×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

خبر فوری

true
true
true
سوته دلان

فرنگیس شنتیا – خبرنگار شهرمردم، قلبی بزرگ و درهم‌فشرده به وسعت ایران. بغض هایی که گاه فرو خورده و گاه شکسته می شوند ، با کمترین امید برای ترمیم زخم . این حال و روز جامعه‌ای است که در سال‌های اخیر بارها و بارها  با شوک‌های ناگهانی مواجه شده و هنوز از سوگی فارغ نشده، ناگزیر و ناچار سوگ دیگری را بردوش می کشد. از اعتراضات سال ۹۸ به این‌سو، چرخه بحران و اندوه دسته جمعی چنان تکرار شده که بسیاری از روان‌شناسان نسبت به شکل‌گیری «ترومای جمعی مزمن» هشدار می دهند ؛ وضعیتی که جامعه را در حالت تروماتیک و آماده‌باش روانی دائمی ، معلق می گذارد .

در چنین شرایطی، سوگواری جمعی  نه در فضای عمومی ، بلکه در قاب‌های کوچک گوشی‌های  مردم جریان دارد؛ بی‌آنکه ناچیزترین سازوکار رسمی برای حمایت روانی گسترده و سازمان‌یافته از آسیب‌دیدگان در نظر گرفته شود .

ترومای جمعی؛ زنگ خطری برای بروز آسیب های جدی تر

بر اساس یافته‌های پژوهشی در حوزه سلامت روان، ترومای جمعی معمولاً دو مؤلفه مشترک دارد: شوک ناگهانی و احساس بی‌پناهی جمعی . اما این تراژدی زمانی تکمیل می شود که این دو عنصر هم‌زمان تجربه می‌شوند، پیامدها از سطح فردی فراتر رفته و به بافت اجتماعی سرایت می‌کند. وضعیتی که دیگر اضطراب، افسردگی، اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، پرخاشگری، بی‌اعتمادی عمومی و فرسایش امید را به چاردیواری خانه ها محدود نمی کند و مبتلایان آن  طیف وسیعی از جامعه را شامل می شوند که حتی اگر بخواهند ، قادر نیستند  از  پیامدهای این بحران‌های تکرارشونده در امان بمانند.

در این باره کارشناسان معتقدند اگر در هفته‌ها و ماه‌های نخست پس از بحران، «کمک‌های اولیه روان‌شناختی» و مداخلات ساختارمند ارائه نشود، احتمال مزمن‌شدن آسیب‌ها به‌طور چشمگیری افزایش می‌یابد.

مداخلات روان‌شناختی؛ گمشده ای در سوگ های دسته جمعی ما !

موج افسار گسیخته گرانی ها از یکسو و فرسودگی عاطفی پس از تقلاهای بی سرانجام برای رسیدن به چشم اندازهای فردی از سوی دیگر ، در سال های اخیر ، حوزه فردی را کنار زده و به لایه های مختلف جامعه‌ای خسته و فرسوده تسری یافته است . جامعه ای که مجبور است همواره در مواجهه  با شوک های ناگهانی در آماده‌باش دائمی به سر ببرد . وضعیتی که هر از چند گاه  به واکنش هایی مانند کاهش مشارکت اجتماعی، مهاجرت گسترده یا انفجارهای هیجانی منجر می شود . در چنین تشنج نفس گیر و توانفرسایی است که به وضوح می توان دریافت جای یک التیام جمعی تسکین دهنده کاملا خالی است : مداخله روانشناختی برای تاب آوری و جلوگیری از انباشت سوگ .

این بی توجهی به سلامت روانی جمعی در حالی در ایران رقم می خورد که در بسیاری از کشورها، حمایت های روانی ، بخشی جدایی‌ناپذیر از مدیریت بحران به حساب می آید . در چنین بحران هایی خطوط تلفنی و  پلتفرم های آنلاین مشاوره  ، خدمات رایگان یا یارانه‌ای و برنامه‌های اجتماع ‌محور ،  پا به پای  تیم‌های تخصصی برای ارائه کمک‌های اولیه روان‌شناختی به آسیب دیدگان فعال می شوند ؛   تدابیری کاملا منطبق با مسوولیت های اجتماعی که در ایران با وجود  تکرار بحران‌های اجتماعی، کمتر به چشم می‌خورد و در نظام سلامت از کمترین اولویتی برخوردار نیستند . و به این ترتیب است که روان زخم های جمعی حاصل از سوگ ما ایرانیان می رود به فهرستی از  ناملایمات عریض و طویلی که از سر گذرانده ایم ، پیوست شود ؛ بی هیچ تسکین و بی هیچ التیامی !

 

true
true
سوته دلان
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

true