد ترس از تعطیلی، برخوردهای نظارتی، اعمال سختگیریها و سایر موارد دچار از هم گسستگی شده است.
در کنار این موارد عنوان شده اما نباید فراموش کرد، رسانهها پتانسیل بالایی برای نقشآفرینی دارد، ولی همانطور که بیان شد، چالشهایی مانند اعمال محدودیتها، ضعف حمایتهای قانونی از آنها، قرار گرفتن ناخواسته در شرایط خودسانسوری اجباری و غیره، آنها را از رسالت اصلیشان دور میکند. به این ترتیب تداوم فعالیت رسانهها و از دست نرفتن رسالتی که بر عهده دارند، نیازمند حمایت نهادهای نظارتی و نه اجبار نانوشته برای تقطیع و انتخاب گزینشی اخبار است. رسانه میتواند نه تنها آینه جامعه باشد، بلکه عاملی در راستای تغییر سازنده آن شوند، البته با حفظ ارزشها و پاسخگویی همزمان به انتقادات مردمی. رسانههایی که این روزها متاسفانه در مواردی شاهد هستیم فشارهای اقتصادی و قضایی برخی مواقع مانع از فعالیت آزادانه آنها میشود. علاوه براین شرایط اشاره شده، رسالت رسانه را از آموزش و نظارت به پروپاگاندا تبدیل کرده و این ذهنیت را رقم زده است که رسانه به جای رسالت اصلیاش، اغلب شکل ابزاری برای کنترل را به خود گرفته است؛ روندی که اعمال تدابیر حمایتی از رسانهها و خبرنگاران، ایجاد اصلاحات ساختاری، کاهش شرایط خود سانسوری اجباری را ضرورت میبخشد. آنچه که آینده رسانه در کشور را وابسته به گذار به سمت دموکراسی میکند، جایی که رسانهها در اشکال مختلف، همچنین شهروند- خبرنگاران نقش محوری ایفا کنند، زیرا که بدون آزادی بیان، رسالت رسانه ناقص میماند و جامعه از پیشرفت محروم میشود. رسانه نه تنها آینه جامعه است، بلکه میتواند عامل ایجاد تغییرات مثبت و سازنده در آن باشد، نکتهای مهم که نیازمند آزادی بیان و در نظرگرفتن مصونیت قانونی برای خبرنگاران است. در غیر این صورت خودسانسوری اجباری بحرانی خواهد بود که نه تنها آینده رسانهها را در معرض تهدید قرار میدهد، بلکه با از دست رفتن اعتماد مخاطبان رسانه تنها نقش نمایشی و پرهزینه را برای خود خواهد داشت، ضمن اینکه گرایش مخاطبان به رسانههای خارجی میتواند بسترساز بحرانها و سوء استفادههای بسیار برای معاندان شود، آنچه که نقش و رسالت رسانهها در کشور را با علامت سئوالهایی جدی مواجه خواهد کرد.
true
true
https://shahrmardomdaily.ir/?p=92564
true
true





