الهام فیروزی – شهر مردم ، ایران در دهههای گذشته یکی از سریعترین تغییرات جمعیتی جهان را تجربه کرده است. کاهش چشمگیر جمعیت جوان که باید آن را بحرانی پنهان، اما عمیق دانست. بر اساس آمار رسمی، حدود ۲۴ میلیون نفر از جمعیت کشور در گروه سنی ۱۵ تا ۳۴ ساله قرار دارند، رقمی که در مقایسه با سال ۱۳۹۹، کاهش پنج میلیون نفری را نشان میدهد. این روند نه تنها سهم جوانان در ساختار جمعیتی را کاهش داده، بلکه با کاهش تمایل به ازدواج و فرزندآوری نیز همراه شده است که خود هشداری جدی در خصوص هرم جمعیتی کشورمان به شمار میرود. روندی که عمده دلایل آن به مشکلات اقتصادی و وضعیت اشتغال این گروه سنی باز میگردد. اما این مساله فراتر از نمودارهای آماری است؛ یک تحول دموگرافیک بوده که میتواند پایههای اقتصادی، اجتماعی، حتی امنیتی کشور را دچار چالش کند.
انفجار تا افول جمعیتی
همانطور که در ابتدا عنوان شد در چند دهه اخیر کشورمان از نظر تغییرات جمعیتی روند پر سرعتی را به نمایش گذاشته است. متوسط نرخ رشد جمعيت که در بازه زمانی سالهای 1355 تا 1365 رقمی در حدود 3.7 درصد بود عدد 1.24 درصدی را در فاصله سالهای 1390 تا 1395 به ثبت رساند، ر قمی که در ادامه و در سال 1402 به سال 1402 به حدود 0.7 درصد رسیده است. این در حالی بوده که چندی قبل هم صالح قاسمی، دبیر مرکز مطالعات راهبردی جمعیت در این خصوص هشدار داد که با تداوم روند فعلی نرخ رشد طبیعی جمعیت کشور در سال ۱۴۱۵ به عدد صفر خواهد رسید.
همچنین اردیبهشت ماه گذشته مرضیه وحید دستجردی، دبیر ستاد ملی جمعیت نرخ رشد جمعیت در کشور را ۰.۶ درصد اعلام و بر این اساس تاکید کرد ایران با شتابی چشمگیر در مسیر پیری و کاهش جمعیت در حال حرکت است. این در حالی بوده که وقوع وقایعی مانند درگیری، جنگ و موارد دیگری از این قبیل مانند حوادث دی ماه گذشته نیز میتواند موجب بروز تلفات در گروه سنی جوانان، هدر رفتن منابع انسانی و نیروی کار جوان شود، آنچه که چرخه بحران جمعیتی را تسریع میبخشد و بسیار قابل تامل است.
ایران در آستانه «پنجره دموگرافیک بسته»
از سوی دیگر با توجه به آمارهای موجود جمعیت جوان کشور در گروه سنی 15 تا 35 سال اکنون حدود 25 درصد است، آن هم در شرایطی که پیشتر به عبارتی در سال 1385 این عدد شامل۳۵ درصد کل جمعیت را تشکیل میداد، بنابراین به رغم افزایش جمعیت در کشور با کاهش قابل توجهی همراه بوده است.
نرخ باروری کل نیز روند نزولی را در پیش گرفته و از ۶.۴ فرزند به ازای هر زن در دهه 60 به ۱.۶ در یکی دو سال گذشته تغییر کرده، که زیر سطح جایگزینی یا همان رقم ۲.۱ فرزند قرار دارد. در سال 1400 نیز محمد جواد محمودی، رئیس وقت کمیته مطالعات و پایش سیاستهای جمعیتی دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی در این راستا با بیان این مطلب که اکنون نرخ باروری زیر حد جایگزینی است، از این پیشبینی سخن گفته بود که در سالهای ۱۴۱۵ تا ۱۴۲۰ نرخ رشد جمعیت به صفر خواهد رسید و پس از آن منفی خواهد شد، هشداری نگران کننده و روندی که کشور ما را در آستانه یک «پنجره دموگرافیک بسته» قرار داده، جایی که فرصت بهرهبرداری از نیروی کار جوان از دست میرود و جامعه به سمت پیری سوق مییابد. پیشبینیها نشان میدهد که تا 25 سال آینده بیش از ۲۱ درصد جمعیت ایران سالمند و بالای ۶۵ سال خواهند بود، که این رقم در حال حاضر حدود ۶.۸ میلیون نفر است. این در حالی است که حدود ۱۶ تا ۱۷ میلیون جوان مجرد در سن ازدواج وجود دارد، عدد و رقمی که از کاهش ازدواج و فرزندآوری حکایت دارد، وضعیتی که نباید به سادگی از کنار آن گذشت.
اقتصاد، فرهنگ یا سیاستهای گذشته؟
واقعیت این است که کاهش جمعیت جوان ریشه در ترکیبی از عوامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دارد. مشکلات اقتصادی، از جمله نرخ بیکاری و تورم فزاینده، جوانان را از تشکیل خانواده بازمیدارد. از نظر جامعهشناسان و جمعیتشناسان، کاهش باروری نشاندهنده تغییر نگرشهای اجتماعی است، جایی که جوانان اولویت را به کیفیت زندگی فردی میدهند نه تعداد فرزندان، آنچه که دلیل اصلیاش مسائل اقتصادی و نا امیدی از آینده بوده و عوامل فرهنگی مانند افزایش سن ازدواج و تمایل به فرزند سهم کمتری در آن دارند.
در این میان هرچند که از منظر جامعهشناختی، برخی از جمعیتشناسان، کاهش جمعیت را نتیجه «تغییرات ارزشی ناشی از مدرنیته» میداند، جایی که نظام سرمایهداری و سبک زندگی مدرن، تمایل به خانواده کوچک را ترویج میکند. مقولهای که اکنون از سیاستهای کنترل جمعیت در دهههای گذشته که نرخ باروری را به شدت کاهش داد، به عنوان یک «اشتباه استراتژیک» یاد میکند. پیمایشهای اخیر نشان میدهد که ۳۰ درصد افراد بدون فرزند و ۴۸ درصد دارای یک فرزند، تمایلی به فرزندآوری ندارند، همچنین نتایج به دست آمده پیمایش ملی «تمایلات و رفتار فرزندآوری در ایرانیان» در میان گروه سنی مردان و زنان متاهل بین ۲۰ تا ۵۰ سال که در اسفندماه سال گذشته انجام شد، نشان داد که به طور کلی ۷۷.۷ درصد پاسخگویان تمایل به فرزندآوری ندارند و تنها ۲۲.۳ درصد تمایل به فرزندآوری دارند. آمار و ارقامی که نگرانیهای اقتصادی و روابط خانوادگی عمده دلایل آنها هستند. همچنین، مهاجرت نخبگان و جوانان به دلیل شرایط اقتصادی، این روند را تشدید کرده است.
نکته مهم دیگری که در این خصوص باید به آن اشاره داشت؛ پیامدهای این کاهش، گسترده و چندبعدی است. از نظر اقتصادی، کاهش نیروی کار جوان منجر به افت رشد تولید ناخالص داخلی (GDP) میشود. ضمن اینکه پیشبینی میشود که با پیری جمعیت، فشار بر سیستمهای بازنشستگی و بهداشت افزایش یابد. از سوی دیگر از منظر امنیتی، کاهش جمعیت جوان میتواند توان دفاعی کشور را تضعیف کند، موضوعی که در هشدارهای مربوط به کاهش جمعیت نیز به آن اشاره شده است.
علاوه براین گسست نسلی، تفاوت ارزشی بین جوانان و نسلهای قدیمیتر، میتواند به شکاف اجتماعی منجر شود، در نهایت، اگر روند کنونی ادامه یابد، جمعیت ایران ممکن است در آیندهای نه چندان با کاهش قابل توجه جمعیت و افزایش قابل توجه قشر سالمند مواجه شود. شرایطی که تبعات نامطلوب بسیاری با خود به همراه دارد.
در کنار آنچه که اشاره شد نباید از یاد برد که ایران تنها کشوری درجهان نیست که با این چالش روبهرو شده است. به طورنمونه ژاپن، با نرخ باروری ۱.۳ و ۲۹ درصد جمعیت سالمند، از سیاستهای تشویقی مانند یارانه فرزندآوری و حمایت از زنان شاغل استفاده کرده، با این وجود اگرچه تدابیری لحاظ شده گامی برای حل مشکل مذکور بوده اما این کشور همچنان با کمبود نیروی کار مواجه است و برای جبران آن وضعیت مهاجرپذیر را مدنظر قرار داده است. براین اساس به تازگی دولت این کشور عنوان کرده با توجه به کمبود جدی نیروی کار قصد دارد تا پایان مارس سال ۲۰۲۹ بالغ بر یک میلیون و 230 هزار کارگر خارجی را تحت سیستم کارگران ماهر ویژه جذب کند.
علاوه براین ایتالیا هم با نرخ رشد منفی، برنامههای مهاجرت انتخابی و سرمایهگذاری در آموزش را اجرایی کرده تا نیروی جوان خود را حفظ کند. چین، پس از سیاست «یک فرزندی»، اکنون با بحران پیری جمعیت خود روبهرو است و با حذف محدودیتها و افزایش انگیزه اقتصادی در قالب ارائه کمک هزینه، اختصاص یارانه مسکن و…، تلاش میکند نرخ باروری را افزایش دهد. راهکاری که به نظر میرسد چندان نتیجه بخش نبوده است. این تجربیات نشان میدهد؛ سیاستهای صرفاً تشویقی کافی نیست؛ نیاز به اصلاحات ساختاری اقتصادی و فرهنگی است.
با توجه به مثالهای زده شده باید عنوان کرد برای مقابله بحران سالمندی و کاهش آمار جمعیت در گروه سنی جوان، نیاز به رویکردی جامع است. اگرچه سیاستهای تشویقی مانند قانون «جوانی جمعیت و حمایت از خانواده» ایدهای است که در گام نخست باید اجرایی و تقویت شود، اما به نظر میرسد این راهحل به تنهایی قادر به رفع چالش موجود نیست. بنابراین نیاز است تا تدابیرچندگانه در حوزههای فرهنگی، بهداشتی، آموزشی، مهاجرتی، اقتصادی و … به صورت کارشناسی شده تدوین و اجرایی شود. به طور مثال در مقوله اقتصادی؛ کاهش بیکاری از طریق سرمایهگذاری در آموزش و کارآفرینی جوانان میتواند مدنظر قرار گیرد. تمرکز بر بخش ایجاد مشاغل پایدار که درآمد حاصل از آن نیازهای مالی چرخه معیشتی و دیگر موارد لازم را برآورده سازد از جمله این نکات قابل توجه است.
تمرکز بر فرزندخواهی یا فرزندآوری؟
در کنار این امر کمپینهای آگاهیبخشی برای تغییر نگرشها پیشنهاد دیگری در این زمینه است؛ تمرکز بر فرزندخواهی نه فقط فرزندآوری نکته مهمی است که باید مورد توجه قرار گیرد. از سوی دیگر پذیرش مهاجران انتخابی متخصصان، افراد تحصیلکرده و سرمایهگذاران، برای تعادل جمعیتی، همانطور که در گزارشهای آیندهنگاری پیشنهاد میشود، ایدههای دیگری هستند که قابل تامل خواهند بود. در مقوله مباحث بهداشتی و آموزشی هم نکتهای است که باید به آن پرداخت، به عبارتی حمایت از درمان ناباروری و آموزش جنسیتی برای کاهش سن ازدواج بحثی است که نباید از کنار آن به سادگی گذشت.
در نهایت، ایران باید از «پنجره دموگرافیک» فعلی بهره ببرد، قبل از اینکه به «زمستان دموگرافیک» برسد. این بحران، فرصتی برای بازنگری سیاستهاست، اما زمان محدود است. اگر اقدامی جدی صورت نگیرد، آیندهای با جامعهای پیر و اقتصاد متزلزل در انتظارمان خواهد بود.





